جستجو در سایت

1402/06/11 00:00

تفریق، جمع نشد!

تفریق، جمع نشد!

  

مانی حقیقی سعی داشته هشتمین فیلم سینمایی اش را مثل هر بار متفاوت و خاص بسازد او عادت دارد که یک قصه ساده و سرراست را با پیچیدگی های دراماتیک و ساختاری غیرمرسوم جلو ببرد به همین جهت به غیر از فیلم پنجاه کیلو آلبالو دیگر ساخته های حقیقی مولفه های خاصِ خودش را دارد، حالا در تفریق جدیدترین فیلم سینمایی او الگوهای ساختاری درامش متفاوت تر است، در این فیلم حقیقی بیشتر سعی کرده که محتوا و فرم اثرش را با چیدمانِ خاصِ درام پیوند بزند، قبل تر از این حتی ایده انتخابی او چگالی لازم را برای ایجادِ یک خط روایی جذاب را دارد که نوع نگرش روانشناختیِ ابهامِ هویت توام با بستری فانتزی گونه شکل گرفته که هیجانِ اثر را بیشتر کرده است و حقیقی توانسته با هوشمندی طوری قصه اش را روایت کند که هیجانی بودن قصه تاثیر مثبت روی مخاطب داشته باشد. تلاش حقیقی جواب داده و این هوشمندی در بطنِ فیلمنامه و ساختارِ سینمایی پیداست و کاملا جواب مثبت داده است اما این مثبت بودن فقط 40 دقیقه دوام دارد یعنی در اوج گره افکنی آن هم با چنین موضوعی باید دست کارگردان آن قدر باز باشد تا مخاطب اشتیاقِ همراهی کردن را داشته باشد، ولی فیلمنامه در مقاطع مهم درست در جایی که باید غافلگیر کننده باشد کم می آورد انگار انرژی درام و پیشروی اش دستخوش ناب بودنِ ایده اش قرار می گیرد و در نیمه دوم قصه کِش پیدا می کند این کِش آمدن فارغ از منطق دراماتیک است که باعث می شود چیدمانِ درام مخدوش شود، نوگرایی در ایده که در نیمه ابتدایی شاهد آن هستیم اگر چه فاصله زیادی با فرهنگ ما دارد و جغرافیای جهانِ اثر بلاتکلیف است اما پتانسیلِ لازم را برای رخدادهای مهم تری را دارد ولی به یک باره زمانی که جلال و محسن برای نخستین بار با هم روبرو می شوند دیگر منطقی برای ادامه دادن روایت احساس نمی شود چرا که درام انگیزه های کافی برای ایجاد رخداد های بیشتر را ندارد و اینکه بیتا جای فرزانه را می گیرد و در انتها معکوس این اتفاق می افتد اساسا به دور از منطق روایی ست چرا که انگیزه محسن برای کُشتن جلال به قدر لازم کافی نیست، از طرفی دیگر نزدیک شدن بیتا به جلال هم نمی تواند متقاعد کننده باشد، چرا که حقیقی به دلیل نگرشِ مدرن بودن پلات اثرش تصور کرده شخصیت پردازی مینی مالیستی می تواند به فیلمش کمک کند اما در ساختار این گونه نشده و ما نمی دانیم شغل محسن چیست و چرایی پرخاشگر بودنش مبهم می ماند میل نزدیک شدن بیتا به جلال و برعکسش شاید دلیلی بر پرخاشگری محسن باشد و از سوی دیگر شاید جلال نمی تواند فرزانه را به دلیل بیماری اعصابی که دارد تحمل کند اما این ها احتمالات فرا متنی محسوب می شوند که در فیلمنامه گنجانده نشده و این می تواند ضعف اصلی فیلم باشد، مجهول بودن اینکه پدر جلال وقتی به آن خانه می رود چه می شود و چه به جلال می گوید ابهام های حل نشدنی فیلم است و این باعث می شود نگرش های روانشناختی اثر که می توانست تا انتها جذابیت فانتزی و ژانری که حاصل بیماری اعصاب فرزانه باشد سمت و سوی اثر را بیش از حد هیجان انگیز کند اما کارگردان از نکات مهم فیلمش چشم پوشی کرده است. زمانی که قصه غیرقابل باور است و پوشش فانتری دارد فیلمساز باید از اِلمان های بیشتر برای جذابیت فیلمش استفاده کند اما در تفریق صورت مسئله ضعف اساسی دارد و حقیقی نتوانسته در نیمه دوم چینشِ درام را حفظ کند بنابراین آن چیزی که در تفریق بیشتر دیده می شود ساختار است، البته که ساختار هم با غلوهای زیادی شکل گرفته مانند بارندگی باران که بند نمی آید مثل چراغ هایی که خاموش و روشن می شوند راهروهای طویل و دراز یا موسیقی که نمی خواهد قطع شود این تمهیدات قطعا نمی تواند جهان فیلم را ایرانی کند و حتما هم نمی توانیم این تمهیدات اجرایی را فرم بدانیم، با تمامی نکاتی که گفته شده اما تفریق می تواند از آثار مهم حقیقی باشد چرا که به هر جهت یک ایده جدید را فیلمسازی کرده است و در بعضی از سکانس ها دوربین و قاب های خوب می شود دید ، او هرگز در این فیلم پُز روشنفکری نداده تفریق حاصل یک داستان فانتزی است که پرداخت نسبتا کاملی نشده معتقدم که حقیقی بیش از حد سعی داشته جهان موازی را در فیلمش گسترش بدهد اما جهان موازی و با ابهام هویت نتوانسته شکل منطقی _ فلسفی داشته باشد اگر حقیقی فیلمنامه را با حساسیت های ژانری و روانشناسی می نوشت و اگر خواستگاه حقیقی در دقیقه 40 به اتمام نمی رسید قطعا با یک اثر منسجمی مواجه بودیم، فیلمبرداری مرتضی نجفی و بازی ترانه علیدوستی و نوید محمدزاده در هر دونقش از نکات مثبت تفریق است، به نظر می رسد محمدزاده و علیدوستی با درک بیش از حدی جهان فیلم را پذیرفته اند شاید تصور کنید بازی کردن در دو نقشِ متفاوت با رویکردهای متضاد کارِ چندان سختی نباشد اما اگر به بازی ها دقت کافی داشته باشید انگار چهار بازیگر متفاوت را می بینیم و این یعنی  پذیرفتن کامل نقش و درست ایفا کردن آن، تفریق با تمام کمی و کاستی هایش توانسته تا حدودی مخاطب را با قصه اش سرگرم کند اگرچه این سرگرمی نکته ویژه ای برای فیلم نیست، چرا که جدیت موضوع فیلم می توانست درگیرکننده تر باشد و وجه معمایی بودن فیلم تاثیر گذاری بیشتری داشته باشد.