فیلمی مناسب برای فیگورهای جانسون

ترجمه اختصاصی سلام سینما
بلک آدام یک فیلم ابرقهرمانی ساخته که در آن یک نامزد احتمالی ریاستجمهوری نشان میدهد که چقدر رضایتبخش است وقتی کسی آنقدر قوی نیست که بتواند شما را به چالش بکشد؛ این فیلم برای اکثر بینندگان یک شب خوب و عاری از ضرب و شتم اسپندکس و فرانچایز خواهد بود. با توجه به مسائل پیچیده جهانی که فیلم مطرح میکند؛ اما به طور کامل به آن نمیپردازد، دیگر تماشاگران سینما ممکن است در یافتن لذت فرار مشکل داشته باشند. هر چقدر هم که مجبور باشیم کارناوال فرهنگ پاپ را برای اشاراتی از سیاست خارجی فردا تجزیه کنیم (و تصور سناریوهای تهدید شامل سرگرمی دوستداشتنی مثل دواین جانسون)، این دنیایی است که در حال حاضر در آن زندگی میکنیم.
بنابراین قبل از اینکه بپرسیم آیا سرگرمکننده است یا نه، اجازه دهید تصدیق کنیم: بلک آدام همه چیز در مورد شایستگی فرستادن عضله آمریکایی به نقاط داغ جهان است و به راحتی میتوان آن را استدلالی برای انزواطلبی خواند. تقریباً به همین سادگی، میتوان آن را به عنوان کیفرخواست از انفعال گذشته تعبیر کرد؛ بنابراین این مسئله بیشتر شبیه به رسمیت شناختن پیچیدگی ژئوپلیتیکی به نظر میرسد تا میل به جلب رضایت همه مخاطبان. تجارت طبق معمول در هالیوود و واشنگتن بسیار مشکلسازتر است.
لعنت به سیاست، اولین چیزی که بیشتر کمیکها متوجه میشوند این است که DC باید ادامه دهد. در همان سکانس اول، ما گلبولهای خونی آرام و پرنده را دریافت میکنیم که تقریباً میتوانند از 300 عدد خارج شوند. حرکت slo فیلم را آزار میدهد و شایعهسازان قبلاً از پیوندهای قویتری با فیلمهای زک اسنایدر آشنا بودند.
سرانجام، «راک» در فیلم ابرقهرمانی خودش بازی میکند: دواین جانسون "آدم سیاه" را بالای شانههای قدرتمند خود حمل میکند، اما این کار بسیار سنگینی است.
جنگل کروز به کارگردانی Jaume Collet Serra جدیدترین فیلم DC پر از تکبر و شدت است، اما متأسفانه فاقد شخصیت است. این بچه جانسون است، فیلمی که ضدقهرمان پیچیدهای را که او سالها از او دفاع کرده است را به تصویر میکشد. در برخی نبردها پیروز میشود و ضربات زیادی را به همراه دارد، اما نمیتواند از عیبهای آشنا بگذرد.
تث آدام (جانسون) یک برده سابق با تواناییهای خداگونه از دوران باستان است که به مدت 5000 سال در زندان بوده است. پس از آزادی، او متوجه میشود که کشور زادگاهش کهندق، کشوری خیالی در خاورمیانه که زمانی قهرمان بود، اکنون توسط سازمان مزدور Intergang اداره میشود و به شدت به یک آدم انقلابی نیاز دارد. هیچ کدام دقیقاً این چهره تیره را با شنل کلاهدار و رگههای پست خشنود نمیکند، بنابراین آدام شروع به بیرون آوردن افراد بد به شیوهای خشونتآمیز میکند.
همذاتپنداری با طرف ماچو ممکن است توضیح دهد که چرا در میان بسیاری از بازیگران ابرقدرت در اینجا، شخص مورد انتظار غایب است. فیلم شگفتانگیز جذاب دیوید اف. سندبرگ در سال 2019 مورد استقبال قرار میگیرد و تمرکز را از منیتهای برانگیخته و نارضایتیهای باستانی دور میکند: انتظار نداشته باشید که پسر راخاری لوی قهرمان ظاهر شود.
