جستجو در سایت

1394/07/25 22:40

گفتگو با «هاتف علیمردانی»، آنچه از دل برآید لاجرم بر دل نشیند

گفتگو با «هاتف علیمردانی»، آنچه از دل برآید لاجرم بر دل نشیند
هاتف علیمردانی را می‌توان اولین فیلمسازی دانست که تجربه ساخت اولین فیلم رئال‌انیمیشن ایرانی را در کارنامه‌ی خود دارد. او با وجود تجربه‌های موفقی که در این زمینه داشت مسیر خود را تغییر داد و به سینمای اجتماعی روی آورد. به بهانه اکران فیلم «مردن به وقت شهریور» با او به گفتگو نشستیم تا دلیل این تغییر مسیر او را جویا شویم.

فیلم مردن به وقت شهریور فیلمیست که به مسائل اجتماعی می‌پردازد. فیلمسازی که این حوزه را برای فیلمسازی انتخاب می‌کند باید چه خصوصیتی داشته باشد و چه حساسیت‌هایی را در کارش لحاظ کند؟

ببینید فیلمساز یک باری را به دوش دارد. منی که در سینمای اجتماعی فیلم می‌سازم، باید از لحاظ روانکاوانه بدانم که در سطوح اجتماع چه اتفاقی می‌افتد و روابط دراماتیک انسان‌ها را بتوانم ضبط و در فیلم‌های مختلف پخش کنم. کارگردان اجتماعی مثل یک دستگاه ضبط و پخش می‌ماند که رویکردهای جامعه، تغییر و تحولات، سیر تغییر مدرنیته به سنت، بزنگاه‌های تاریخی، سرخوردگی‌ها، ترس‌ها و وقایع جامعه را به تصویر می‌کشد و آنها را ماندگار می‌کند. من فیلمساز باید حساسیت‌های بیشتری نسبت به آدم‌های اطرافم داشته باشم. دردهای مردم را درک کنم و چاله‌های احتیاجات مردم را با آنها تا حدودی پر کنم. اتفاقات مشترکی در میان مردم می‌افتد، از خاطرات دوران کودکی تا عاشق شدن دوران جوانی، هر کدام از اینها مشخصاتی دارد. آدم‌ها فارغ از پولدار و فقیر بودن، رفتارهای اجتماعی یکسانی را تجربه می‌کنند. اینها نقاط مشترک انسانی است که می‌توان درباره آنها صحبت کرد، احساسات را برانگیخت و اشک‌ها و لبخندها خلق کرد. به‌طور کلی مهمترین شاخصه فیلمساز اجتماعی همذات پنداری با ذات آن جامعه است. کسانی که در یک جامعه زندگی می‌کنند، ارزش‌ها، ضد ارزش‌ها، بدی‌ها و خوبی‌های زیادی را تجربه می‌کنند. همراه شدن با آنها باعث می‌شود شادی بسیاری از افراد جامعه را به همراه داشته باشد. بهتر است

 

چرا ژانر کودک را برای ورود به دنیای سینما انتخاب کردید؟

هر فیلمسازی سعی می‌کند ژانر و فضاهای مختلف را تجربه کند من این مسیر را انتخاب کردم چون از بسیاری جهات فضای بهتری برای شروع کار بود.

 

معمولا کمتر دیده شده فیلمسازی این مسیر را برای شروع انتخاب کند از طرفی با وجود جرقه‌های خوبی که با وجود کار شما در فضا کار کودک خورده شد متاسفانه شما از فیلم سوم این مسیر را رها کردید و سراغ موضوعات اجتماعی رفتید دلیل این تغییر مسیر چه بود؟

چون تکنیکی کار کردن در کشور ما و فیلم رئال انیمیشن ساختن در ایران کار بسیار سختی است به طور مثال برای فیلم «راز دشت تاران» دوسال از وقتمان را صرف پست پروداکشن کردیم آن روزها من دوست داشتم فضاهای جدید را تجربه کنم به همین دلیل در آن فضای متفاوت فیلم ساختم اما بعد از ساخت دو فیلم به این نتیجه رسیدم که وضعیت سینمای کودک ما خیلی بدتر و پیچیده‌تر از آن است که بشود در آن فعالیت کرد و فیلم ساخت. هر دو فیلمی که در فضای کودک ساختم با استقبال خوبی روبرو شد فیلم «یک فراری از بگبو »جز ده فیلم خاطره انگیز ژانر کودک انتخاب شد راز دشت تاران توانست جوایز متعددی را کسب کند من می‌توانم بگویم در ژانر کودک دو کار موفق انجام داده‌ام و این موفقیت درحالیست که به کار کودک اکران نمی‌دهند من توانستم این دو فیلم را اکران کنم با این شرایط هر دو کار دیده شد و مسیر خودش را باز کرد اما مشکل اصلی اینجا نیست مشکل اینجاست که شما باید به عنوان فیلمساز مستقل بتوانید سرمایه گذار را متقاعد به سرمایه گذاری در چنین فیلم‌هایی بکنید سرمایه گذار باید متقاعد بشود که هزینه‌های سرسام آور و گزاف دوسال پست پروداکشن را پرداخت کند باید متقاعد بشود استدیویی بسازد که برای کار مناسب باشد. برای لانگ‌شات‌ها و لندسکیپ‌های غیرواقعی از ویژوئال افکت استفاده می‌کنی برای اینکه بتوانی آن را به فضای واقعی نزدیک کنی و فضای رئال را با آن کامپوزیت کنی واقعا نیاز به نرم افزارهای آنچنانی است که سرمایه‌گذار ایرانی عاجز از همچین سرمایه‌گذاری‌هایی است.

