پوستر undefined

فیلم‌ سینمایی |کمدی

بخارست

Bokharest

۶.۴ /۱۰
امتیاز سلام سینما

از ۳۳ رای

منتقدان:

۱

امتیاز دهید:

اینجا ایران است و ما داستان‌های هیجان‌انگیز داریم.

نقدهای بلند فیلم بخارست

فیلمسازی از روی شابلون این‌بار با نام بخارست


 بخارست نام جدیدترین فیلم مسعود اطیابی است که خوب یاد گرفته مبتنی بر یک شابلون فیلم بسازد. بخارست فیلم حقیری است و نمی‌شود حتی از یک نمای آن تعریف کرد. هر فیلمِ اطیابی از خروس جنگی تا بخارست با نقد‌های جدی مواجه شده، اما باعث تعجب است که این فیلمساز دست از ابتذال برنمی‌دارد! هر فیلم او به قدری سخیف و دم‌دستی است که معلوم است قرار نبوده چیزی به مخاطب اضافه کند، بلکه فقط جیب قشری خاص از مخاطب هدف بوده است. واقعیت این است که هجو‌سازی اطیابی در سینمای ایران دیگر جواب نمی‌دهد، چون فیلمساز قصد ندارد کیفیت آثارش را ارتقا دهد. مخاطب هوشمند سینمای ایران، اما تفاوت ابتذال و هنر را به خوبی درک می‌کند و می‌داند آثاری، چون دینامیت، انفرادی یا بخارست صرفاً در قالب بساز و بفروشی تولید و عرضه می‌شوند. بخارست فیلم بدی است و پول بلیت مخاطب را گدایی می‌کند و با کلیشه‌های همیشگی ساخته شده است.
دو برادر این‌بار با بازی حسین یاری و پژمان جمشیدی به علاوه یک طرح یک خطی همراه با شوخی‌های چندپهلوی کوچه و خیابانی و همچنین تحقیر جایگاه زنان تبدیل به یک اثر لمپن و ضعیف شده که همه چیز آن تکراری است. پژمان جمشیدی می‌توانست با انتخاب‌های درستش بازیگر قابل قبولی باشد، اما حالا او با افتادن درون چرخه تکرار تبدیل به یک بازیگر هجو و بی‌استعداد شده است که نمی‌تواند پرستیژ بازیگری‌اش را کنترل و مدیریت کند. او هر نقشی را قبول و مدام خود را تکرار می‌کند. از طرفی حسین یاری که روزی بازیگر جدی و حرفه‌ای بود به ورطه سقوط نزدیک شده است. بازی او در فیلم‌های این‌چنینی آنقدر ضعیف است که قابل تصور نیست. بخارست اساساً فیلم لحظه‌ای و مقطعی است. همه چیز با بداهه و آن هم به بدترین شکل ممکن شکل گرفته است. خبری از فیلمنامه نیست. شوخی‌ها آنقدر چرک و تکراری است که برای مخاطب جدی سینما، حتی به تبسم هم ختم نمی‌شود. خبری از روایت و ساختار سینمایی نیست.
کمدی یک ژانر اتفاقاً جدی و مهم در سینما محسوب می‌شود، اما فیلمساز ما فکر می‌کند، چون کمدی با خنده نسبت دارد پس باید با بی‌مایگی تنه بزند.
کمدی ژانر با اهمیتی است که کارگردان برای شکل دادن به آن باید فیلمنامه‌ای منسجم داشته باشد و موقعیت‌های جدیدی از دل آن ایجاد کند، اما فیلم‌های اطیابی نما‌های به‌هم پیوسته‌ای فارغ از خط روایی سینمایی است. بازیگران فاقد یک بازی استاندارد هستند و فقط در کادر حضور دارند و دیالوگ می‌گویند. دیالوگ‌هایی که قطعاً بداهه است. در بخارست خبری از منطق روایی نیست. فقط شوخی‌ها و ابله بودن دو برادر را می‌بینیم.
اطیابی قصد داشته اثری بزن و بکوب بسازد. او عادت دارد که همیشه از دو کاراکتر استفاده کند و این دو فیلم را جلو ببرند. اینجا هم جمشیدی و یاری حضور دارند که البته آنقدر بازی آن‌ها و دیالوگ‌هایی که می‌گویند سطحی است که بار کمدی و خنده‌آور آن درون این بی‌مایگی غرق شده است.
زمانی که فیلم فاقد فیلمنامه باشد و وقتی که کارگردان صرفاً به فکر پول است، ماحصل کار می‌شود بخارست. اطیابی، جمشیدی و هادی کاظمی را از سریال آنتن به بخارست آورده و این دو بازیگر در آن سریال مبتذل هم نتوانستند بازی قابل توجهی داشته باشند و در بخارست همان بازی ناپخته و نارس را تکرار می‌کنند. در اجرا هم نمی‌توانیم نکته مثبتی را ببینیم، همه چیز مانند متن فاقد استاندارد است. در اکثر نما‌ها شلختگی دیده می‌شود و هیچ پرداخت سینمایی در کار نیست. اطیابی حتی بعضی از سکانس‌های دینامیت را مثل سکانس تعقیب و گریز و حضور آن دو خواهر در بخارست تکرار کرده است. اگر قرار باشد کمدی در سینمای ایران در همین سطح متوقف بماند باید به حال این سینما غصه خورد. 

بستن