جستجو در سایت

1396/05/09 00:00

كمدى اجتمائى

كمدى اجتمائى

ساعت 5 عصر فوق العاده است ، حتماً ببينيد. 

مهران مديرى من رو هميشه ياد چارلى چاپلين مى اندازد ، 

انسانى پر از درد ، انسانى پر از دغدغه كه هميشه با كمدى هايش سعى در تاثير گذارى بر انسان ها دارد. 

و از همه مهم تر انسانى خوب ، كه " ساعت پنج عصر " از شما تنها همين را مى خواهد ، ( خوب بودن ) 

آزاده صمدى ، امير جعفرى و نگين معتضدى هنرمندانه نقش خود را بازى مى كنند و سيامك انصارى نقش اول فيلم ، 

يك ( انسانِ به تمام معناست ) و فكر نمى كنم نقش او در فيلم تفاوت چندانى با شخصيت اصلى خود او داشته باشد. 

او به شكل ماهرانه اى نقش را اجرا مى كند و در هر پلان آنچنان شما را ميان طنز و تلخ گير مى اندازد كه نمى دانيد بگرييد يا بخنديد. در نتيجه بر لبتان خنده نقش مى بندد و در دلتان گريه ، غُصه ! 

 فيلم را خودتان ببينيد با دقت هم ببينيد ، اما ، 

يك صبحِ يك روز معمولى سيامك انصارى با لباسى سفيد بيدار مى شود و با موسيقيى زيبا تر از هميشه به رقص در مى آيد 

رقصى هماهنگ با موسيقى ، آرام و آرامش بخش. 

ناگهان جهان يا جنگل يا تهران يخه ى او را مى گيرد. 

و در اين ميان همسايه ها ، راننده ، پزشك ، صندوقدار ، 

معتاد ، پولدار ها ، فقير ها ، هنرمند دوست ها ، 

مسئولين ، پيرزن ، فرزندانِ پيرزن ، مهمان ها ى پيرزن و 

همسر پيرزن ، گويا كه با جهان ، جنگل يا تهران هم دست شده اند ، و هر كدام به نوعى در طول فيلم آنچنان سيامك را 

مى كوبند و له مى كنند كه او غرق در خاك در حضور 

مهران مديرى حاضر مى شود. 

در اين چند دقيقه با مهران مديرى از آن لبخندى كه حرفش را زديم دو برابر خواهيد داشت به علاوه ى قهقهه و آن گريه ى دل نيز. 

 اين قسمت ، پلان مورد علاقه ى من است چرا كه مهران مديرى  سيامك را به صورتى خنده دار به تمسخر مى گيرد و آنچنان او را به معنا ى واقعى تحقير مى كند كه در آخر سيامك با 

اشك هايى حلقه زده در چشم هايش و با ياد يك هم نوع در دل 

به سو ى تهران مى دود. 

و همسر سيامك انصارى در فيلم و ( ما ) ، سر دسته ى تمام اين هم دست ها هستيم ، 

چرا كه در تمامى اين ( ساعت ها ى پنج عصرى ) كه در زندگيمان گذشته است ( خوب بودن ) را فراموش كرده ايم ! 

" خود نوشته "  1396/5/6