گفتوگو با حسین الهیاری کارگردان جوان سینما/ سینمای شاعرانه در «زیر سایهی بلوط»

سیده فاطمه صادقی- او که در حال ساخت اولین فیلم بلند خود است، پس از اکران «زیر سایه بلوط» با استقبال و نقطه نظرات مثبت اهالی سینما مواجه شد. به بهانه اکران این فیلم، سلام سینما با او به گفتوگو نشستهاست.
• ایده فیلم چگونه شکل گرفت؟
ایده فیلم یا از رویاهایمان میآید یا از تجربههای زیستهمان. رویاها نیز میتواند از رنجهای انسان بیاید. ایده این فیلم هم پس از رنج از دست دادن پدرم در ذهن من شکل گرفت. در دعوتنامههای اکران خصوصی فیلم، متنی با محتوای «حقیقت گرچه تلخ مینماید اما سراسر نور است.» یادداشت کردم. به هر حال رنجهایی که متحمل میشویم گرچه تلخ است اما حقیقت است و باید آن را بپذیریم. من نمیخواهم منفینگرانه به جهان بپردازم اما معتقدم پشت هر رنجی اتفاقی مثبت نهفته است.
• به عنوان فیلمساز در ابتدای کار با چه مشکلاتی مواجه بودید ؟
اولین معضل من فیلمنامه بود که زمان نگارش آن چالشهای بسیاری داشتم. بعد از آن جذب سرمایه کار دشواری بود. زیرا فیلم مستقل بود و فیلمنامه هم فضای متفاوتی داشت. خیلی از دوستان سینمایی در این مسیر میگفتند فیلم را نساز و نمیشود؛ حتی یکی از کارگردانهای سینما گفتند ساختن این سبک فیلمها جسارت بسیاری میخواهد و تنها فیلمسازان بزرگ در دنیا میتوانند به چنین سوژههایی بپردازند. اما با دشواریهای فراوان و حتی مشکلات مالی در مرحله تولید، توانستم فیلم را جلو ببرم. فکر میکنم وقتی به عنوان فیلمساز، گام نخست که نوشتن فیلمنامه است را برداشتید، اگر حساب شده، دقیق و با قاطعیت در مسیر ساخت فیلم گام بردارید، موفق خواهید شد.
از سوی دیگر فیلم با توجه به موقعیت تاریخی، آبوهوایی و مکانی در بستر برف، گریم سخت، طراحی لباس زمانبر و لوکیشن پر چالشی داشت. در واقع فیلم یک تولید بزرگ در سینمای کوتاه بود. ما از تمام جلوههای ویژه میدانی و بصری برای ساخت فضای فیلم استفاده کردیم.
چالش دیگر من در فیلمسازی جلوههای ویژه بود. برای اینکه بتوانیم فضای برفی فیلم را بسازیم، من در اینباره بسیار جستجو کردم. البته که جلوههای ویژه میدانی هم داشتیم و همه تیم زحمت بسیاری برای شکل گرفتن فضای فیلم کشیدند. ما بسیار تلاش کردیم تا «زیر سایه بلوط» اولین فیلم ایرانی باشد که در زمینه ساخت فضای برف و مه با جلوههای ویژه قوی کار کردهاست. با توجه به این نکات، «زیر سایه بلوط» برای من یک زیست جدید در سینما بود. هرچند این چالشها برای من قابل پذیرش بود زیرا اجرایی کردن هدف و ایدهام اهمیت داشت.
• پروسه ساخت فیلم به چه شکل بود؟
تولید این اثر هشت روز زمان برد که روز اولش آشنایی با لوکیشن بود. این مدت زمان کم، با توجه به روزهای کوتاه زمستانی، گریم سه ساعته بازیگران و حمل و نقل در منطقه کوهستانی و برفی ،خودش به یک کار دقیق و برنامه ریزی حساب شده نیاز داشت. چون دوستانی که در این حوزه فعال و تولید کننده آثار سینمایی هستند، میدانند که چنین کاری در چنین مدت زمانی کم تقریبا ناممکن است. ولی ما اینکار را با دقت بالا انجام دادیم که تولید این اثر را برای من اعجاب انگیز کرده است. البته این به خاطر تجربه هایی است که در زمینه برنامه ریزی داشتم و همچنین یک تیم متعهد و همدل که کنار هم این اثر را خلق کردیم.
• ما تعدادی از بازیگران را با شمایلی متفاوت از کارهای دیده شده قبلیشان در «زیر سایه بلوط» میبینیم؛ انتخاب بازیگران فیلم چگونه بود؟
من در طول فعالیت سینماییام، دستیار آقای مجید مجیدی، رضا میرکریمی، کمال تبریزی، محمد عسگری و هادی حجازیفر بودهام و با دوستان و اهالی سینما آشنایی داشتم. هرچند برخی همکاران کم لطفی کردند اما در نهایت توانستیم تیم خوبی را جمع کنیم تا فیلم ساخته شود. برای انتخاب بازیگران من یک سری انتخابها و تصاویر در ذهنم داشتم که با توجه به آنها و به همراهی گریمور کار، آقای شهرام خلج، توانستم امین شعرباف را برای فیلم انتخاب کنم. از طرفی با امین شعرباف پیش از این تجربه همکاری در یک سریال را داشتیم. یوسف صفری بختیاری، سپاس رضایی، مرتضی علیدادی و سایر بازیگران نیز ابتدا بر اساس توانایی و بعد بر اساس همخوانی بافت فیلم با چهرهها انتخاب شدند. برای بازیگر نقش اصلی هم از آغاز، مرحوم فتحالله طاهری در ذهنم بود و چقدر ایشان با ما همکاری کردند، با شرایط سخت کار کنار آمدند و فیلم را دوست داشتند؛ بزرگترین حسرت من این است که نتوانستند به تماشای فیلم بنشینند. اکنون هم که فیلم به اکران رسیده است از انتخاب درست بازیگران اطمینان پیدا کردهام.
