جستجو در سایت

1403/07/27 10:39

نقدی بر سریال تلویزیونی «تانک خورها»؛ شاید یک خودزنی

نقدی بر سریال تلویزیونی «تانک خورها»؛ شاید یک خودزنی
پرویز شیخ‌ طادی این روزها با سریال تانک‌خورها مهمان تلویزیون است. سریالی که نه کمدی است و نه اجتماعی. شاید بتوان آنچه این کارگردان ساخته را نوعی خودزنی دانست. اما چرا؟

سلام سینما- پرویز شیخ‌ طادی این روزها با سریال تانک‌خورها مهمان تلویزیون است. سریالی که نه کمدی است و نه اجتماعی. شاید بتوان آنچه این کارگردان ساخته را نوعی خودزنی دانست. اما چرا؟

نام پرویز شیخ طادی در سال گذشته به دلیل انتشار ویدیویی از او در فضای مجازی بیشتر دیده شد. او در مراسم بزرگداشتش در جشنواره فجر با کراواتی در دست روی صحنه رفت و گفت: «من امشب یک کراوات به عنوان هدیه برای آقای اسماعیلی آورده‌ام، کارمندان اول انقلاب همه کراوات می‌زدند، مد بود و مرسوم. عده‌ای آمدند که الان جای دیگر هستند، به خارج رفته‌اند و آمدند و شروع کردند به قیچی کردن این کراوات‌ها؛ خساراتی بابت آن وارد کردند، به همه می‌گفتند غرب‌زده هستید، می‌گفتند این افراد نمی‌تواند در تشکیلات ما باشند.» هرچه بود محمدمهدی اسماعیلی، وزیر ارشاد وقت و محمد خزاعی، رئیس سازمان سینمایی دولت سیزدهم روی آن صحنه لبخند زدند و بعدتر صحبت‌های آن روزش رفت پشت سر باقی حاشیه‌های جشنواره فجر.

نام او بار دیگر حالا دیده می‌شود؛ این‌بار به‌عنوان کارگردان سریال تلویزیونی در روزهایی که نه صداوسیما مخاطب دارد و نه نامی از بازیگران و کارگردان‌های مطرح در برنامه‌هایش به چشم می‌خورد. او با موضوعی سراغ تلویزیون آمده که برای خودش و تلویزیون هیچ غریبه نیست. جنگ تحمیلی و دفاع مقدس، موضوع محوری «تانک خورها» است که شیخ طادی پیش از این در فیلم «روزهای زندگی» هم سابقه آمدن سراغ چنین موضوعی را در مقام کارگردان داشته است. البته او در «آژانس شیشه‌ای» هم در کنار حاتمی‌کیا به‌عنوان طراح صحنه و لباس حضور داشته و در فیلم «از کرخه تا راین» هم یکی از بازیگران بود. بنابراین نه فقط سوژه برای او غریبه نیست، که با فیلم جنگی «روزهای زندگی» هم وضعیت پرستاران و دکترهای زمان جنگ را به تصویر کشید و در نهایت این فیلم توانست جایزه بهترین فیلم جشنواره فجر را از آن خود کند. اما سوال اینجاست که چرا «تانک خورها» و چرا تلویزیون و چرا چنین سطحی؟ و البته بسیاری چراهای دیگر.

در سریال تانک‌خورها چه می‌گذرد؟

پخش سریال از پانزدهم مهرماه امسال آغاز شده است. آرش مجیدی، سروش جمشیدی، علیرضا استادی، ثریا قاسمی، احمد نجفی و... بازیگران اصلی این سریال هستند. پیش از ورود به موضوع سریال، از ترکیب بازیگران می‌توان متوجه شد که چقدر سریال در این ترکیب دست خالی است و شاید آرش مجیدی به‌عنوان بازیگر نقش اصلی قرار است بار داستان و ایجاد جذابیت را به دوش بکشد. حدس غلطی هم نیست و قسمت ابتدایی سریال تایید می‌کند که نام و بازی مجیدی قرار است مهره اصلی باشد. همان قسمت ابتدایی هم تایید می‌کند که نام سروش جمشیدی قرار است ما را با سابقه بازی‌های کمدی‌اش روبه‌رو کند؛ اما این‌بار نه در یک سریال کمدی که در یک سریال جنگی. باقی بازیگران هم انگار هستند که سریال دست خالی‌تر از این نباشد.

