امیرحسین مرزبان: فیلم کوتاه بدون اعتماد و همراهی یک گروه منسجم به سرانجام نمی رسد

فیلم کوتاه «دُزو» به نویسندگی و کارگردانی صادق بقایی، تجربه ای است که در کنار روایت داستانی خود، با چالش های اجرایی و تولیدی قابل توجهی همراه بوده است. انتخاب فضای باز و زیست بوم بومی، حضور یک گله بزرگ از بزها و کار با حیوانات، شرایط تولید این فیلم را با دشواری هایی روبه رو کرده که مدیریت آنها به هماهنگی میان گروه های مختلف و شناخت دقیق کارگردان از فضای داستان نیاز داشته است. امیرحسین مرزبان، تهیه کننده فیلم، در گفت و گو با ما از تجربه تولید «دُزو»، اهمیت شکل گیری یک گروه حرفه ای و پایدار در سینمای کوتاه و ضرورت حمایت از فیلمسازانی می گوید که برای ساخت آثار خود به سراغ تجربه های دشوار و پرریسک می روند. او همچنین با اشاره به محدودیت های مالی تولید مستقل، بر این نکته تاکید می کند که حمایت از فیلم کوتاه نباید به تامین هزینه های تولید و پس از تولید محدود بماند و فراهم کردن زمینه مواجهه آثار با مخاطب، بخش مهمی از مسیر رشد فیلمسازان است.
تولید فیلم کوتاه در فضای باز، به ویژه زمانی که داستان در یک زیست بوم خاص شکل می گیرد، با چالش های متعددی همراه است. از منظر تهیه کنندگی، مهم ترین دشواری های تولید «دُزو» چه بود و چگونه آنها را مدیریت کردید؟
«دُزو» دومین فیلمی است که تهیه کنندگی آن را برعهده داشته ام. پیش از این، تهیه کنندگی فیلم کوتاه «آکنه» را تجربه کرده بودم. هر دو فیلم از نظر اتمسفر و شرایط تولید، ویژگی های خاص خود را دارند و کار در فضای باز یکی از چالش های مهم آنهاست.
به طور کلی، تولید فیلم کوتاه به دلیل محدودیت زمان و بودجه دشوار است. وقتی قرار است در فضای باز فیلمبرداری کنیم، علاوه بر هماهنگی های معمول، باید شرایط طبیعی را نیز در نظر بگیریم. تغییر نور، وضعیت محیط و اتفاقات پیش بینی نشده می توانند برنامه ریزی را تحت تاثیر قرار دهند و باعث عقب افتادن کار شوند. مدیریت زمان در چنین شرایطی اهمیت زیادی دارد، زیرا هر تاخیر ممکن است هزینه های تولید را افزایش دهد.
در «دُزو» این دشواری ها بیشتر هم بود. ما با یک گله بزرگ شامل حدود ۲۰۰ تا ۳۰۰ بز روبه رو بودیم و حضور یک سگ در داستان نیز شرایط اجرایی را پیچیده تر می کرد. کنترل و هماهنگی این عناصر در کنار اجرای برنامه فیلمبرداری، به دقت و همراهی تمام اعضای گروه نیاز داشت.
با این حال، تسلط صادق بقایی بر فضایی که داستان در آن اتفاق می افتد، کمک زیادی به پیشبرد کار کرد. شناخت او از اتمسفر فیلم باعث شد بتوانیم با وجود محدودیت ها و چالش های موجود، تولید را به خوبی پیش ببریم و به نتیجه مورد نظر برسیم. همراهی اعضای گروه نیز در عبور از این دشواری ها نقش تعیین کننده ای داشت.
در سال های اخیر، گروهی از فیلمسازان و عوامل سینمای کوتاه به صورت مستمر با یکدیگر همکاری کرده اند. به نظر می رسد در پروژه های شما نیز شکل گیری یک گروه ثابت و هماهنگ اهمیت زیادی دارد. این انسجام چگونه به وجود آمده و چه تاثیری بر تولید «دُزو» داشته است؟
مسیر همکاری ما از سال های ۱۴۰۰ و ۱۴۰۱ شکل گرفت و در این مدت تلاش کرده ایم گروهی منسجم داشته باشیم که بتواند در پروژه های مختلف کنار یکدیگر کار کند. به نظرم یکی از مهم ترین نقاط قوت ما همین همراهی و شناخت متقابل است؛ ارتباطی که فراتر از عنوان های درج شده در تیتراژ فیلم هاست.