در تیتراژ فیلم نام کارگردانان نام آشنایی همچون اقای مجیدی و میرکریمی
به عنوان مشاور پروژه به چشم میخورد. در مسیر ساخت فیلم شما چه نقشی داشتند؟
من به عنوان دستیار این عزیزان در سینما کار کردهام و نکات بسیاری آموختهام. آقای مجیدی فیلمنامه را خواندند و بسیار راهنماییهای ارزشمندی بود. با آقای سبزواری هم ساعتها گفتوگو کردیم. آقای میرکریمی فیلمنامه را نخوانده بودند اما من در فیلمسازی، مثل همکاری در پروژه «نگهبان شب»، از ایشان بسیار آموختهام؛ آقای کمال تبریزی هم، هرچند در پروسه ساخت فیلم مشاوره مستقیم نداشتم اما در اصول فیلمسازی از ایشان آموزههای زیادی فرا گرفتهام.
• برخی از لحظات فیلم یاداوری اتمسفر سکانسهایی از آثار مرحوم عباس کیارستمی بود. آیا فیلمسازی ایشان در نگاه و سبک شما موثر بوده است؟
به عقیده من آقای کیارستمی فیلمسازی بزرگی بودند و سینمای ایشان را خیلی دوست دارم. نمیدانم در نگاه و سبک من چگونه و تا چه میزان موثر بودهاند اما روی من به عنوان یک فیلمساز که به سینمای ایشان علاقهمند هستم، تاثیر میگذارند. من از سفرهایی که رفتهام، کتابهایی که میخوانم، تصاویر و نقاشیهایی که تماشا میکنم، آدمهایی که با آنها به گفتوگو مینشینم و فیلمهایی که میبینم، یاد میگیرم و قطعا در ناخوداگاه من تاثیر میگذارند؛ یعنی تاثیر پذیری من آگاهانه نبوده است اما حتما ناخودآگاه من از این آثار بهره برده است.
• شما مشغول ساخت فیلمی جدید و البته در حال تجربه ساخت یک فیلم بلند هستید. درباره سینمایی جدید بلندتان بگویید ؟
من چندین فیلم سینمایی نوشتهام اما یکی از این فیلمنامهها که از بازخورد مثبت بیشتری از جامعه سینمایی، ادبی و حتی پزشکی دریافت کرده است را برای ساخت انتخاب کردم. به هر حال ورود به سینما موضوع مهمی است و من سعی کردهام فیلم بلندم بازتابی خالصانه از درونیات من باشد. البته من معتقدم خلوص به شکل تکاملی وجود ندارد اما انسان میتواند به سمت آن میل کند. من سالهاست برای نوشتن فیلمنامه فیلم جدیدم وقت گذاشتم و با آن کلنجار رفتهام. فکر میکنم الان زمان ساخت آن رسیده و فیلمنامه نیز در حال اتمام است هرچند هنوز جا برای کار دارد. فیلم جدید ترکیبی از چند ژانر و چند فرم است و اگر اجرای آن به بهترین شکل باشد یک اثر با نگاهی نو است که از جهان من میآید. فکر میکنم تا فیلم روی پرده نمایش نیاید نمیتوان گفت خوب است یا بد ، امیدوارم که فیلم جدید هم کار خوبی شود. البته این فیلم، که مطابق تمایل ذاتی من متعلق به سینمای شاعرانه است، نیاز به حمایت دارد و امیدوارم تهیهکنندگان و سرمایهگذاران آن را دریابند.
• دغدغه شما در فیلمسازی چیست؟
فیلمسازی قطعا برای من یک دغدغه است و سعی کردهام تجارب بسیاری در این رشته کسب کنم، چه تجربی و چه آکادمیک؛ از تجربه فیلمسازی بلند در سن بیست سالگی، تجربه فیلمکوتاه، دستیاری سینما تا تحصیل در رشته کارگردانی نمایش و سینما. من اگر داستاننویسی به صورت تخصصی بلد بودم قطعا رمان مینوشتم، سینما هم برای من همین است؛ یعنی راهی که آن را آموختهام برای نمایش دغدغهها. فکر میکنم سینما، تئاتر، نقاشی و موسیقی از یک حدی بالاتر یک رسالت است نه یک سرگرمی. شما در سینما چه مثبت و چه منفی یک نگاه را تربیت میکنید، زیرا سینما یک ابزار فرهنگ ساز است. بنابراین اعتقاد من به فیلمسازی بعد فرهنگ سازی آن است و باید دغدغهمند باشد نه فقط پولسازی.
در پایان امیدوارم فیلم را سینماگران و هنرمندان نظراتشان را بگویند و از ساخت فیلمهایی متفاوت از ژانرهای غالب کمدی یا اکشن حمایت کنند. فیلمسازی یعنی تلاش و از خودگذشتگی، از خودگذشتگی و تلاش قلبی، سینما یعنی ستایش و نیایش؛ سینما برای من از این جنس است.