اتحاد دیروز و امروز

لاتاري فيلمي است که قهرمان دارد برخلاف حال اين روزهاي سينماي ايران که قهرمان در آن گوهر ناياب است.
اما داشتن اين ويژگي خوب نبايد باعث شود مشکلات لاتاري را نبينيم.
مهدويان و اميني قواعد فيلمنامه را تا حد زيادي رعايت کرده اند اما چند نکته درباره آن وجود دارد :
شخصيت موسي بر خلاف بازي خوب هادي حجازي فر دچار اشکال است چطور موسي که خود زماني
چنين مسئوليت داشته هم اکنون از اوضاع جامعه با خبر نيست و موضوعي که سالها از اتفاق آن مي گذرد برايش تازگي دارد ؟
شخصيت پدر نوشين بدترين کاراکتر داستان است و اصلا قابل باور نيست و با آوردن بهانه اي ناچيز از شکايت صرف نظر ميکند
و ادامه فيلم هم به اين شکل دقيقا مديون اين تصميم اوست يعني درست در اوج کار دست نويسنده در کار ديده مي شود
که خود يک ضعف براي فيلمنامه محسوب مي شود.
اما فيلمبرداري فيلم : کاري به نوع فيلمبرداري و آن گونه خبرنگاري اش ندارم ولي سينما و فيلمي که براي پرده
ساخته شده لانگ شات مي خواهد.
در واقع يکي از اصلي ترين نکات در فيلمبرداري رعايت لانگ شات براي پلان هايي است که لوکيشن آنها براي
بار اول در فيلم به نمايش در مي آيند .
در اين فيلم چند سکانس مهم از اين قاعده پيروي نمي کنند و باعث مي شود مخاطب درکي از صحنه نداشته باشد
بازي هاي فيلم قابل قبول و درست هستند مخصوصا بازي ساعد سهيلي و هادي حجازي فر
يکي ديگر از مهمترين ويژگي هاي فيلم هم موسيقي متن حبيب خزايي فر است که به درستي در خدمت لحن اثر است.
.شاید مهمترین ویژگی فیلم اتحاد دو تفکر با یکدیگر سر یک مسئله ملی باشد که در جای خود قابل ستایش است.
در کل لاتاري يکي از فيلم هايي بود که علي رغم شايستگي در جشنواره فجر ديده نشد.
يکي از هيئت داوران اعلام کرده بود که لاتاري ما را آزار داد.
در جواب به ايشان بايد گفت لطف کنيد و چند قسمت از سريال هاي تلويزيوني رو ببينيد شايد در اين صورت نظرتان عوض شد .