 

با توجه به تجربه‌ی کاریتان در هر دوزمینه یه این فکر کرده‌اید که فیلم‌هایی بسازید که فضایی بینابین داشته باشند فیلم‌هایی مثل« جنگ ستارگان» که هم مخاطب کودک و هم بزرگسال را به سینما بکشاند؟

فیلم‌هایی که در این فضا ساخته می‌شوند خروجی خوبی ندارند وقتی به این سمت می‌رویم که می‌خواهیم فضا را ایرانیزه کنیم و بومی بودنش را حفظ کنیم نتیجه خیلی تقلبی از آب درمی‌آید. فکر کنید بخواهیم به سمت ساخت فیلم‌های بلک باستر برویم هر چقدر هم تلاش کنیم نمی‌توانیم به لحاظ تکنیک با استانداردهای جهانی رقابت کنیم اما به لحاظ محتوا دستمان بازتر است و می‌توانیم کارهای عمیق‌تری انجام بدهیم به همین دلیل من سراغ فضاهای اجتماعی رفتم تا بتوانم کار پخته‌تری را ارائه بدهم.

 

به نظر شما چرا ما از نظر تکنیکی نمی‌توانیم با سینمای جهان رقابت کنیم؟ دلیلش نبود تجهیزات است یا نیرو متخصص؟

اولا که از نظر تکنیک و پست پروداکشن خیلی از تجهیزات مثل رندرفارم تا نرم‌افزارهای پیچیده که برای پیشبرد کار نیاز است در دسترسمان نیست و همینطور نیروهای متخصص و کارآزموده که برای کار با چنین تجهیزات و نرم افزارهایی آموزش دیده‌اند را نداریم کار ویژوئال افکت به آموزش بسیارسطح بالایی احتیاج دارد و کارکردن با خیلی از این تجهیزات نیاز به متخصصینی دارد که تحصیلات آکادمیک دارند اما تکنسین‌های ما در ایران خیلی خود جوش و تجربی کار را یاد گرفته‌اند و آموزش درستی ندیده‌اند. با تمام این کاستی‌‌ها من مهمترین دلیلی که ما نمی‌توانیم به سطح جهانی نزدیک شویم و آن اتفاقی که در فیلم‌های آنها می‌افتد در فیلم‌های ما نمی‌افتد این مساله می‌دانم که ما در کار گروهی و تیم ورکی ضعیف عمل می‌کنیم. به طور مثال ما تری دی کار خوب داریم کامپوزیت کار خوب داریم اما سوپروایزری که بتواند گروه را کنار هم جمع و مدیریت کند، نداریم. لازمه‌ی یک خروجی خوب و کار قوی، آوردن متخصصین کنار هم و مدیریت آنهاست. به طور کلی کارهای ویژوئال افکت در سطح جهان بسیار عظیم است و سینمای ایران متاسفانه فاقد امکانات است با وجود این کاستی‌ها برای یک فیلمساز خیلی آسانتر است که سراغ کارهایی برود که شدنی‌تر باشد.

