جستجو در سایت

1404/11/11 14:02

آیا برگزاری فجر 44، یک روند عادی‌سازی است یا مظهر فرهنگی سینمای ایران؟

آیا برگزاری فجر 44، یک روند عادی‌سازی است یا مظهر فرهنگی سینمای ایران؟
جشنواره فیلم فجر ۱۴۰۴، بیش از آن‌که یک رویداد سینمایی باشد، نشانه‌ای از نسبت امروز فرهنگ و قدرت است. برگزاری آن، در دل اعتراضات و با حذف سینمای مستقل، حامل پیامی روشن است: تلاش برای تثبیت تصویر عادی، در زمانی غیرعادی.

اختصاصی سلام سینما - محمد کفیلی: جشنواره فیلم فجر ۱۴۰۴ در شرایطی برگزار می‌شود که فضای اجتماعی ایران، همچنان ملتهب و ناآرام است. اعتراضات دی‌ماه، هرچند ممکن است در آمارهای رسمی فروکش‌کرده به نظر برسند، اما در لایه‌های زیرین جامعه هنوز زنده‌اند؛ در بی‌اعتمادی عمومی، در شکاف عمیق میان روایت رسمی و تجربه زیسته مردم، و در پرسشی که بی‌پاسخ مانده است: آیا می‌توان در میانه‌ی این وضعیت، از «جشن» سخن گفت؟


بیشتر بخوانید:

4 سوال بی‌پاسخ از منوچهر شاهسواری/ از بی‌برنامگی تا توجیه نبود فیلمسازان



برگزاری جشنواره، صرفاً یک رویداد سینمایی نیست. فجر، از ابتدا حامل بار نمادین بوده؛ جشنواره‌ای برای نمایش «وضعیت فرهنگی کشور». بنابراین پرسش اصلی این نیست که آیا جشنواره برگزار می‌شود یا نه، بلکه این است: این برگزاری، چه معنایی تولید می‌کند؟

عادی‌سازی از مسیر تصویر؟

در چنین شرایطی، آیا ممکن است فجر به ابزاری برای «عادی‌سازی» بدل شود؛ نه لزوماً از راه تبلیغات مستقیم، بلکه از مسیر تصویرسازی؟ سالن‌های پرنور، فرش قرمز، گزارش‌های تلویزیونی و تیترهای فرهنگی، همگی ممکن است این پیام ضمنی را مخابره کنند که زندگی، بی‌وقفه و بی‌اختلال، در جریان است.

برگزاری جشنواره، به خودی خود محکوم نیست؛ اما در غیاب هرگونه بازتاب صادقانه از واقعیت اجتماعی، به نوعی انکار جمعی شباهت پیدا می‌کند. آیا ممکن نیست عده‌ای چنین بیندیشند که فجر ۱۴۰۴ بیش از آن‌که آیینه جامعه باشد، تلاش می‌کند پرده‌ای روی شکاف‌ها بکشد؟

حذف آگاهانه‌ی سینمای مستقل

در این میان، یک نشانه از همه معنادارتر است: غیبت تقریباً کامل سینمای مستقل. ترکیب آثار این دوره نشان می‌دهد که تقریباً تمام فیلم‌های حاضر، یا مستقیماً محصول نهادهای دولتی و حاکمیتی‌اند یا در مدار تولید وابسته به آن‌ها شکل گرفته‌اند. این حذف، نه تصادفی است و نه صرفاً نتیجه مشکلات اقتصادی سینما.

جشنواره‌ای که زمانی محل تلاقی صداهای متنوع، روایت‌های ناهمگون و حتی اعتراض‌های خاموش بود، اکنون به ویترینی یک‌دست بدل شده است. غیبت سینمای مستقل، فجر را از هر امکان نافرمانی، نقد درونی یا حتی گفت‌وگوی حداقلی با واقعیت اجتماعی تهی می‌کند. وقتی همه فیلم‌ها از یک منبع فکری و تولیدی تغذیه می‌شوند، نتیجه نه جشن سینما، که بازتولید یک روایت رسمی از «وضعیت مطلوب» است.

تجربه‌های تکرارشونده

فجر ۱۴۰۴، تجربه‌ای بی‌سابقه نیست. در سال ۱۳۹۸، پس از اعتراضات آبان و در فضای شوک و سوگ اجتماعی، جشنواره برگزار شد؛ با ریزش چشمگیر هنرمندان، انصراف‌ها و سالن‌هایی که بیش از آن‌که محل تماشا باشند، صحنه قهر خاموش بودند. در ۱۴۰۱ نیز، در اوج اعتراضات، جشنواره ادامه یافت؛ اما با شکافی عمیق میان بدنه سینما و ساختار رسمی. آن دوره نشان داد که برگزاری یک رویداد فرهنگی، الزاماً برای اثبات این‌که هیچ چیز غیرعادی نیست کفایت نمی‌کند.

فجر ۱۴۰۴ ادامه همان مسیر است، با این تفاوت که این‌بار، حذف صداهای منتقد کامل‌تر و صحنه، یک‌دست‌تر شده است.

نمونه‌های جهانی: «جشن»واره در دل بحران

در جهان نیز نمونه‌های مشابه وجود دارد. روسیه پس از آغاز جنگ اوکراین، جشنواره‌ها و رویدادهای فرهنگی دولتی را برگزار کرد تا تصویری از ثبات داخلی ارائه دهد. چین در مقاطع اعتراضات گسترده، نمایشگاه‌ها و جشنواره‌های عظیم دولتی را متوقف نکرد. حتی فرانسه در اوج اعتراضات جلیقه‌زردها، جشنواره کن را برگزار کرد؛ با این تفاوت مهم که کن، به صحنه اعتراض هنرمندان بدل شد، نه ابزار پاک‌سازی تصویر نگاه رسمی.

تفاوت در همین‌جاست: رویداد فرهنگی می‌تواند یا محل بروز شکاف باشد، یا ابزار پنهان‌کردن آن.

رسانه‌ها؛ تحریم یا بازتعریف کنش؟

در این وضعیت، کنش فعالان رسانه‌ای به پرسشی اخلاقی بدل می‌شود. تحریم کامل؟ پوشش بی‌چون‌وچرا؟ یا راه سومی وجود دارد؟

تحریم، در برخی بزنگاه‌ها، کنشی معنادار و پرهزینه است؛ اما همیشه مؤثر نیست. در مقابل، پوشش خنثی و تزئینی، عملاً به عادی‌سازی کمک می‌کند. شاید راه سوم، پوشش انتقادی، روایت‌محور و مسئله‌مند باشد: نوشتن از غیبت‌ها، نه فقط حضورها؛ از حذف‌ها، نه فقط برندگان؛ از آن‌چه دیده نمی‌شود، بیش از آن‌چه روی صحنه است.

رسانه اگر نتواند صدای غایبان باشد، ناخواسته به بلندگوی صحنه رسمی بدل می‌شود.

جشنواره فیلم فجر ۱۴۰۴، بیش از آن‌که یک رویداد سینمایی باشد، نشانه‌ای از نسبت امروز فرهنگ و قدرت است. برگزاری آن، در دل اعتراضات و با حذف سینمای مستقل، حامل پیامی روشن است: تلاش برای تثبیت تصویر عادی، در زمانی غیرعادی. این‌که این تلاش موفق می‌شود یا نه، بیش از هر چیز به کنش هنرمندان و رسانه‌ها بستگی دارد؛ به این‌که جشنواره را صرفاً ببینند، یا آن را بخوانند.


اخبار مرتبط
ارسال دیدگاه
captcha image: enter the code displayed in the image