پوستر undefined

فیلم‌ سینمایی |کمدی ، خانوادگی

جاده خاکی

۶.۷ /۱۰
امتیاز سلام سینما

از ۳ رای

منتقدان:

۵.۵

امتیاز دهید:

جاده خاکی، حکایت از سفر خانواده ای دارد که در بدو امر مقصدی نامعلوم را در دل طبیعت پیش می گیرند.

کارگردان: پناه پناهی

نقدهای بلند فیلم جاده خاکی

شروع فوق‌العاده و شوکه‌کننده پناه پناهی


ترجمه اختصاصی سلام سینما

شروع فوق‌العاده‌‌ی «پناه پناهی» که نسبتاً شوکه‌کننده بود، احتمالاً یکی از اصلی‌ترین پدیده‌های جشنواره کن امسال است. سفری با ماشین قرضی، پدری با پای شکسته(حسن معجونی)، مادری که در ورای اشک‌هایش لبخندی نمایان است،کودکی که درحال ورجه ورجه کردن است و پسر بزرگتر که در سکوت به جاده‌ی پیش رو خیره شده است. با استفاده از این عناصر، «پناهی» تصویری دقیق از این خانواده را به نمایش گذاشته است.

«پناه پناهی» فرزند «جعفر پناهی» که پیشتر به عنوان دستیار کارگردان در فیلم‌های پدرش حضور داشته است، با این اثر برجسته استعدادش را در این زمینه به رخ می‌کشد. او با ترکیبی از شوخی‌های موفق، نقش‌آفرینی‌های درجه یک و بهره ‌بردن از موسیقی پاپ ایرانی پیش از انقلابی، در جهت جلب توجه توزیع‌کننده قدم نهاده است. 

در خط روایت داستان، هیچ لحظه‌ی تکراری و خسته‌کننده‌ای وجود ندارد و کارگردان در هیچ ‌کجا به کلیشه‌ها روی نیاورده است. مصداق بارز آن، همان صحنه‌ی آغازین فیلم است. کودک مصرّانه به صفحه‌ کلید پیانو ضربه می‌زند و همزمان موسیقی نواخته می‌شود. یک شات از مادر(پانته آ پناهی‌ها) نشان داده می‌شود و سپس کمی آن‌طرف‌تر از ماشین، پسر بزرگ‌تر(امین سیمیار) پشت به خانواده و خیره به جاده نمایان می‌شود. به این شکل شخصیت‌ها معرفی می‌شوند. 

صحنه‌های ابتدایی روی کودک متمرکز شده‌اند.البته هرگز به نام کودک اشاره نمی‌شود و فقط از اون به عنوان «میمون شماره دو» یاد می‌شود. «رایان سرلک» که در زمان فیلمبرداری ۶ ساله بود، این نقش را بسیار درخشان اجرا کرده است. نقشی بیش ‌فعالانه که بازتاب آن در چهره‌ی پریشان پدر و مادرش نمایان است و مدام به او یادآوری می‌کنند که او یک "احمق" است. البته عشق والدین به او هنگام تلاش برای پنهان کردن حقیقت غم‌انگیز از او آشکار می‌شود. همان مشکل «جسی» سگ خانواده که دلیل واقعی سفر آن‌هاست.

«پناهی» شیفت‌های استادانه‌ای را در فیلم به نمایش گذاشته است. پس از صحنه‌ی طنزآمیز دوچرخه‌سوار، صمیمیت پدر و مادر در لفافه نشان داده می‌شود و همچنین پس از شاتِ نفسگیر فیلم که مهم‌ترین و احساسی‌ترین قسمت فیلم است، یک صحنه‌ی فانتزی حیرت‌آور می‌بینیم.

این فیلم به دلیل خلاقیت‌های هیجان‌انگیز، ساختار رضایت‌بخش و برانگیختن حس انسانیت یک فیلم موفق محسوب می‌شود.

منبع: اسکرین دیلی

مترجم: وحید فیض خواه

بستن

«جاده خاکی» روی لانگ‌شات‌های طولانی


 جاده خاکی از آن دست فیلم‌هایی است که سودای هنری بودن دارد و کارگردانش در لابه لای نما‌ها جشنواره‌ای بودن فیلم را فریاد می‌زند، پرداخت مینی مالیستی نمی‌تواند خط روایی منسجم و پرچالشی را رقم بزند، به طوری که موضوع فیلم در یک خط صاف البته با دست‌انداز‌های غیرمعقول روایتی از یک خانواده چهار نفره ارائه می‌دهد. پسری که قصد دارد قاچاقی به خارج از کشور مهاجرت کند.

