ادای دین بزرگ Stranger Things به استیون کینگ در پایان سریال
.jpg?w=1200&q=75)
در فینال سریال «چیزهای عجیب» (Stranger Things) با عنوان (Chapter Eight: The Rightside Up)، یکی از بزرگترین رازهای جهان سریال آشکار میشود: قلعه هنری/وکنا در «ورطه» در واقع مایند فِلِیر در قالب فیزیکی است؛ موجودی عظیمالجثه با فرم عنکبوتمانند که قهرمانان هاوکینز باید با آن روبهرو شوند. طراحی این موجود و ساختار قلعه، عمداً یادآور فیلم فانتزی (The Dark Crystal) است و در عین حال، بزرگترین ادای دین سریال به استیون کینگ محسوب میشود.
این نبرد نهایی، آشکارا به پایان رمان (It) اشاره دارد؛ جایی که گروه «بازندگان» با نسخه عنکبوتی «پنیوایز» میجنگند. نویسندهٔ گزارش تأکید میکند که با توجه به اینکه دافرها هرگز فرصت ساخت اقتباس (It) را پیدا نکردند و در عوض (Stranger Things) را خلق کردند، چنین پایانی «اجتنابناپذیر» به نظر میرسید.
شباهتها تنها به هیولای نهایی محدود نمیشود. شخصیتها نیز بازتابی از قهرمانان (It) هستند:
- مایک ویلر همان نقشی را ایفا میکند که بیل دنبرو در رمان کینگ دارد؛ رهبر گروه که در بزرگسالی نویسنده میشود و عشق نوجوانیاش را پشت سر میگذارد.
- مکس میفیلد نیز همچون بورلی مارش، دختری با گذشته خانوادگی خشونتآمیز است که در پایان به آرامش و رابطهای سالم میرسد.
گزارش همچنین به تفاوتهای مهم میان دو اثر اشاره میکند. بهعنوان مثال، روایت «چیزهای عجیب» در پرداختن به هویت ویل بایرز موفقتر از نسخه سینمایی (It: Chapter Two) در پرداختن به ریچی توزیِر توصیف شده است. در مقابل، آثار استیون کینگ، بهویژه سریال (Welcome to Derry)، در نقد ساختارهای اجتماعی آمریکا و نادیدهگرفتن شر در شهرهای کوچک، عمیقتر عمل میکنند.
در نهایت، نویسنده تأکید میکند که هرچند (Stranger Things) از (It) الهام گرفته، اما توانسته هویت مستقل خود را حفظ کند؛ حتی اگر این استقلال با حضور یک عنکبوت غولپیکر به اوج رسیده باشد.