رسانه های گل و بلبل، سینمای مرده و انجماد تلویزیون در وضعیت عجیب فعلی ایران

اختصاصی سلام سینما؛ در روزگاری که نبض جامعه با شتابی بیسابقه میتپد و خیابانها به صریحترین تریبون بدل شدهاند، رسانههای رسمی گویی در یک تعلیق خودخواسته به سر میبرند. در حالی که رسالت ذاتیِ مدیا، بازتاب عریان و صادقانه گسستها و پیوستهای اجتماعی است، آنچه امروز در پیشخوان رسانههای داخلی و مطبوعات مشاهده میشود، نوعی فتوشاپ خبری است آن هم در شرایطی که اینترنت بین المللی برای هر ایرانی آرزو شده است و همه چشم ها خیره به رسانه های داخلی و پلتفرم های مجاز اند!
گزارشهای تخصصی جای خود را به تیترهای خنثی دادهاند و پنجرهای که قرار بود رو به حقیقت باز شود، حالا تنها منظرهای از یک باغ خیالی و اوضاع گل و بلبل را قاب گرفته است. این شکاف عمیق میان «آنچه هست» و «آنچه روایت میشود»، باعث شده تا مخاطب هوشمند، رسانه را نه به عنوان یک مرجع، بلکه به عنوان یک جزیره دورافتاده تماشا کند که اخبار در آن با تأخیری معنادار و پالایشی غلیظ منتشر میشوند.
رسانه ملی و پارادوکس اقتدار در اختلال
در شرایطی که محدودیتهای پهنای باند، چشمها را بیش از پیش به جعبه جادو دوخته است، تلویزیون نه تنها در قامت یک میزبان فرهنگی ظاهر نشد، بلکه با سبد خالی از تولیدات الفویژه، عملاً به انزوای خود دامن زد.
حادثه اخیر هک شدن آنتن، نقطه عطف عجیبی در مدیریت بحران رسانهای بود. واکنش مدیریت سازمان به این رخنه امنیتی، بیش از آنکه رنگ و بوی مسئولیت پذیری داشته باشد، شبیه به یک وارونگی واژگانی بود؛ جایی که نفوذ به لایههای پخش، تنها یک «اختلال ساده» نامیده شد و بازگشت به روال عادی، «اقدامی به هنگام»!
اگر از ماجرا خبر ندارید باید بگویم که صدا و سیما برای لحظاتی هک شد و اطلاعیه عجیبی که روابط عمومی سازمان صداوسیما صادر کرد این بود: «به اطلاع مخاطبان گرامی رسانه ملی میرساند، یکشنبه شب پخش برنامههای صداوسیما روی ماهواره اینتل ست برای لحظاتی در برخی مناطق کشورمان، توسط یک منبع ناشناس دچار اختلال شد. با اقدام به هنگام و فوری همکاران فنی سازمان با این اختلال عمدی مقابله و روال عادی پخش برنامههای تلویزیونی از طریق این ماهواره دنبال شد.»
در روزهایی که مردم دسترسی به اینترنت ندارند، صداوسیما هنوز ضرورتِ داشتن یک بسته فرهنگی استراتژیک را درک نکرده است. تلویزیون این روزها نه تنها در فرم، بلکه در محتوا نیز دچار نوعی ریزش مخاطب ارگانیک شده و به نظر میرسد میان دغدغههای مردم و کنداکتور برنامهها، دیواری از جنس بیتفاوتی کشیده شده است. سلیقه مخاطب با برنامه های این پلتفرم زمین تا آسمان تفاوت دارد. با وجود این که مردم مجبورا چشمشان دوخته به این قاب جادویی است باز هم تلویزیون نمی تواند در عرصه پلتفرم ها و بسته های فرهنگی و سینمایی اش کششی برای مخاطب ایجاد کند!
کُمای نقرهای؛ وقتی گیشه از نفس میافتد
اما در ضلع دیگر این مثلث فرهنگی، سینما وضعیت وخیمتری را تجربه میکند. سقوط ۱۰۰ میلیاردی فروش در دیماه، تنها یک عدد در ترازنامه مالی نیست؛ بلکه صدای فرو ریختن یکی از مهمترین ستونهای تفریح و فرهنگ جمعی است. سینمای ایران که روزگاری با قصههای دغدغهمندش شناخته میشد، اکنون با پدیدهای به نام مرگ تدریجی صندلیها روبروست.
ناآرامیهای اخیر، دلمشغولی را به سبد خرید مردم اضافه کرده است. اما آیا تمام تقصیرها بر گردن شرایط است؟ نگاهی به لیست اکران نشان میدهد که ویترین سینماها با آثاری چون «کفایت مذاکرات»، «آقای زالو»، «ماجراجویی در جیمز باند» و دیگر عناوین روی پرده، قدرت برندینگ و جذب توده را از دست داده است. بار ها و بارها تحلیل هایی در خصوص چرایی افت سینما داشتیم! اما امروز دیگر مرگ سینماست! سینما پر شده از فیلم های شبه کمدی و یا درام هایی که حداقل استانداردهای ساخت فیلم را هم رعایت نکرده اند، سال ها و سال ها صحبت از بی کفایتی سینما به میان می آید و معدود فیلم هایی قهرمان نجات موضعی این اوضاع می شوند!
چقدر بگوییم سینما استراتژی ندارد، ژانر ندارد، موضوع ندارد، کیفیت ساخت ندارد ، استاندارد ندارد و ....!
و در آخر
فرهنگ و هنر ایران این روزها در حال تجربه یک «دوره گذار پرهزینه» است. رسانههایی که به جای تحلیل، به تطهیر روی آوردهاند و سینمایی که میان توقیف و بیمخاطبی دستوپا میزند، هر دو نیازمند یک جراحی عمیق در رویکردهای خود هستند. اگر رسانه نتواند صدای لایههای مختلف جامعه باشد و اگر هنر نتواند آینه تمامنمایِ دردهای زمانه گردد، ضربهای که به بدنه فرهنگی کشور وارد میشود، تا دههها جبرانناپذیر خواهد بود. امروز بیش از هر زمان دیگری، جای خالیِ «حقیقتِ بیرتوش» در قابهای ما حس میشود.

من مهلا رنجبران هستم؛ متولد ۱۳۸۱، فارغالتحصیل کارشناسی مهندسی نقشهبرداری، و عاشق دنیای خبر و تصویر. خبرنگاری برای من فقط یک شغل نیست؛ چیزیست که باهاش زندگی میکنم، نفس میکشم و ازش لذت میبرم.
از سال 1404 با سلام سینما همکاری دارم و با تمرکز بر سینما، تلویزیون، چهرههای هنری و حواشی فرهنگی، تلاش میکنم خبر را نه فقط منتقل، بلکه حسبرانگیز کنم و با قلمم به کلمات روح ببخشم.