ایرانیان بیشتر فیلم میبینند یا مردم ترکیه؟

محمدعرفان صدیقیان - سلامسینما:
سینمای جهان در گذر از پاندمی کرونا شرایط بسیار عجیب و پیچیدهای را تجربه کرد. پدیدهای که دارای اثرات بلند مدتی بر این هنر- صنعت بود و تولید، پخش و اکران بسیاری از آثار کمپانیهای مطرح فیلمسازی را با تاخیرهای طولانی مدت مواجه کرد. در این دوران با محدودتر شدن فعالیتهای اجتماعی و صرف زمان بیشتر افراد در خانهها، این استریمهای پخش آنلاین بودند که با گسترش فزاینده تولید و پخش آثار نمایشی، سریالها، برنامههای ترکیبی و گیمشوها، فرصت کمنظیری را برای خودنمایی، افزایش شمار کاربران و سود مالی بیشتر به دست آوردند.
در این مقطع، پدیده تماشای سریال به صورت عمومی در اقصی نقاط جهان فراگیر شده و این مقوله وارد فرهنگ عمومی بسیاری از جوامع شد. پس از دو سال از آغاز این جریان و با کنترل نسبی ویروس کرونا و سیر نزولی آمار مبتلایان، بار دیگر سینماها بازگشایی شدند و به روال طبیعی خود بازگشتند. اما در بسیاری از نقاط جهان، روند جذب مخاطب به سادگی امکانپذیر نبود و گویی مخاطبان به تماشای سریالهای مختلف و متنوع بیش از آثار سینمایی علاقهمند شده و مانند گذشته به حضور در سالنهای سینما رغبت نشان نمیدادند.
علاوه بر این، عرضه فیلمهای مهم و پرهزینه از کارگردانان صاحب سبک بر بستر پلتفرم نتفلیکس نیز نوعی رویکرد جدید را نسبت به سینما به وجود آورد و موضوع اهمیت تماشای فیلمهای سینمایی بر پرده عریض سالنهای سینما را به چالش کشید.
در این نوشتار قرار بر این است که روند فروش فیلمها در سینمای ایران با کشورهای دیگر مورد مقایسه و ارزیابی قرار بگیرد، اما واقعیت این است که برای رسیدن به پاسخی شفاف و دقیق، ابتدا باید وضعیت حال حاضر سینما در جهان را مورد شناسایی قرار داد و در کنار آن، به جریان رایج، نوع گونهشناسی و میزان پراکندگی آن در محصولات کشورهای مختلف نیز نظر انداخت.

