جستجو در سایت

1402/01/04 00:00

حفظ نداشتن فرم فیلم و لحن دیالوگ بازیگران .

حفظ نداشتن فرم فیلم و لحن دیالوگ بازیگران .

این فیلم برخلاف دو کار قبلی اقای روستایی به نظرم کمی عقب گرد محسوب می شود. با اینکه فیلم لحظاتی را نیز برای ما رقم زده که مخاطب را توانسته با خود درگیر کند . مثل سکانس درد و دل علیرضا با لیلا . و صحنه های جذابی چون تماشای گروهی فیلم کشتی کج. و یا روبه رو شدن علیرضا با عشق سابق اش. فیلم از تعدد خرده پی رنگ ها زیاد استفاده کرده ولی متاسفانه خرده پی رنگ ها به سرانجام نرسانده است.  شخصیت محوری فیلم علیرضا است که کوشیده در خدمت پدرش باشد و به نوعی می توان اسم فیلم را 

خانواده علیرضا نامید. چرا که علیرضا به عنوان شخصیت محوری بیشترین ارتباط با خانواده دارد و با اینکه در پلان هایی دوست دارد نقش اصلی ماجرا باشد و مغازه به اسم او باشد ولی به خاطر پدرش از جایگاهش صرف نظر می کند. کارکتری که بیشترین سمپاد و ارتباط با او می گیریم و در پلان اخر فیلم هم باز هم شاهد عشق به خانواده از او هستیم ولی کارکتر لیلا انتی سمپاد هست و ما رو دفع می کند. علیرضا یا نوید محمدزاده در این فیلم به کاتارسیس می رسد و همین طور کارکتر پدر خانواده که او نیز به کاتارسیس می رسد. لحظاتی که نیازدراماتیکش اول شدن و بزرگ فامیل است . کارکتری که به نظر کمی در باره او سیاه نمایی شده و گاها به عنوان مخاطب متوجه میشویم کارکتر پدر نیاز به خشونت های بیش از حد ندارد بلکه در پشت عصبانیتش عشق به خانواده و صرفا رسیدن به بزرگ فامیل است. یکی از مشکلات دیگر فیلم به شخصیت پردازی کامل نشده بازیگران اشاره کرد. کارکتر پرویز یا فرهاد اصلانی پخته نیست و بیشتر احساس میکنیم در برخی پلان ها هنر ذاتی فرهاد اصلانی است که به درام کمک میکند . یا کارکتر منوچهر که کلی خرده پی رنگ دارد و لحن و دایلوگ هایش متفاوت می شود. گاها تمپوی شخصیت بالا و گاهی ارام. کارکتر دیگر برادران هم همین طور. کارکتر بایرام با اینکه فرعی است ولی به درام کمک زیادی کرده است . در کل فیلم متوسطی است و با اینکه گاها مخاطب را درگیر کرده است اما به دلایلی که بیان شد فیلم نمیتواند با مخاطب همزاد پنداری کند.