فیلم می‌خواهد گسست یک خانواده را نشان بدهد، پناه پناهی در اولین فیلم سینمایی‌اش کوشیده اثری به دور از نگرش‌های سیاسی بسازد. به همین دلیل به هیچ وجه اطلاعاتی درباره اینکه چرا پسر جوان می‌خواهد به خارج برود نمی‌دهد، فیلم در جاده می‌گذرد، بنابراین با یک فیلم جاده‌ای مواجهیم؛ اثری که بخش عمده آن در داخل ماشین روایت می‌شود، جاده خاکی اسیر پز روشنفکری کارگردانش شده است و در بیشتر نما‌ها یک ادای دین به فیلم‌های کیارستمی احساس می‌شود. به همان اندازه مینی مالیستی، اما اینجا ادا و اطوار در اجرا توی ذوق می‌زند، در فیلمنامه هم پرداخت درستی شکل نگرفته است. از آنجایی که رویکرد فیلم در ادعا‌های هنری بودن خلاصه می‌شود، اما بهره‌گیری از تمهیدات اجرایی چقدر می‌تواند فیلم را به جلو ببرد؟ پدری بی خیال با پسر کوچک‌تر و حاضر جواب و مادری که اضطراب دوری از فرزندش را دارد باعث دیالوگ‌هایی می‌شوند که اگر چه واقع‌گرایانه نوشته شده، اما به نظر می‌رسد کمکی به روند قصه نمی‌کند، پسر بزرگ‌تر که قصد مهاجرت دارد در سکوت رانندگی می‌کند و قرار گذاشته در این سفر کسی اسیر در غم و اندوه مهاجرت او نباشد، ما فقط دیالوگ‌هایی از سه عضو دیگر این خانواده می‌شنویم که بیشتر دشنام و کنایه و جملات چندپهلو است، حتی سوار کردن آن دوچرخه سوار هم نمی‌تواند تأثیری در فیلم داشته باشد. سکانس دونفره مادر و پسر و دیالوگ‌هایی که رد و بدل می‌شود حاکی از آن است که مادر راضی به مهاجرت فرزندش نیست و قصد دارد به نحوی فرزندش را منصرف کند، پناهی با پرداخت واقع‌گرایانه و البته احساسی از رابطه مادر و پسر توانسته سکانس تأثیرگذاری خلق کند، در ادامه هم سکانسی را از تنهایی پدر و پسرش می‌بینیم که معلوم می‌شود پدر هم از مهاجرت او راضی نیست، اما دیالوگ‌هایی که از سوی پدر گفته می‌شود پنهان کردن بغض و احساسش است که این دو سکانس می‌تواند مهم‌ترین بخش فیلم جاده خاکی باشد، با اینکه صفر تا صد جاده خاکی جشنواره‌ای است و در جشواره‌های مختلفی جایزه‌های متعددی برده است، اما قالب فیلم به هیچ وجه نمی‌تواند تفکر سیاسی یا سیاه‌نمایی باشد. حتی در آن لانگ‌شاتی که ماشین‌های متعددی می‌بینیم که برای راهی کردن فرزندشان به آنجا آمدند نیز نمی‌توان صرفاً ژست سیاسی برای جشنواره‌های خارجی باشد. سکانسی که پدر باید برای نفر بعدی پوست گوسفند انتخاب کند و پوست سفید را انتخاب می‌کند مشخص می‌شود که با مهاجرت مخالفت دارد. پسر کوچک خانواده بی‌خبر از مهاجرت برادرش در بیشتر سکانس‌ها زمین و خاک را می‌بوسد و خدا را شکر می‌کند که این می‌تواند اعتقاد به ماندن در خاک خویش باشد، فیلمساز بیشتر از اینکه بخواهد مضمون سیاسی فیلم را پر رنگ کند خانواده برایش اولویت دارد، اما با فیلم ساده‌ای سروکار داریم که نما‌های کارت پستالی دارد. به طوری که مخاطب عادی باید با صبوری فیلم را نگاه کند. لانگ شات‌های طولانی و دیالوگ‌هایی که بیشتر آن‌ها کاربردی برای فیلم ندارند کمی حوصله سربر است. با این حال جاده خاکی نمی‌تواند یا نمی‌خواهد که اثری سیاه‌نما باشد و قصد دارد قصه‌گویی کند و قصه‌اش که البته کم‌جان است می‌تواند جهانی باشد، استفاده از عنصر تعلیق و ایجاد کنجکاوی در متن همراه با کادر‌های زیبا می‌تواند به عنوان خلاقیت اجرایی جذاب باشد، اما قطعا فرم را شکل نمی‌دهد، بازی‌ها مهم‌ترین نقطه مثبت فیلم است.