زمانی که در موضوعات مختلف، بحث مقایسه میان سینمای ایران و کشورهای دیگر به وجود میآید، پیآمد آن نیاز است تا به پرسشهای مختلفی در این زمینه پاسخ داده شود. یکی از مهمترین این سرفصلها، چگونگی ساز و کار مربوط به تولید اثر است. خاستگاه اصلی سینما مربوط به کشورهای غربی بوده و پس از کشف قابلیتهای بیانی و سرگرم کنندگی آن، به سرعت کمپانیهای ساخت و تولید فیلم با هدف جذب نیروهای کارآمد، عرضه تولیدات مخاطب پسند و مهمتر از همه پیگری اهداف تجاری و کسب سود مالی، یکی پس از دیگری شکل گرفتند و هنوز هم با رویکردی مشابه گذشته به حیات خود ادامه میدهند.
بیش از صد سال از ورود سینما به ایران میگذرد اما هنوز فرآیند فیلمسازی به شکل چریکی با دوندگیهای سینماگران و تهیهکنندگان اتفاق میافتد و ساز و کاری صنعتی برای آن در نظر گرفته نشده است. البته اخیرا برخی نهادهای حاکمیتی در قالب سازمانهای سینمایی چنین نگاهی را دنبال میکنند، اما نه در شیوه پیشبرد اهداف و نه در خروجیهای نهایی، مولفههای نام برده شده به چشم نمیخورد.
نکته دیگر مربوط به نوع چشم انداز و فضای اکران آثار سینمایی در ایران است. بر خلاف عمده کشورهای صاحب سینما، سبد اکران در ایران خالی از فیلمهای خارجی است و همین مسئله، مقایسه میزان استقبال تماشاگران داخلی از سینما را در مقایسه با کشورهای دیگر و در ارتباط با مشخصههایی همچون ضریب اشغال صندلی و... ناممکن میکند.
حتما در میان دوستان و اطرافیان شما افرادی وجود دارند که اصطلاحا خوره فیلم و سریالهای خارجی هستند و ذائقه آنها با کیفیت و فضای غالب بر فیلمهای ایرانی همخوانی ندارد. اکران فیلمهای خارجی در سینماهای ایران به صورت بالقوه میتوانست توجه این بخش از علاقهمندان خاموش سینما را به خود جلب کند و به آمار کلی فروش فیلمها در باکس آفیس سالانه رونقی جدی ببخشد.
از سویی دیگر وضعیت فاجعه بار ارز داخلی باعث میشود نتوانیم تا در یک شرایط برابر، فروش سینمای ایران را با نقاط مختلف دیگری در دنیا مقایسه کنیم و تنها راهی که باقی میماند، بررسی آماری تعداد مخاطبان سالانه سینما است.
فارغ از کشورهایی نظیر آمریکا، انگلستان، فرانسه، چین و هند که علاوه بر تنوع موضوعی و محتوایی فیلمها، سالنهای بسیاری را نیز در اختیار داشته (در آمریکا و چین بیش از 50 هزار سالن سینما وجود دارد) و مقایسه وضعیت فروش فیلمها در چنین کشورهایی نسبت به ایران، قیاسی نادرست به نظر میرسد، میتوان به صورت نسبی وضعیت سینمای ایران را با کشوری همچون ترکیه مورد مقایسه و ارزیابی قرار داد.
ایران و ترکیه به لحاظ وسعت و جمعیت، شرایطی کم و بیش مشابه یکدیگر دارند. به علاوه اینکه وضعیت فرهنگی حاکم بر این دو کشور به صورت کلی دارای مشخصههای مشترک قابل توجهی است. اما نکته مهم در خصوص مقایسه وضعیت آماری فروش فیلمها میان این دوکشور، تعداد سالنهای سینما در هر یک ازآنها است.
ترکیه، دارای بیش از ۲۶۰۰ سالن سینما در سراسر این کشور است، در حالی که تا پایان سال گذشته تنها ۸۴۶ سالن سینما در نقاط مختلف ایران وجود داشته است و این موضوع نشان از آمار سه برابری تعداد سالنهای سینما در ترکیه است. اما با این وجود، تماشاگران ایرانی نسبت به ترکها علاقه بیشتری به فیلمهای داخلی از خود نشان میدهند. سال گذشته در ایران تعداد مخاطبان سینما از مرز ۲۸ میلیون نفر عبور کرد و کشور ترکیه نیز پذیرای بیش از ۳۱ میلیون مخاطب بود.
اما نکته حائز اهمیت اینجاست که از میان این ۳۱ میلیون نفر، تنها ۱۳ میلیون و ۷۰۰ هزار نفر به تماشای آثار تولید شده توسط این کشور نشستهاند و ۱۸ میلیون دیگر خواهان فیلمهای بینالمللی و عمدتا مربوط به کمپانیهای بزرگ هالیوودی بودهاند. در میان تولیدات داخلی نیز مخاطبان ترک و ایرانی از سلیقهای نسبتا مشترک برخوردار هستند و در هر دو این کشورها عموما گیشهها در تسخیر فیلمهای کمدی است و پس از آن نیز از فیلمهای درام و گونه ملودرام استقبال بیشتری صورت میگیرد.

البته نباید از وجود فضای انحصاری در سینمای ایران نیز غافل شد، چراکه مخاطبان به جز فیلمهای داخلی که عموما تنوع چندانی در میان آنها وجود ندارد، انتخاب دیگری نداشته و ناچار به شرایط موجود تن میدهند. در صورتی که چنین شرایطی در کشورهای دیگر وجود ندارد و علاقهمندان به سینما از حق انتخاب گستردهتری بهرهمند هستند.
موارد یاد شده از جمله وجود انحصار و تعداد سالنهای سینما صرفا نمونههایی از دهها دلیل ممکن بوده که ثابت میکند نمیتوان سینمای ایران را به لحاظ آمار فروش با نقاط دیگری از دنیا مورد تطبیق و مقایسه دقیق قرار داد، اما با این وجود، رصد شرایط حاکم در این خصوص میتواند راهگشای آغاز بحثها و ایجاد زمینههای مطالعاتی و پژوهشی در خصوص رفتار شناسی مخاطبان داخلی باشد و زمینههای لازم برای بررسی نوع سلیقه وگونههای مورد علاقه آنان را فراهم کند.