در این گروه، افراد در پروژه های مختلف ممکن است مسئولیت های متفاوتی داشته باشند. کسی که در یک فیلم تهیه کننده است، در پروژه ای دیگر ممکن است در جایگاه دیگری فعالیت کند. این جابه جایی ها باعث شده شناخت بیشتری از توانایی ها، شیوه کار و نگاه هنری یکدیگر پیدا کنیم.
برای مثال، صادق بقایی از همان روزهای ابتدایی شکل گیری ایده «دُزو» در جلسات حضور داشت؛ زمانی که هنوز فیلمنامه نوشته نشده بود. این همراهی از مراحل اولیه شکل گیری اثر، به ایجاد درک مشترک از جهان فیلم کمک کرد.
در کنار صادق، همکاری با افرادی مانند حسین ذوالفقاری، رضا محمدحسینی و دیگر اعضای گروه، به تدریج این اعتماد را ایجاد کرده است. آقای فرهمندی نیز که در زمینه طراحی صحنه فعالیت می کند، از استادان ماست و حضور و تجربه او برای گروه ارزشمند بوده است.
به اعتقاد من، اگر این هماهنگی و شناخت طی سال های گذشته شکل نگرفته بود، ممکن بود برخی از پروژه های ما به نتیجه نرسند. فیلم کوتاه فعالیتی کاملا گروهی است و هرچه شناخت و اعتماد میان اعضا بیشتر باشد، امکان عبور از دشواری های تولید نیز افزایش پیدا می کند. تلاش ما این است که این گروه را حفظ کنیم و در مسیر فعالیت های آینده، از جمله ورود به سینمای بلند، همراه یکدیگر باشیم.
تولید فیلمی مانند «دُزو» نشان می دهد که انتخاب یک فیلمنامه پرچالش و خروج از فضاهای محدود و متعارف، می تواند ریسک تولید را افزایش دهد. در شرایطی که سرمایه گذاری در فیلم کوتاه معمولا بازگشت مالی مشخصی ندارد، چه عواملی باعث می شود تهیه کننده چنین ریسکی را بپذیرد؟
به نظرم پیش از هر چیز باید به شناخت و اعتمادی اشاره کنم که میان اعضای گروه وجود دارد. رابطه من با صادق بقایی به چندین سال دوستی و همکاری بازمی گردد و این ارتباط فقط به تهیه کنندگی محدود نیست. ما پیش از این نیز تجربه همکاری در زمینه نوشتن داشته ایم و اکنون هم نمایشنامه ای مشترک نوشته ایم.
طبیعی است وقتی شناخت قبلی وجود دارد، اعتماد کردن به یکدیگر آسان تر می شود. من با جهان فکری صادق و توانایی های او آشنا هستم و همین شناخت باعث می شود با نگرانی کمتری وارد یک پروژه شوم. البته این به معنای آن نیست که فیلم های ما کم ریسک هستند. اتفاقا بسیاری از کارهایی که این گروه انجام داده، از نظر فرم، اجرا یا شرایط تولید، آثار ساده ای نبوده اند.
برای نمونه، «اسپایدرمن» که حسین ذوالفقاری کارگردانی کرد، فضایی فانتزی و تا حدودی سوررئال داشت؛ در حالی که نگاه من بیشتر به سمت فضای رئالیستی متمایل است. این تفاوت های فکری و هنری نشان می دهد که ما در یک قالب ثابت حرکت نمی کنیم، بلکه متناسب با جهان هر فیلم، تجربه های متفاوتی را می پذیریم.