بستن

نقدهای کوتاه فیلم جاده خاکی


نویسنده

نیک ویوارلی

«جاده خاکی»(Hit the Road) در مناطق دور افتاده‌ای در ایران فیلمبرداری شده است. «پناهی» با استفاده از یک خانواده‌ی کوچک با نقش‌آفرینی جالب توجه «حسن معجونی»، به عنوان تمثیلی از کل جامعه‌ی ایران، نشان داده است که جامعه‌ی ایرانی با مسائل سیاسی کشورش مشکلاتی جدی دارد. او این کار را از طریق نشان دادن ترس خانواده‌ی داستانش از زیر نظر بودن توسط پلیس و آهنگ‌هایی که این خانواده به آن گوش می‌دهند، به تصویر می‌کشد.

نویسنده

جردن مینتزر

«پناه پناهی» با اولین فیلم بلندش «جاده خاکی»(Hit the Road) دو دستاورد مهم داشته است: اول اینکه او ثابت کرده است که پسر همان پدر است و روایت مرحله‌ای داستان و واقع‌گرایی بازتابی از اِلِمان‌های اصلی فیلم اوست. دوم اینکه او از همان اول از زیر سایه پدرش درمی‌آید و نشان می‌دهد که دارای صدایی مستقل در سینمای ایران است. «جاده خاکی»(Hit the Road) اثری خوش‌ساخت و تأثیرگذار است که هیچ چیز برای رقابت در بخش اصلی کم نداشت. «پناهی» مهارتش را در تسلط به مدیوم سینما به گونه‌ای به رخ می‌کشد که برای یک فیلم اول بسیار نادر است. نقش‌آفرینی «پانته‌آ پناهی‌ها» در نقش مادر خانواده تکان‌دهنده و تأثیرگذار است.

نویسنده

رودریگو پرز

«پناه پناهی» که پیش از این در فیلم‌های پدر اسطوره‌اش «جعفر پناهی» در سمت‌های دستیار فیلمبردار، دستیار کارگردان و دستیار تدوین کار کرده است، برای نمایش اولین فیلم بلند خود، جشنواره‌ی کن را انتخاب کرده است. «جاده خاکی»(Hit the Road) یک فیلم جاده‌ای خانوادگی و درامی انسانی است. تصویر خانواده‌ی چهار نفره‌ای که «پناهی» در فیلمش آن را به تصویر کشیده است، تصویری اریجینال و عمیق از یک خانواده‌ی ایرانی در دهه‌ی معاصر است. هر کاراکتر رنگ و بویی منحصر به فرد به خود گفته است. «حسن معجونی» در نقش پدری با پای شکسته و «پانته‌آ پناهی‌ها» در نقش مادری که هر لحظه می‌خندد و گریه می‌کند، در مسیر پیشبرد درام، نقش‌آفرینی تأثیرگذار و در خور توجهی را از خود به نمایش گذاشته‌اند.

نویسنده

لی سینگر

اولین فیلم بلند «پناه پناهی» فرزند فیلمساز بزرگ «جعفر پناهی»، یک فیلم جاده‌ای بی‌نقص و فوق‌العاده است که تعادل را برای برانگیختن احساس مخاطب با وسواس زیادی رعایت می‌کند و در پوسته‌ی زیرین خود نیز انتقادات اجتماعی-سیاسی را نیز جای می‌دهد. چیزی که باید آن را مورد توجه قرار دارد این است که «پناهی کوچک» توانسته است به شکلی دقیق و با سبکی الهام گرفته از «2001: یک ادیسه فضایی»، حکایتی خلاقانه و جذاب از مبارزه و تقلای یک خانواده را به کمک گروه بازیگران درخشان فیلمش و در مرکز آن «حسن معجونی» و «پانته‌آ پناهی‌ها» ارائه دهد.