جستجو در سایت

1395/10/09 00:00

غول بزرگ ناتوان

غول بزرگ ناتوان

  ایا هنوز هم با وجود رشد تکنولوژی و علم وانیمیشن های عجیب و غریب ساختن این گونه فیلمها مورد استقبال قرار میگیرد؟ 

اخرین فیلم استیون اسپیلبرگ ،غول بزرگ مهربان،فیلمی فانتزی بر اساس رمان رولد دال میباشد که به داستان دختر بچه ی یتیمی و دزدیده شدنش توسط غولی میپردازد.اسپیلبرگ در گذشته علاقه خود را به ساخت اثاری این چنینی نشان داده بود از جمله تن تن راز اسب شاخدار،و ای تی این بار غول بزرگ مهربان را ساخته است. در دورانی که کودکان و نوجوانان کمتر علاقه ای به دیدن اینگونه فیلمها نشان میدهند و به سراغ انیمیشن ها و فیلمهای عجیب و جدید روی می اورند،اما همچنان اثاری هستند که بتوانند این قشر مهم و تاثیرگذار را به سمت فیلمهایی با مضامین انسانی تر و دارای زندگی بکشاند برای نمونه .  فیلم زوتوپیا و inside out.اما متاسفانه فیلم جدید اسپیلبرگ این توانایی را به هیچ عنوان ندارد.فیلم داستان خود را با دزدیده شدن دختر بچه توسط غول مهربانی اغاز میکند و کم کم کخاطب را با سرزمین غول ها اشنا میکند.اما برای ادامه روایت خود نیاز به داستانی منظم و ساختارمند دارد ولی فیلم دارای خرده داستانهایی کلیشه ای است که هیچگونه جذابیتی برای تماشاگرش ندارد و مکررا به ورطه ی تکرار ودر جا زدن می افتد.واز همه مهمتر در ساخت فیلمهایی در این ژانر،فانتزی،زیبایی و خلاقیت وغافلگیری از عوامل مهم این گونه هستند اما حتی در این مقوله هم فیلم اسپیلبرگ دارای هیچ گونه زیبایی و جذابیت برای کودکان و نوجوانان نیست.به طور نمونه نپرداختن به رویا سازی های غول برای بچه های شهر، و گذر کردن سریع و بدون جذابیت باعث میشود فیلم در مهمترین و جذابترین قسمتش برای مخاطبش و کنجکاوی او در این رویاسازی ها ،دچار ضرباهنگ کند و درست نبودن ریتم اش در بسیاری از قسمتها شود.وهمچنان مخاطب منتظر یک غافلگیری و جذابیت در فیلم بماند. در سکانسی غول توسط دختر بچه به ملکه انگلستان معرفی میشود و به خوردن صبحانه با ملکه و اطرافیانش میپردازد.در این سکانس که به شدت موقعیت کمیکی با توجه به بزرگی غول و تضادی که با وسایل اطراف میسازد، وجود دارد در اینجا هم فیلمساز به ورطه کلیشه و تکرار می افتد و سکانسی به این جذابی را به شدت کسل کننده و خسته کننده ادامه میدهد.تا مخاطب در اواخر فیلم همچنان منتظر اتفاقی خاص بماند.... مطمنا این فیلم با این ویژگی ها توانایی جذب مخاطب را ندارد و نمی تواند در این دوران به مبارزه و رقابت با اثار منسجم و به شدت جذاب(البته فقط جذاب و به شدت توخالی)و مورد استقبال قرار گرفته از سوی نوجوانان و کودکان عصر حاضر بپردازد. در پایان مخاطب همچنان به دنبال اثار خوب است و حتی با وجود رشد علم و تکنولوژی و تفاوت سلیقه ها ی نسل های جدید از کودکان و نوجوانان،با ارائه ی اثاری درخور و منسجم میتوان انها را دوباره به هنگام تماشای این فیلمها میخ کوب کرده و زندگی واقعی را به انها نمایش بدهیم.