رابرت دووال، بازیگری که میتوانست هم خیلی ترسناک باشد و هم بهطرزی تکاندهنده آرام

رابرت دووال، بازیگر افسانهای که بیش از ۱۵۰ نقش در شش دهه فعالیت سینمایی ایفا کرد، در ۹۵سالگی درگذشت. منتقد هالیوود ریپورتر در یادداشتی تحلیلی، گستره بینظیر تواناییهای او را ستایش میکند؛ نه فقط از نظر تنوع نقشها، بلکه از نظر دامنه احساسی و رفتاری که میتوانست در یک لحظه میان دو قطب متضاد حرکت کند.
دووال از نسل بازیگرانی بود که با متد اکتینگ و زیر نظر اساتیدی چون سنفورد مایزنر تربیت شدند و در تلویزیون دهههای ۵۰ و ۶۰ تجربه اندوختند. او در طول دوران کاریاش نقشهایی کاملاً متفاوت را بازی کرد: از قانونگذار و قانونشکن تگزاسی گرفته تا دیکتاتور شوروی، از خبرنگار حیلهگر تا کشاورز سالخورده، از رئیس شبکهای فاسد تا پلیسی روشنبین.
اما آنچه او را متمایز میکرد، تواناییاش در «بزرگ» بازیکردن و سپس «کوچک» شدن بود؛ حرکتی عمودی در دامنه بازیگری که کمتر کسی به آن دست یافته است. او میتوانست در یک فیلم مردی خشمگین، پرصدا و ویرانگر باشد و در فیلم بعدی شخصیتی آرام، شکننده و درونی خلق کند. این نوسان احساسی در نقشهای ماندگاری چون تام هیگن در «پدرخوانده» و سرهنگ کیلگور در «اینک آخرالزمان» به اوج میرسد.
در «پدرخوانده»، دووال با کمترین کلمات، حضوری سنگین و اخلاقی برای خانواده کورلئونه میسازد. در مقابل، در «اینک آخرالزمان» با خلق سرهنگ کیلگور (یکی از بهیادماندنیترین شخصیتهای تاریخ سینما) ترکیبی از جنون، کاریزما و آرامش مرگبار ارائه میدهد.
او در (The Great Santini) بار دیگر چهرهای نظامی و سلطهجو را بازی میکند، اما با لایههایی از ضعف و تلاش برای پدر بودن. در نقطه مقابل، نقشآفرینیاش در (Tender Mercies) که برایش اسکار بهترین بازیگر مرد را به ارمغان آورد، تصویری از مردی شکسته و کمحرف است که آرامآرام دوباره زندگی را میآموزد.
در سالهای پایانی، دووال همچنان فعال بود و در آثاری چون (The Apostle)، (Crazy Heart) و (We Own the Night) نقشهایی بهیادماندنی خلق کرد. یادداشت منتقد تأکید میکند که راز ماندگاری دووال در تواناییاش برای «مهار کردن هیولا یا رها کردنش» بود؛ بازیگری که میتوانست صحنه را با فریادهایش تسخیر کند یا با سکوتش.