استلان اسکاشگورد: رابین ویلیامز برای بقا مجبور بود خندهدار باشد

استلان اسکاشگورد در یک نشست پرسش و پاسخ پس از نمایش (Good Will Hunting) در لسآنجلس، درباره تجربه همکاری با رابین ویلیامز صحبت کرد و گفت وقتی ویلیامز تنها با یک نفر بود، «آرام، مهربان و دوستداشتنی» رفتار میکرد. اما بهمحض اینکه چند نفر دیگر نزدیک میشدند، ناگهان وارد حالت دیگری میشد:
«برای نجات خودش باید خندهدار میبود… این چیزی بود که از دوران مدرسه با او مانده بود.»
استلان اسکاشگورد توضیح داد که ویلیامز نمیتوانست حتی یک شوخی را در ذهن نگه دارد:
«وقتی ایده یک شوخی به ذهنش میرسید، باید فوراً آن را بیرون میریخت. نمیتوانست آن را در بدنش نگه دارد.»
کارگردان فیلم، «گاس ونسنت»، نیز گفت ویلیامز برای هر صحنه درخواست برداشتهای متعدد میکرد؛ گاهی تا ۱۰ برداشت، چون میخواست نسخههای مختلفی ارائه دهد: سریع، کند، شاد، غمگین، خندهدار یا کاملاً جدی. اسکاشگورد افزود که این تنوع باعث میشد بازیگران دیگر نیز مجبور شوند خود را با تغییرات لحظهای او هماهنگ کنند.
او همچنین گفت که تدوینگران میتوانستند نقش ویلیامز را «کاملاً فانتزی و کمدی» یا «بسیار افسرده و تاریک» تدوین کنند، اما تیم سازنده توانست تعادل درستی پیدا کند.
اسکاشگورد درباره نقش خودش (پروفسور لامبو) نیز گفت که هیچگاه ریاضیات پیشرفته را واقعاً درک نکرده بود و تنها تلاش میکرد دیالوگها را درست ادا کند. او از حضور جان مایتون، ریاضیدان واقعی و بازیگر نقش دستیار لامبو، بهعنوان مشاور علمی فیلم یاد کرد.
این گفتوگو تصویری انسانی از رابین ویلیامز ارائه میدهد: نابغهای با ذهنی سهلایه و سرعتی باورنکردنی، که پشت انرژی بیپایانش، حساسیت و شکنندگی عمیقی پنهان بود و شوخی برای او نه فقط یک مهارت، بلکه یک مکانیسم بقا بود.