در «دُزو» نیز شناخت قبلی و اعتماد به صادق کمک کرد تا این مسیر را با اطمینان بیشتری طی کنیم. البته نمی توان انتظار داشت تمام تهیه کنندگان بدون شناخت قبلی وارد چنین تجربه هایی شوند. در شرایطی که فیلم کوتاه در بیشتر موارد بازگشت مالی ندارد و حتی گاهی پروژه ها به مرحله نهایی تولید نمی رسند، نگرانی تهیه کننده کاملا قابل درک است.
به نظرم یکی از راه های کاهش این نگرانی، شکل گیری گروه هایی است که اعضای آن شناخت متقابل دارند و می دانند برای رساندن پروژه به نتیجه باید مسئولیت های خود را به درستی انجام دهند. در چنین شرایطی، ریسک از بین نمی رود، اما امکان مدیریت آن بیشتر می شود.

در صحبت هایتان به تفاوت جهان های فکری و هنری اعضای گروه اشاره کردید. این تفاوت ها چگونه در انتخاب پروژه ها و شکل گیری آثار شما تاثیر می گذارند؟
هر فیلم جهان خاص خودش را دارد و نمی توان با یک شیوه ثابت به سراغ تمام پروژه ها رفت. نگاه حسین ذوالفقاری در «اسپایدرمن» با نگاه من در «آکنه» یا رویکرد صادق بقایی در «دُزو» تفاوت دارد. این تفاوت ها در انتخاب فیلمنامه، طراحی اجرا و تصمیم های تولیدی نیز خود را نشان می دهند.
در عین حال، تجربه همکاری های گذشته باعث شده بتوانیم این تفاوت ها را بهتر درک کنیم و در هر پروژه، متناسب با نیازهای همان اثر تصمیم بگیریم. من معتقدم گروه حرفه ای لزوما گروهی نیست که تمام اعضای آن نگاه یکسانی داشته باشند؛ بلکه گروهی است که بتواند با وجود تفاوت دیدگاه ها، در مسیر رسیدن به یک نتیجه مشترک حرکت کند.
با توجه به اینکه «دُزو» برای تکمیل مراحل تولید و پس از تولید با محدودیت های مالی روبه رو بوده، حمایت نهادهای سینمایی چه نقشی در به سرانجام رسیدن فیلم داشت؟
«دُزو» با همت و اراده صادق بقایی تولید شد. این پروژه نزدیک به دو سال درگیر مراحل مختلف بود و برای به سرانجام رسیدن آن، تلاش و هزینه زیادی صرف شد. بخشی از این مسیر با سرمایه شخصی و همراهی خانواده و اعضای گروه پیش رفت.
وقتی به مرحله پس از تولید رسیدیم، با توجه به فشارهای مالی، ادامه کار با همان کیفیتی که مدنظرمان بود، دشوار شده بود. در آن مقطع، تصمیم گرفتیم برای تکمیل پروژه از ظرفیت های حمایتی استفاده کنیم. با حمایت مرکز فیلم جوان سوره نوجوان در مرحله پس از تولید، امکان فراهم شد تا فیلم را به شکلی که می خواستیم به پایان برسانیم.
به طور کلی، وجود نهادهایی که از تولید و پس از تولید فیلم کوتاه حمایت می کنند، اتفاق مثبتی است. امروز هزینه های تولید به اندازه ای افزایش پیدا کرده که ساخت مستقل یک فیلم می تواند بسیار دشوار باشد. گاهی از زمانی که فیلمساز برای جمع آوری سرمایه اقدام می کند تا زمانی که امکان شروع تولید فراهم می شود، هزینه ها به شکل قابل توجهی تغییر می کنند. در چنین شرایطی، حمایت نهادهای سینمایی می تواند نقش مهمی در تداوم تولید داشته باشد.
البته به نظرم در کنار حمایت مالی، لازم است سازوکارهای حمایتی نیز شفاف تر باشند. باید مشخص باشد چه فیلمسازانی و بر اساس چه معیارهایی مورد حمایت قرار می گیرند و این حمایت ها چگونه می توانند به رشد حرفه ای آنها کمک کنند.
