جستوجوی یک موتور V10 از احساسات در صدای F1: چگونه طراحی صدا فیلم را به اوج میرساند؟
.jpg?w=1200&q=75)
فیلم (F1) تابستان گذشته با استقبال گسترده منتقدان و تماشاگران روبهرو شد و اکنون تیم صداگذاری آن نامزد اسکار شده است. طراحی صدای فیلم نقشی اساسی در موفقیت آن دارد؛ صدایی که نهتنها هیجان مسابقات را منتقل میکند، بلکه لایههای احساسی شخصیت اصلی، سانی (برد پیت)، را نیز آشکار میسازد. همانطور که گری ریزو، میکسر صدا، میگوید: «هر مسابقه باید امضای خودش را داشته باشد… اگر فقط موسیقی و صدای ماشینها را بهصورت استاندارد میگذاشتیم، یکنواخت میشد» .
برای مثال، مسابقه نخست در سیلورستون بدون موسیقی طراحی شده، در حالیکه مسابقه بوداپست از موسیقی کلاسیکتری بهره میبرد. در اوج داستان، مسابقه لاسوگاس کاملاً بر ذهنیت سانی بنا شده و حتی صدای گزارشگران نیز خشم و اضطراب او را بازتاب میدهد.
کوشینسکی برای دستیابی به اصالت، فیلم را در جریان مسابقات واقعی فرمول یک فیلمبرداری کرد؛ تصمیمی که چالشهای بزرگی برای گرت جان، صدابردار صحنه، ایجاد کرد. او میگوید رانندگان اجازه نمیدادند حتی «۳۰ تا ۴۰ گرم» وزن اضافه روی خودرو نصب شود، بنابراین تیم مجبور شد صداها را در تستهای لاستیک ضبط کند .
حضور لوئیس همیلتون بهعنوان مشاور فنی نیز نقش مهمی داشت. آل نلسون، طراح صدا، میگوید: «فکر میکردیم همهچیز را درست انجام دادهایم، اما لوئیس دقیقاً توضیح داد در هر پیچ چه صدایی شنیده میشود» .
کوشینسکی که به جلوههای عملی علاقهمند است، حتی برای صحنه تصادف، خودرو را واقعاً از رمپ به جنگل پرتاب کرد تا صدای واقعی ثبت شود. گوندولین ییتس ویتل، تدوینگر صدا، میگوید: «اگر شخصیت کار نکند، فیلم کار نمیکند… صدا باید ما را به درون ذهن این راننده تنها ببرد» .
خوان پرالتا، میکسر و طرفدار سرسخت فرمول یک، نیز مراقب بود صدای گزارشگران و محیط مسابقه برای طرفداران حرفهای «واقعی» باشد. او میگوید وقتی صدای گزارشگران را با تأخیرهای محیطی پخش کردند، «احساس کردم واقعاً کنار پیست هستم» .
ویتِل در پایان میگوید تیم صدا مانند یک «پیتاستاپ واقعی» عمل کرد: «همه از هم حمایت میکردند… یک گروه منسجم که نتیجهاش روی پرده دیده میشود» .