جستجو در سایت

1395/03/08 00:00

ماموریت غیرممکن

ماموریت غیرممکن

سرانجام «استرداد» به شبکه نمایش خانگی آمد ؛ حالا که پنج سال از تولیدش گذشته و سه سال از نمایشش. عجیب اینکه «استرداد» در عید نوروز ، دو بار از شبکه یک و دو بار از شبکه چهار پخش شد و ممکن است بسیاری از سینمادوستان به تماشای فیلم نشسته باشند؛ بنابراین دور از انتظار نیست که این امر ، موجب کاهش فروش نسخه های فیلم شود.

   «استرداد» یک داستان تاریخی را روایت می کند ؛ داستانی که هنوز هم درباره ی آن ، نظرها و گفته های گوناگون ، خوانده و شنیده می شود. اتفاقا نخستین نکته ی مثبت فیلم همین است که داستان دارد ؛ هم قهرمان دارد و هم ضد قهرمان. پس مخاطب اثری را می بیند که ریتم دارد ؛ حادثه دارد و ملال آور و خواب آور نیست.

   دیگر نکته ی فیلم ، تنوع لوکیشن ها است. بیننده در شروع داستان ، نماهایی از کاخ کرملین در مسکو می بیند ؛ از پل ورسک در سوادکوه مازندران می گذرد و به آب های انزلی می رسد. خیابان های تهران هم که همیشه هست. البته این تنوع و امکانات ، با توجّه به بودجه ی پروژه ای که «فاخر» محسوب می شود ، چندان دور از انتظار نیست. 

   در بخش فیلمنامه ، نویسنده کش و قوس هایی جذّاب به داستان داده و گره افکنی ها تا پایان فیلم پابرجاست. شاخ و برگ های بیجا و داستان های زائد هم به چشم نمی خورد. چاشنی عشق (؟) غزال به سرهنگ نیز در پیشبرد داستان مؤثر است. 

   «علی غفاری» ، با توجه به کارنامه و گذشته ی نه چندان پربارش ، تلاشی ستودنی داشته و جز در چند مورد - مثل اسلوموشن های پل ورسک و صحنه های بی رمق نجات سرهنگ توسط غزال -  از پس کارگردانی برآمده ؛ با اینکه معتقدم برای چنین پروژه هایی باید از باتجربه ها و امتحان پس داده ها استفاده کرد . ( به ویژه برای این فیلم ، کارگردان هایی چون حسن فتحی ، مهدی فخیم زاده و حسن هدایت ، گزینه هایی بسیار مناسب به نظر می رسند.)

  بی شک یکی از مهم ترین عوامل موفّقیّت «استرداد» هنرنمایی درخشان و پرشکوه «حمید فرخ نژاد» است که برای ایفای این نقش ، به شایستگی برنده ی سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد از جشنواره ی فیلم فجر شد ؛ جایزه ای که باید خیلی پیش تر ، برای «ارتفاع پست» ، «چهارشنبه سوری» و «به رنگ ارغوان» نصیب بازیگر بامعرفت آبادانی می شد ؛ به خصوص برای هوشنگ ستاری به رنگ ارغوان که حقیقتا فراموش نشدنی است. 

   فرخ نژاد بهترین انتخاب برای این نقش است ؛ چهره ی پر صلابت و قد و قامت رشید که لباس نظامی را دل نشین بر اندامش نشانده ، سرهنگ فرامرز تکین را باورپذیرتر کرده. البته اگر به جای «الیسا کاچر» از بازیگران ایرانی استفاده می شد ، احتمالا کاراکتر غزال  بیشتر خود را نشان می داد و ارتباط بهتری با تماشاگر برقرار می کرد. 

   در مجموع «استرداد» اثری است قدرتمند که ارزش دیدن دارد و مؤلّفه های یک فیلم مخاطب پسند را داراست. امیدوارم چنته ی سینمای ایران ، از این نوع فیلم های «فاخر» - و نه آثار تأسف برانگیزی همچون ملک سلیمان – خالی نباشد.