به این ترتیب، حمایت مالی را تنها بخشی از وظیفه نهادهای سینمایی می دانید. از نظر شما، این حمایت ها چگونه می توانند به مسیری پایدار برای رشد فیلمسازان جوان تبدیل شوند؟
به نظرم حمایت از فیلمساز نباید با تمام شدن تولید یا حتی تکمیل نسخه نهایی فیلم پایان پیدا کند. وقتی فیلمسازی برای ساخت اثر خود تلاش می کند، طبیعی است که بخواهد فیلمش دیده شود و با مخاطب ارتباط برقرار کند. به همین دلیل، نهادهای حمایتی می توانند علاوه بر تامین بخشی از هزینه های تولید و پس از تولید، برای نمایش و عرضه آثار نیز برنامه داشته باشند.
برای مثال، اگر نهادی از نخستین فیلم یک فیلمساز حمایت می کند، بهتر است این حمایت در ادامه مسیر حرفه ای او نیز به شکلی موثر ادامه پیدا کند. منظورم این نیست که حتما باید از تمام فیلم های بعدی او حمایت مالی شود، بلکه باید زمینه ای فراهم شود تا اثر تولیدشده فرصت دیده شدن داشته باشد و فیلمساز بتواند بازخورد بگیرد.
نهادهایی مانند انجمن سینمای جوانان ایران، حوزه هنری و مراکز مرتبط با تولید فیلم کوتاه، ظرفیت هایی دارند که می توانند در این زمینه موثر باشند. تعامل با پلتفرم ها، فراهم کردن امکان نمایش آثار و ایجاد فرصت برای ارتباط مستقیم فیلمساز با مخاطب، بخشی از اقداماتی است که می تواند به رشد این سینما کمک کند.
به نظرم حضور در جشنواره ها، هرچند اهمیت زیادی دارد، نباید تنها فرصت دیده شدن فیلم کوتاه باشد. جشنواره ها در بازه زمانی محدودی برگزار می شوند و پس از پایان آنها، ممکن است فیلم و فیلمساز از فضای عمومی دور شوند. اگر قرار است سینمای کوتاه به رشد خود ادامه دهد، باید امکان ارتباط مستمر آثار با مخاطبان فراهم شود.
شما بر اهمیت مواجهه فیلمساز با مخاطب تاکید می کنید. این ارتباط چه تاثیری بر مسیر حرفه ای یک فیلمساز کوتاه و آمادگی او برای ورود به سینمای بلند دارد؟
تجربه شخصی من نشان می دهد که گفت و گو با مخاطبان و شنیدن نظرهای مختلف، یکی از موثرترین عوامل در پیشرفت کار به کار بوده است. وقتی افراد مختلف فیلم را می بینند و درباره آن صحبت می کنند، فیلمساز می تواند نقاط قوت و ضعف اثرش را از زاویه های متفاوت بررسی کند.
این فرایند به مرور باعث می شود فیلمساز شناخت بهتری از مخاطب و شیوه دریافت اثر پیدا کند. او می تواند متوجه شود کدام بخش از روایت برای مخاطب روشن بوده، چه عناصری ارتباط موثرتری ایجاد کرده و در کدام بخش ها نیاز به بازنگری وجود دارد. چنین تجربه ای برای کسی که قصد ورود به سینمای بلند را دارد، اهمیت زیادی دارد.
به نظرم فیلم کوتاه فقط فرصتی برای تجربه کردن ساخت یک فیلم نیست؛ فرصتی برای یادگیری مداوم و اصلاح نگاه هنری نیز هست. هرچه این تجربه با مواجهه واقعی مخاطب همراه شود، امکان رشد فیلمساز بیشتر خواهد شد.
در نهایت، اگر بخواهیم فیلمسازان جوان بتوانند مسیر حرفه ای خود را ادامه دهند، باید شرایطی ایجاد کنیم که آثارشان پس از تولید به مخاطب برسند. حمایت مالی، آموزش و حضور در جشنواره ها مهم هستند، اما این مجموعه زمانی کامل می شود که فیلمساز فرصت پیدا کند فیلمش را در معرض دید و قضاوت مخاطبان قرار دهد و از این تجربه برای ساخت آثار بعدی خود استفاده کند.