کمدی فراموششده برادران کوئن؛ Suburbicon قطبیترین اثر کارنامهشان

فیلم (Suburbicon) محصول ۲۰۱۷، یکی از عجیبترین و کمدیدهشدهترین پروژههایی است که نام برادران کوئن را یدک میکشد. این فیلم ابتدا در دهه ۸۰ توسط کوئنها بهعنوان یک معمای جنایی در حومهای آرام نوشته شد، اما زمانی که جرج کلونی بهعنوان کارگردان و همنویسنده وارد پروژه شد، داستان بهطور کامل تغییر مسیر داد. کلونی خط داستانی جدیدی درباره خانوادهای سیاهپوست که به محلهای تماماً سفیدپوست نقل مکان میکنند اضافه کرد؛ روایتی درباره نژادپرستی که در کنار داستان قتل و خیانت خانواده لاج قرار گرفت.
منتقدان معتقدند مشکل اصلی فیلم این است که این دو روایت، هرچند هرکدام بهتنهایی ظرفیت تبدیل شدن به فیلمی مستقل را دارند، هرگز بهطور مؤثر به هم نمیرسند. نتیجه، اثری است که مانند دو فیلم جداگانه به نظر میرسد و انسجام لازم را ندارد.
داستان اصلی درباره گاردنر لاج (مت دیمون)، همسرش رز و خواهر دوقلوی او (هر دو با بازی جولیان مور) است. پس از حمله دو مرد ناشناس به خانه، رز کشته میشود و بهتدریج مشخص میشود که گاردنر و مارگارت در این ماجرا دست داشتهاند. پسر خانواده، نیکی، به حقیقت نزدیک میشود و تنشها بالا میگیرد.
در سوی دیگر، خانواده مِیِرز (نخستین خانواده سیاهپوست محله) با موجی از تبعیض و خشونت روبهرو میشوند. نیکی با پسر آنها دوست میشود، اما بزرگسالان محله با رفتارهای نژادپرستانه، اوضاع را به آشوب میکشانند. این دو خط داستانی در پایان بهطور سطحی به هم میرسند، اما نه آنقدر که پیام اجتماعی فیلم را تقویت کنند و نه آنقدر که معمای جنایی را کامل کنند.
(Suburbicon) اگر یکی از دو مسیر را انتخاب میکرد (یا طنز سیاه اغراقآمیز به سبک کوئنها، یا تمرکز کامل بر معمای جنایی) میتوانست موفقتر باشد. اما ترکیب این دو بدون پیوند مناسب، فیلم را به تجربهای نامتوازن تبدیل کرده است.