"پرستویی" به ارزش سیمرغ

بادیگارد در سینمای بدون قهرمان امروزی ایران که همه چیز پیرامون زندگی کف خیابان ها است، یک غنیمت محسوب می شود در حقیقت علت استقبال مردم از فیلم های اجتماعی اکران نوروزی، احساس ارضای نیازی بود که به کمک فیلم بادیگارد در علاقه مندان به این دست فیلم ها به وجود آمد و حالا علاقه مندان این حوزه با خیال راحت به تماشای چندین فیلم دیگر می نشستند و با دید بهتری نسبت به آن ها اظهار نظر می کردند. این فیلم یکبار قافیه را به رقیب جدی خودش یعنی ایستاده در غبار باخته است و آن هم دریافت سیمرغ بلورین بهترین فیلم جشنواره فجر بود و البته در کنار آن جوایز مربوط به جلوه های ویژه را کسب کرد. بادیگارد به خصوص ادای احترامی است به کلیه شهیدان علمی کشور که متاسفانه مورد ترور قرار گرفته اند.
فیلم بادیگارد یک سناریوی مشخص دارد یک تقابل بین شخصیت هایی با ماهیت سیاه، سفید و خاکستری که به ترتیب شخصیت بد داستان که همان تروریست های را شامل می شود و می تواند شامل هر گروهکی باشد و این خود یکی از مزیت های فیلم است چرا که بیننده با هر احساسی که داشته باشد می تواند این عوامل را به گروهکی که بیشتر از آن متنفر است نسبت دهد، دوم شخصیت سفید که حاج حیدر است و ارائه آن به دستان پر تجربه پرویز پرستویی سپرده شده است و دست آخر، شخصیت های خاکستری که فرهاد قائمیان پرچم آن ها را به دوش می کشد. شما انتظار یک معجزه ندارید انتهای فیلم به شدت قابل حدس است به خصوص اگر فیلم های دیگر حاتمی کیا را دیده باشید اصلا تعجبی از پایان بندی فیلم نخواهید داشت و هنر این گونه فیلم ها همین است که با این که پایان فیلم را می دانید به تماشای آن بنشینید.
حرکت دوربین از جمله مواردی است که همواره در آثار حاتمی کیا به چشم می خورد هم در سکانس پایانی این فیلم و حرکت دوربین در تونل و هم در سکانس تقابل نهایی رضا کیانیان و پرویز پرستویی در آژانس شیشه ای، نکته مثبت دیگر آثار وی بالانس بودن همه عوامل و مسائل مربوط به فیلم است در واقع همواره همین بوده است شخصا معتقدم فیلم آژانس شیشه ای او ماندگارتر است نمی دانم این به دلیل شرایط آن موقع سینما و تابوشکنی و روایتگری جدید حاتمی کیا بوده است یا نه اما اطمینان دارم یکی از عوامل ماندگاری اش همخوانی همه چیز در کنار یکدیگر است بازی های فراتر از انتظار بازیگران، فیلم نامه منحصر به فرد، تصویر برداری عالی و خلاصه همه چیز در بالاترین سطح دوران خود بود و اینجا در بادیگارد هم همین است به جز جلوه های ویژه که یک سر و گردن بالاتر از حد انتظار ظاهر شدند و واقعا باید به عوامل این واحد تبریک گفت. تاکید بر جلوه های ویژه به جهت جداناپذیری فیلم های اکشن از این جلوه ها است و چنانچه ضعفی در این جلوه های ویژه مشاهده شود فیلم با موفقیت چندانی رو به رو نخواهد شد.
همچنین عادت کرده بودم ببینم فیلم ها شخصیت های نظامی را غیر واقعی نشان بدهد اما اینجا قهرمان فیلم زخمی می شود، در عملیاتش شکست می خورد که البته بازی و نقش آفرینی پرویز پرستویی بی شک تاثیر به سزایی داشته است و تا امروز او توانسته در هر نقشی به خوبی هنر خویش را اثبات کند و لذا "پرستویی" به ارزش "سیمرغ" است. قهرمان فیلم، یک پدر ماورایی و یک زندگی سراپا ایده آل و زندگی بی نهایت آرام ندارد. خانواده حیدر مشکلات دارند، حیدر کدخدا نیست و حتی در قضیه دخترش خودش را کنار کشیده است. بادیگارد مانند برخی سریال ها و فیلم های تولیدی به صورت کپی برابر اصل آثار مشابه با حداقل خلاقیت و جلوه های ویژه بودند ظاهر نشد در حقیقت حاتمی کیا که به قول خودش عاشق هفت تیر است در این فیلم یک داستان بومی را کارگردانی کرده است و به سراغ یک داستان از پیش نوشته شده نرفته است که البته از او جز این انتظار نمی رود همچنین این حرکت نیازمند مطالعه صحیحی در خصوص نحوه فعالیت و کار ماموران حفاظتی است که با توجه به بازخوردها گویا عملکرد مطلوبی داشته است، چیزی که به وسواس گروه کارگردانی و عوامل فیلم باز می گردد و نشان از تجربه بالای ان ها دارد.
فیلم البته در قسمت هایی بیش از حد شعاری می شود که نمونه بارز آن صحنه ورزش کردن بابک حمیدیان است که البته انتظار می رفت ابراهیم حاتمی کیا ظرافت بیشتری نسبت به این سکانس به خرج دهد. همچنین فیلم در سکانس کافی شاپ طوری گفت و گوها را ترتیب داده است که "همه" کسانی که رفته اند را خود فروخته به حساب می آورد و منطقی نیست، همه را یکسان قضاوت کرد در حقیقت حاتمی کیا باز هم شعاری رفتار کرده است در حالی که برخی از محققان به دنبال کسب تجربه و بازگشت به کشورمان از ایران رفته اند و دیر یا زود دوباره باز خواهند گشت و در هر حوزه ای که بتوانند به مملکت خدمت خواهند رساند لذا مسلما آن ها هم مخاطبان اصلی این جمله از دیدگاه نویسنده قرار ندارند اما نحوه نگارش این سکانس برداشت نامناسبی را ترتیب می دهد، به عنوان مثال یکی از شاخص ترین این افراد شهید چمران می باشد که اتفاقا سوژه ابراهیم حاتمی کیا بوده است و به وقت نیاز کشور بازگشت و تا آخرین لحظه در راه آرمان و اهدافش ایستادگی نمود. لذا انتظار می رفت در این قسمت نیز توضیحات بیشتری ارائه شود و مخاطبان اصلی این سکانس با شفافیت بیشتری معرفی شوند. فیلم تعبیر و برخورد درستی با تندروها انجام داده است گرچه خیلی جانب احتیاط رعایت شده است و این نوع برخورد حاتمی کیا همیشه تا همین اندازه بوده و جای تعجب ندارد او جز محور اصلی آثارش سایر اجزا را بزرگ نمی کند اما در همین تلنگر کوچک هم، به خوبی بی نظمی و حرکت به دور از فرهنگ آنان را همچون سیلی به گوش خودشان می زند و نحوه مبارزه صحیح را نشان می دهد چرا که ما در دوره ای هستیم که با علم و عمل بایستی خودمان را به دشمن ثابت کنیم.
در مجموع فیلم بادیگارد امتیاز قابل قبولی کسب کرده است و این مورد از استقبال تماشاگران نیز کاملا مشخص است و موفقیت جدیدی در کارنامه همه عوامل فیلم به حساب می آید.