۵ ویژگی کلیدی که سینمای میکلآنجلو آنتونیونی را با آنها به یاد میآوریم

اختصاصی سلام سینما - کمال نادری مطلق: میکلآنجلو آنتونیونی یکی از بزرگترین فیلمسازان تاریخ سینما است که نقشی کلیدی در گسترش سینمای مدرن ایفا کرد. او را با فیلمهایی آرام در مورد شخصیتهایی منزوی به یاد میآوریم که با اتفاقاتی بیرونی و بهظاهر پرتعلیق شروع میشوند اما با تغییر مسیری تدریجی بهسمت بررسی جهان درون انسانهایی پیش میروند که در پی یافتن معنا در جهانی هستند که بهنظر میرسند هیچگونه معنایی بهطور قطعی در آن وجود ندارد. «ماجرا»، «شب»، «کسوف»، «آگراندیسمان» و «صحرای سرخ» از جمله فیلمهای مهم آنتونیونیاند که دیدن آنها به دوستداران سینمای مدرن توصیه میشود. در ادامه نگاهی به پنج ویژگی کلیدی سینمای آنتونیونی انداختهایم که توجه به آنها میتواند به ما در برقراری ارتباط عمیقتر با فیلمهای او کمک کند.
انزوای عاطفی
شخصیتهای سینمای آنتونیونی عموما دغدغه مادی ندارند اما از نظر عاطفی منزوی و سرگردان هستند. مشکل اصلی آنها سکون، گسست و ناتوانی در تصمیم گرفتن است. به همین دلیل سینمای آنتونیونی سینمای رخوت و سکوت است، نه حادثههای پر سر و صدا.
ابهام
روایتهای آنتونیونی مینیمال و عمدا دارای ایهام هستند. شخصیتها بهندرت در مورد خودشان توضیح میدهند، اتفاقات مهم خیلی وقتها خارج از قاب رخ میدهند و گرههای کلیدی داستان خیلی وقتها باز نمیشوند. ابهام و پایان باز باعث میشود تا مخاطبان بتوانند در تفسیر وقایع مشارکت فعالی داشته باشند.
معماری
کمتر فیلمسازی را میتوان در تاریخ سینما پیدا کرد که معماری در فیلمهایش بهاندازه آنتونیونی اهمیت داشته باشد. کارخانهها، مناظر صنعتی و گاه طبیعی همواره در سینمای او بازتابی از درونیات شخصیتها هستند. در «صحرای سرخ» کار به جایی رسید که حتی رنگها هم دستکاری شدند تا حس اضطراب و سرگشتگی شخصیت اصلی نمایانتر شود.

نماهای بلند
فیلمهای آنتونیونی پر از زمانهای مرده است؛ یعنی زمانهایی که بهظاهر در آنها کنش خاصی رخ نمیدهد. امتداد زمان و نماهای طولانی این فرصت را به تماشاگر میدهند که با دقت در جزییات، در احوال شخصیتها تأمل کند. معنا در سینمای آنتونیونی نه از طریق قطعهای سریع بلکه بهواسطه مکثها، سکوتها و فاصلهها شکل میگیرد.
تردید اگزیستانسیالیستی
روایت و حتی تصویر در سینمای آنتونیونی لزوما قابلاعتماد نیست. «آگراندیسمان» با نمایش تصاویری که حقیقت پشت آنها مشخص نیست و «مسافر» [یا «حرفه: خبرنگار»] با جابهجایی هویت میان آدمها، اعتماد ما را خدشهدار میکنند. سینمای میکلآنجلو آنتونیونی با ایجاد تردید در حقیقت آنچه میپنداریم، نوعی تردید وجودشناختی و حلنشدنی را در مخاطب ایجاد میکند.