ما به طور خلاصه جادوگری را میبینیم که قدرت خود را به بیلی باتسون داده است. در فلاشبکهایی به مصر باستانی مانند پادشاهی به نام کهندق، پادشاهی رعایای خود را مجبور میکند تا در معادن به دنبال ماده معدنی جادویی اترنیم بگردند. یک پسر جوان به امید شروع یک شورش دستگیر میشود. اما درست زمانی که او در شرف اعدام است، جادوگران او را نجات میدهند و او را به یک قهرمان خداگونه تبدیل میکنند - که بلافاصله پادشاه و خانهاش را در یک نبرد برافروخته از خشم ویران میکند.
هزاران سال بعد، یک محقق کهندق به نام آدریانا (سارا شاهی) در مقبرهای فراموش شده به دنبال تاج اترنیوم پادشاه میگردد. او آن را پیدا میکند و ناخواسته قهرمان مرده را زنده میکند، درست زمانی که اکسپدیشن او توسط اینترگانگ، خدمه مزدورانی که دهها سال است کهندق را به وحشت انداخته، کمین میکند. خشونت آغاز میشود.
وارد انجمن عدالت آمریکا شوید؛ آنها گروهی از قهرمانان به رهبری هاکمن (الدیس هاج) - ترکیبی از بروس وین و پروفسور ایکس که یک تیم فوقالعاده را از عمارت با فناوری بسیار پیشرفتهاش اداره میکنند – هستند که وظیفه مقابله با این تهدید جدید فراانسانی جهانی را دارند. این تیم شامل جادوگر کلاهخوددار دکتر فیت (پیرس برازنان)، گردباد انسانی سیکلون (کوئینتسا اسویندل) و اتم اسمشر (نوح سنتینئو) جوان با چهرهای تازه و تغییر اندازه است. اما آنها با ماشین خرابکاری که رعد و برق را مهار میکند و افرادی را که سر راه او قرار میگیرند را حفاری نمیکند، مشکل دارند.
آدام شخصیت منفی اصلی نیست، در حالی که او از نظر اخلاقی نگرشی مشکوک به کشتن مردم دارد. یک موجود شیطانی که با داستان غمانگیز شخصیت عنوان مرتبط است ظاهر میشود، و پس از اینکه آنها مدتی به همدیگر ضربه زدند، JSA و Black Adam با هم متحد میشوند تا مشکل بزرگتر را حل کنند.
جنگجوی زنده شده جانسون، تث آدام، بیشتر توضیحات خود در مورد دنیای مدرن را از پسر آدریانا، آمون (بودی سابونگوی) دریافت میکند. مادر و پسر مخفیانه علیه اینترگانگ کار میکنند و داشتن تاج جادویی آنها را به اهداف بزرگتری هدایت میکند. اما تث آدام به دردسرهای آنها اهمیت چندانی نمیدهد و پسر را سرزنش میکند که نمیداند خشونت پاسخ چنین مشکلاتی نیست.
دیگران علاقه بیشتری دارند. در آمریکا، هاکمن (الدیس هاج) از دکتر فیت (پیرس برازنان) و برخی از قهرمانان کمتر معروف دعوت میکند تا تاج را پس بگیرند و آن را قفل کنند. آنها در سراسر جهان با جتی حرکت میکنند که کابین جداشدنی آن هر میلیاردر صاحب موشکهای فالیک را حمل میکند و (حداقل از نظر آدریانا) مانند مجریان ساختار قدرت غربی پدرانه رفتار میکنند.
(فیلمنامه کمک چندانی به محققین غیر DC در اینجا نمیکند، به طور خلاصه به نانورباتها و آثار و انجمن عدالت آمریکا اشاره میکند که گویی فیلمهای دیگر قبلاً آنها را معرفی کردهاند. با تعداد زیادی شخصیت جدید در صحنهای که اساساً یک صحنه مبارزه دو ساعته است، جایی برای نمایش زیاد وجود ندارد.)
هاج برای هاکمن یک مزیت سخت به ارمغان میآورد، یک مرد قانون و نظم که به اندازه تث آدام در اجرای وضعیت موجود سرسخت است و در مورد کشتن هر کسی که اشتباه به او نگاه میکند. این فیلم به خوبی رویکردهای متضاد آنها را نمایش میدهد و در عین حال با مردم درگیری کهندق امروزی همدردی میکند. آنها مطمئناً در زمانی که گنجینهای برای محافظت نداشتند، کمک غرب را میخواستند. اکنون، سبک تث آدام جذابیت بیشتری دارد.
