پدرخوانده با از دست دادن برادرش در جریان فعالیتهای تبهکارانه ی خانواده و مبارزه با دیگر خانوادهها و همچنین جداشدن همسرش تصمیم گرفته است تا فعالیتهای خانواده را کاملا قانونی کند. بدین منظور قصد دارد تا شرکتی که درآمد اصلی کلیسای واتیکان را تامین میکند خریداری نموده و مدیریتش را به دختر و پسرش واگذار کند. اما این معامله ایست پر سود و سران خانوادههای مافیایی نیز خواهان شریک شدن در آن هستند. از طرفی در کلیسا نیز دستهایی پنهان در تلاش است تا جلو انعقاد این قرارداد را بگیرد. پدرخوانده نیز برای شریک نکردن سران مافیا تاوان سنگینی را خواهد پرداخت. ...
با گذشت زمان همینطور که سن انسانها بالاتر میرود ، احتیاط افزایش و ریسک پذیری کاهش میابد.
هدف از ساخت یک فیلم ارائه ی یک پیام در قالب یک پروسه ی جذاب به اسم سینماست که
گاهی کارگردان بخوبی از پس این مقوله برمیاید ولی گاهی چیزی جز سردرگمی در کارها مشاهده نمیشود و بجای یادگیری از یک اثر ، وقتمان تلف میشود.
شاید حذف قسمتهای اضافی فیلم که امروزه بحث اصلی سینماست تنها بخشی از فیلمسازی باشد بخش اصلی تر گیرایی فیلمنامه و اوج و فرود های مناسب آن و دیالوگ های واقعی(دور از کلیشه) است.
کاپولا در بخش آخر از سه گانه ی پدرخوانده خیلی جذابیت کمتری را نسبت به قسمتهای قبلی به مخاطب میرساند شاید بعلت کمتر شدن موضوعات نسبت به دو قسمت قبلی و شاید به این دلیل که نمیشود این فیلم را بصورت یک فیلم مستقل نقد کرد. مایکل اقتدار کافی برای یک پدرخوانده را دارد؟ او با وجود اینکه بزرگ خاندان دن کورلئونه است ، حس یک انسان با تجربه را به مخاطب نمیرساند ،همینطور در نصیحت ها زیر سایه
حرفهای پدرش قرار دارد.
همچنین دشمنان مایکل بسیار ضعیف تر از دشمنان ویتو هستند و به نوعی از سر راه برداشتن عده ای که زیاد بزرگ و خطرناک نیستند کار دشواری نیست.
مایکل بسیار زود باورست و برای سرمایه گذاری در یک شرکت خیلی سریع تصمیم میگیرد وخیلی راحت گول میخورد ، هرچند در پایان انتقام میگیرد اما از او بعنوان یک قدرت این حد از ساده لوح بودن انتظار نمیرود.
همسر سابق مایکل در قسمتی که مایکل در بیمارستان بستری شده به او میگوید هیچوقت انقد تورا درمانده ندیده بودم و این حرفی است بسیار مهم زیرا در قسمت دوم از این فیلم مایکلِ جوانتر بسیار قدرتمند و منطقی تر است.
اما شاید همین ضعف ، کل فیلم را تحت الشعاع قرار میدهد زیرا من بعنوان بیننده منتظرِ ...
با گذشت زمان همینطور که سن انسانها بالاتر میرود ، احتیاط افزایش و ریسک پذیری کاهش میابد.
هدف از ساخت یک فیلم ارائه ی یک پیام در قالب یک پروسه ی جذاب به اسم سینماست که
گاهی کارگردان بخوبی از پس این مقوله برمیاید ولی گاهی چیزی جز سردرگمی در کارها مشاهده نمیشود و بجای یادگیری از یک اثر ، وقتمان تلف میشود.
شاید حذف قسمتهای اضافی فیلم که امروزه بحث اصلی سینماست تنها بخشی از فیلمسازی باشد بخش اصلی تر ...