جستجو در سایت

1396/11/03 00:00

محمد؛ حبیب الله

محمد؛ حبیب الله

با دیدنش در همان ابتدا ناخواسته مقایسه ای با فیلم الرساله عقاد (همانی که در این دو سه دهه اخیر به هر مناسبتی نشانمان داده اند) در ذهنت به وجود می آید. حمزه مجیدی را که میبینی ناخودآگاه دلت برای آنتونی کوئین تنگ می شود و آن هیبتش. وقتی اولین نواهای موسیقی پرحجم و زیبای ای.آر رحمان را می شنوی، ناچاراً به یاد موسیقی یگانه    موریس ژار خواهی افتاد. و معلوم است برنده این مقایسه ها کدامین است!!! 

ولی میخواهم از جنبه دیگر نگاه کنم و بگویم فرض کنید، از ابتدا این اثر مجیدی بود که بارها و بارها پخش می شد و ما با فیلم او بزرگ می شدیم و امروز برای اولین بار الرساله را میدیدم... مطمئن باشید عصبانیت از الرساله اتفاق مشترکی بود که برای مان رخ می داد. علاقه امروز ما به الرساله اصیل نیست. تنها به خاطر هنر اثر نیست، بلکه حتماً نوستالژی نقش عمده ای در این حس دارد. مطمئن باشید آن زمان با دلخوری می پرسیدیم آیا پیامبر که مظهر رحمانیت الهی بود، به تشنگان، آن هم در زمان نوشیدن آب تیر می انداخت؟؟؟!!!

بازگردیم به خود فیلم: 

فیلم محمد سکانس به سکانسش حرف دارد. از همان ابتدا با شعب شروع می شود. داستانی که به شدت به زندگی امروزمان آمیخته شده و براحتی می توانیم فضا را درک کنیم. یکی از مهمترین نقاط قوت فیلم جایگاه والای ابوطالب است. همو که بدخواهان بسیار سعی کرده اند در نشان دادن شرک او؛ می بینیم کار حمایت از پیامبر را تا جایی جلو میبرد که ابو سفیان می گوید: تا زمانی که ابوطالب هست، به محمد نمی توان آسیب زد. 

قرار نیست نقد حتماً ارزش گذار هم باشد. قضاوت با شما باشد بهتر است. فیلم روایت و ساختار داستانی ندارد. لذا به لحاظ کلاسیک نمی توان گفت فیلم سینمایی، بلکه  اگر بگوییم کلیپ بلند محمد رسول الله شاید مناسب تر باشد. حالا خود این مقوله خوب است یا خیر، با شما.!!!

سراسر فیلم با شعر و نقاشی مواجه ایم. نقاشی های که بعضاً یاد استاد فرشچیان می افتیم. از  اتفاق های کودکی پیامبر گرفته تا سکانس های خوش آب و رنگ یثرب...

شاهد چندین داستان کوتاه هستیم. داستان ساموئل که آنچنان پخته نبوده و همچون طرحی اولیه به نظر میرسد، داستان حلیمه که تا حدی من را یاد اتفاق های خوب بچه های آسمان و آواز گنجشک ها انداخت. 

ارائه تصویر هنرمندانه و هوشمندانه از امیرالمومنین علی (علیه السلام) یکی از نقاط قوت فیلم بود. با اینکه به لحاظ داستانی میتوانست نشانی از ایشان در فیلم نباشد، ولی با ارائه یک دیالوگ از ابوطالب کلیت حضور حضرت علی روشن می شود: علی جان محمد تنها نماند. 

تک تک صحنه را می توان بررسی موردی کرد و مطمئن باشید هر سکانس سخنی دارد. از شلاق خوردن آن برده، تا برخورد شاعرانه لباس پیامبر با قاصدک، تا سیب افتادن در دست پیامبر و نه کندن آن، تا احترام پیامبر به ادیان دیگر (بر خلاف بسیاری از پیروانش) در آنجا که برای ورود به دیر پابرهنه شدند و تا های دیگر افسوس که مجال نیست. 

یکی از مهمترین سوالاتی که برای مخاطبین خارجی پیش خواهد آمد این است که این آدم ها واقعاً پیروان این محمد هستند؟؟؟ چقدر فاصله است از این محمد تا مسلمین...

پ ن : اگر فکر میکنید که نوشته ام آشفته است، درست احساس کردید. ولی باید به من حق دهید. آخر فیلم آشفته ای را نقد کردم. البته این آشفتگی الزاماً ناپسند و مذموم نیست و نخواهد بود.