بله، این یک درسی است که از فیلم کمیک بوک 101 بیرون آمده است. «آدم سیاه» نیز از فیلمهای دیسی مانند «شزم!» عقبنشینی میکند و «جوخه انتحار» به دنیای بزرگتر دیسی اشاره میکردند، اما حال و هوای جالب خود را داشتند و عمدتاً روایتهایی مستقل بودند. فیلم جدید از لحاظ سبکی به کارهای قبلی ابرقهرمانی زک اسنایدر برمیگردد و از بسیاری جهات یک صحنه بزرگ دو ساعته در پایان است که پیشبینی میکند چه خواهد شد.
«آدم سیاه» نیز مانند بسیاری از شخصیتهای مشابه خود، شخصیتهای جدید زیادی را بدون توسعه کافی معرفی میکند. هاج و به خصوص برازنان در ارائه قهرمانان جدید به مخاطبان بسیار موثر هستند، حتی اگر ما فرصتی برای شناختن آنها نداشته باشیم. سپس خود بلک آدام وجود دارد که حداقل تا حدودی از یک قوس شخصیتی برخوردار است. در حالی که این فیلم قطعاً برای مردی بدون نام است - فیلمی از کلینت ایستوود حتی قبل از اینکه ضدقهرمان جانسون آن را منفجر کند در تلویزیون پخش میشود - نتایج متفاوت است.
به اعتبار او، جانسون مشتاقانه نقشی را ایفا میکند که بسیار متفاوت از آثار محبوب او (برای مثال، «هوش مرکزی» و فیلمهای «سریع و خشن» و «جومانجی») است و از حضور فیزیکی و مغناطیس طبیعی خود استفاده میکند. بلک آدام در ابتدا مردی دوست داشتنی نیست؛ جانسون اضافهکاری میکند تا او را به یک مشتری باحال، متعارف و ویرانگر تبدیل کند، او ابتدا در جستجوی انتقام و سپس یک روشنگری است. «آدم سیاه» وقتی صحبت از ساختن جهان به میان میآید خوب است - تصویر کولت سرا از کهنداق قدیمی برجسته است، اگرچه او میتوانست تعداد زیادی سکانس اکشن اسلوموشن را در طول فیلم کاهش دهد و به طرز جالبی به جایی میرسد که دیگر فیلمهای مشابه با کندوکاو در مضامین امپریالیسم و آنچه در دنیای مدرن یک قهرمان میسازد، انجام نشده است.
اگر کت و شلوار مناسب است، آن را بپوشید، و بلک آدام برای قاب اکشن فیگور جانسون عالی است. او فقط سزاوار اولین سفر ابرقهرمانی بهتر از این است.
جانسون یک ضدقهرمان مغناطیسی، فرار و ضد اجتماعی میسازد. او حریفان را مانند دستهای از پیکسلهای بیوزنی CG تحت فشار قرار میدهد. این پروژه پرشور به خوبی به شخصیت کمک میکند و او را برای ماجراجویی آماده میکند که امیدوار است کمتر از این مورد قابل پیشبینی باشد.
در حالی که تث آدام به آرامی یک جهانبینی اخلاقی منسجم را در طول بسیاری از فیلمها جمعآوری میکند، آمریکا باید بتواند از تمایل وحشتناک خود برای انتخاب افراد مشهور بدون تجربه در کارکردن دولتها بیرون بیاید. متأسفانه، این کار بیشتر از جادوگران و سنگهای جادویی طول میکشد.
منبع: هالیوود ریپورتر
مترجم: وحید فیض خواه
بلک آدام Black Adam (2022)
تاریخ اکران: 21 اکتبر 2022
کارگردان: ژاومه کویت-سرا
نویسنده: آدام استیکیل، روری هینز، سهراب نوشیروانی
توزیعکننده: برادران وارنر
بازیگران: دوئین جانسون، آلدیس هاج، نوحا سنتینو، سارا شاهی، مروان کنزاری، کوئینتسا سوئیندل، بودی سابونگوی، پیرس برازنان
فیلمبرداری: لارنس شر
تدوین: جان لی، مایکل ال. سیل
موسیقی: لورن بلفه
خلاصه داستان: قدرت خدایان مصری نزدیک به 5000 سال پیش به «آدام سیاه»(دواین جانسون) اعطا میشود؛ اما او این مدت را زندانی شده است. او اکنون از مقبرهی خود آزاد میشود تا عدالت ویژهی خود را در دوران تازه اجرا میکند.