 

جغرافیا چقدر در آثار یک فیلمساز تاثیر دارد؟

مهمترین المان موفقیت هر فیلمساز بومی بودن فیلمساز است. البته فیلمساز جهانی داشتیم که زبان جهانی داشتند و حرف جهانی زده‌اند اما همان حرفی که در سطح جهانی زده می‌شود هم باید پایه محلی بودنش حفظ شود و تجربه‌ای که پشت آن حرف هست را از جایی که در آن زندگی کرده‌ای می‌گیری خوراکش از جغرافیای خودت تا مین می‌شود به طور مثال من بار دراماتیک یک شخصیت نانوای ایرانی را می‌شناسم من می‌دانم این آدم با چه نقاط قوت و ضعفی در جامعه زندگی می‌کند و متعلق به چه طبقه و قشری است بنابراین من فیلمساز فقط طبقات اجتماع ایرانی را می‌شناسم و می‌توانم بر اساسش فیلم بسازم. . مثلا اگر من به کشوری بروم که مردمش را نمی‌شناسم و درباره‌ی مردم آنجا و در آن جغرافیا فیلم بسازم، فیلمی سطحی و احقمانه خواهم ساخت که هیچکس را جذب نمی‌کند. چون روابط آدم‌ها، عشق و احساسات آنها را نمی‌شناسم. ارزش‌ها و ضد ارزش‌های آن‌ها را نمی‌شناسم. مطمئنم هر فیلمسازی در سرزمینی که می‌شناسد و زندگی می‌کند می‌تواند فیلم بسازد.

 

با توجه به اینکه شما سابقه سرودن شعر راه هم در فعالیت‌هایتان دارید این سول مطرح می‌شود که آیا ارتباطی بین این دو حوزه قاعلید؟

دقیقا فیلم اجتماعی مثل یک شعر است. به نظرم حافظ و سعدی اگر فیلم را می‌شناختند، فیلمساز می‌شدند. فیلم بُعد دیگری از شعر است که ابعاد بزرگتری از هنر را می‌تواند تشکیل دهد. زمان، زمان فهمیدن و درک تغییر جامعه است از مدرنیته به سنت که در جامعه ما به تهاجم فرهنگی تعبیر می‌شود و من آن را سرعت بسیار زیاد مدرنیته می‌دانم و به شدت نیازمند به تصویر کشیدن است. در این زمانه که در تمام تاریخ انسانی جاودانه خواهد شد، به تصویر کشیدن زمانه‌ای که مردم در یک تحرک عجیب از سنت به مدرنیته رسیده‌اند، جامعه پر از سوژه است و اتفاقات بسیار زیادی در حال رخ دادن است. ایران سرزمین هفتاد و دو ملت است، با این همه آئین و قومیت و نگاه، سوژه‌ و لوکیشن‌های بسیار زیبایی دارد که می‌توان به تصویر کشید.

 

چرا «مردن به وقت شهریور» به موقع اکران نشد؟

مشکلاتی برای اکرانش وجود داشت که بلاخره مرتفع شد و توانستیم فیلم را اکران کنیم.

 

این اکران با تاخیر به فیلم ضربه نمی‌زند؟

حتما همینطورست. و اصلا شرایط مطلوبی نیست این فیلم می توانست در فضای بهتری اکران شود اما با وجود این شرایط، فیلم با استقبال مردم روبرو شد آخر هفته بلیت تمام سینماها پیش فروش شده بود طوری که خودم، همراه چند تا از دوستانم می‌خواستیم برای دیدن فیلم برویم موفق به تهیه‌ی بلیت نشدیم. با وجود سینماهای محدودی که در اختیار فیلم بود ولی توانستیم به فروش سطح بالایی برسیم.

 

شما در هر ژانری که فیلم ساختید توانستید نظر مخاطب را به فیلم‌هایتان جلب کنید دلیل این اتفاق چیست؟

هرآنچه از دل برآید لاجرم بر دل نشیند. اگر دغدغه و مشکلات مردم را ابراز کنی بدون اینکه به جهتی بیفتی یا برای خوشایند کسی فیلم بسازی مردم از تو حمایت خواهند کرد. خیلی‌ها تعجب می‌کنند با وجود مشکلات متعدد، موجود در سینمای مستقل من چگونه توانستم هر سال فیلم بسازم. این فقط با حمایت مردم ممکن شد در واقع ما داریم از چرخه سالم سینما ارتزاق می‌کنیم.

 

چرا همیشه فیلمنامه خودتان را می‌سازید؟

تجربه ساخت فیلمنامه دیگران را ندارم و هرگز این کار را نمی‌کنم چون معتقدم فیلمسازی یک کار حسی است و وقتی فیلمنامه‌ی را خودت نساخته باشی نمی‌توانی آن حرف درونش را با تمام وجود حس کنی در واقع آن خاصیت مولف بودن از فیلم گرفته می‌شود.

 

اکران فیلم بعدی شما، «کوچه بی نام» چه زمانیست؟

فکر می‌کنم دو سه ماه آینده بعد از محرم و صفر اکران بشود.

 

از کار تازه‌تان بگویید.

«هفت ماهگی» مراحل پیش تولیدش را طی می‌کند و امیدوارم کار بهتری نسبت به کارهای دیگرم بشود.