شخصیت‌های سیاه و سفید در تانک‌خورها

از بازیگران که بگذریم، همان سکانس قسمت ابتدایی نشان می‌دهد که مثل باقی سریال‌های باقی‌مانده صداوسیما، همه شخصیت‌ها سفید و سیاه‌اند. «هاشم» (با بازی آرش مجیدی) قرار است «آدم خوبه» باشد و تمام کاراکترهایی که خلاف او هستند، آن «آدم بده» همیشه معروف. او سفیدی مطلق است که مادرش بعد از دعوای او با یک قمارباز به او می‌گوید: «پدرت اگر بود اینها را به زورخانه راه نمی‌داد.» و زورخانه هم اینجا، انگار طبق یک قرارداد ناگفته و نانوشته، نماد جایگاه «آدم خوبه»هاست. در واقع سریال طبق تمام نمادها و اصول آشنا در سریال‌های تلویزیونی پیش می‌رود. حتی همان قسمت اول ابتدایی، دفاع مادر خانواده از کارکردن زنان و خانه‌نشین نبودنشان آنچنان نچسب بود که نه فقط تحسین نداشت بلکه انگار نوعی چپاندن تصویر زورکی و انگار اجباری از زن مستقل در سریال بود.

از اینها هم که بگذریم، سریال سراغ یک روایت مهم رفته و آن کمبود تجهیزات نظامی در دوران جنگ تحمیلی و ابتکارات جوانان ایرانی برای ساخت تجهیزات دفاعی است. شاید تنها نکته مثبت سریال (تا قسمت‌های پخش شده اخیر) گره‌خوردن این موضوع به پیشه کاراکتر «هاشم» باشد که او هم به‌عنوان یک مکانیک ماشین و در دوران نبود قطعات، خودش قطعه می‌سازد و ارزان می‌فروشد. همانطور که گفته شد، شاید حضور چند بازیگر کمدی اینطور به نظر بیاید که قرار است سریال در ژانر کمدی باشد اما سریال کاملا درام است و حضور این بازیگران موقعیت‌هایی کمدی‌ را به آن اضافه می‌کنند. اما نه چاشنی کمدی و هوشمندی «لیلی با من است» را دارد و نه حتی موقعیت‌های کمدی فیلمی مثل «اخراجی‌ها». انگار که هستند تا فقط در لحظاتی بسیار کم، لبخند بر لب مخاطب بیاورند.

جنگ هشت ساله ایران و عراق روایت‌های ناگفته زیادی دارد و طی سالیان زیاد فیلمسازان سعی کرده‌اند در ژانرهای مختلف بخش‌هایی از آن را نشان دهند. اما ««تانک خورها»» در روایتی با این اهمیت، تا اینجای کار نشان داده هیچ نقشه‌ای برای یک روایت خوب ندارد و حتی از روایت‌های فرعی قصه هم موفق نبوده و سراغ کلیشه‌ها رفته. سوال اینجاست که آیا شیخ طادی که در سالیان متفاوت هم در مقام کاگردان و هم در مقام طراح لباس و بازیگر در ساخت فیلم‌های مربوط به دفاع مقدس موفق بوده، چرا باید سراغ یک سریال این‌چنین دست خالی از نظر فیلمنامه و بازیگر بیاید؟ و همه ترکیب‌ها در کنار هم نشان می‌دهند که انگار سریال، یک خودزنی در کارنامه فیلمسازی دفاع مقدس او است.