جستجو در سایت

1397/05/22 00:00

یک اثر شایسته در کنار مدعیان

یک اثر شایسته در کنار مدعیان

 ترجمه اختصاصی سلام سینما

فکر میکنم اکثر آدمها پایه هشتم را هرچند با میزان کمی از علاقه ، بخاطر دارند. موهبت و نفرین پایه هشتم چیزی است که «بو برنهام» نویسنده و کارگردان این اثر نیز به خوبی آن را به یاد دارد. با این فیلم او دو دستاورد را تجربه کرده است : به یادآوری روحیه ی آن دوره ی متزلزل از زندگی وقتی که کودکان در آستانه بلوغ به سر می برند ، و به تصویر کشیدن این حقیقت که با پیشرفت تکنولوژی ، هنوز آن احساس سردرگمی در آن سنین تغییری نکرده است.کایلا «السی فیشر» با اعتیاد به گوشی همراهش و ویدئوهایی در یوتیوب می سازد ، هنوز هم مثل ما در ده یا پنجاه سال پیش ، تنها و مضطرب است. رسانه های اجتماعی نیز امروزه غرق شدن در عدم اعتماد به نفس را تشدید می کنند.

با اینکه هالیوود برای ساخت این اثر بهترین نیت ها را داشت اما این داستان را جور دیگری تعریف می کند. برنهام تا جایی که در توان داشته ، فیلم را به حقیقت نزدیک کرده است.اما این بدان معنا نیست او سعی کرده باشد تا همه ی اجزاء فیلم را برای درخشش نقش اول خود چیده باشد. ویدئو های کایلا در یوتیوب ، از آن ویدئوهای عاشقانه ای نیست که نوجوانان در طول شب آن را تماشا می کنند. 

زندگی به آن زیبایی که استودیو های فیلمسازی سعی دارند به ما نشان بدهند یا آنطور که فیلمسازان آن را می بینند ، نیست. زیبایی های زندگی در یک حد متوسطی بین اینها وجود دارد. زندگی بالا و پایین زیاد دارد. غم و شادی در آن وجود دارد. و حتی شاید مقداری کمدی در آن وجود داشته باشد. پایان بندی قصه ی زندگی بیشتر از آنکه یک جمع بندی باشد ، یک نقطه پایان است. امید برای آینده وجود دارد اما هیچ چیز قطعی نیست.

«پایه هشتم» بیشتر از اینکه فیلمی درباره ی تغییر نسل ها باشد ، روایت یک تکه از زندگی است. چارچوب زمانی فیلم ثابت است و زمان کمی برای شخصیت های فیلم سپری می شود. داستان فیلم در یک بازه ی زمانی دو هفته ای در انتهای دوره ی راهنمایی (Middle School) روایت می شود. فیلم سعی می کند در قسمت های مختلف زندگی کایلا و زندگی روزمره او با اینکه شاید اتفاقات آن تاثیر بلند مدتی نداشته باشد ، را به تصویر بکشد. او عاشق پسر شرّ مدرسه ترِوِر «فرد هچینگر» می شود اما آن پسر اصلا خبر ندارد که چنین دختری وجود دارد. او با الیویا «امیلی رابینسون» که یک دختر خوش مشرب و خون گرم سال آخری است و یک پسر عجیب و غریب بنام رایلی «دنیل ذوالقدری» که فکر می کند برای شناختن کایلا باید از بازی جرات یا حقیقت استفاده کند ، رابطه ی دوستانه ای دارد. کایلا سعی می کند تا به دختر معروف مدرسه یعنی کندی «کاترین اولیویر» نزدیک شود اما کاترین نمی داند که با این دختر منزوی باید چه کار کند. و مانند اکثر نوجوانان در این سن و سال ، او در برقراری ارتباط با پدر خوش اخلاق اما عجیبش ، مارک «جاش همیلتون» نیز موفق نیست. پدری که او را درک نمی کند.

اغلب فیلم هایی که درباره ی نوجوانان ساخته می شود (بخصوص کار های جان هیوز) بر روی نوجوانان منزوی یا جداافتاده تمرکز می کنند. فکر کنید آخرین باری که یک دختر 14 ساله را در مرکز یک داستان دیده اید کی بوده است ؟ آنها همیشه شخصیت منفی و ضد قهرمان یا در بهترین حالت نقش مکمل بوده اند.چرا ؟ چون همه ی ما حتی آنهایی که ده ها دوست اطرافمان بوده اند ، خودمان را در گذشته قربانی یا تبعید شده می پنداریم. برای پایه هشتمی ها ، عدم اعتماد به نفس و تصور ضعیف از خود ، حتی برای خوشگل ها هم یک مسئله ی فراگیر است. بنابر این اکثر مخاطبان فیلم ، جدا از اینکه دیگران آن ها را در دوره ی راهنمایی (Middle School) چگونه می دیدند ، با کایلا ارتباط برقرار می کنند. مرد ، زن ، سفید ، سیاه ، ثروتمند ، فقیر ، همجنسگرا یا هر قشر دیگری احساسات آشنای مشترکی با دختر ساکت و مردد قصه ی ما احساس می کنند. و دلیل موفقیت «پایه هشتم» همین موضوع و هم چنین نقش آفرینی السی فیشر است.

صحبت کردن درباره ی این فیلم بدون بحث کردن راجع به نقش آفرینی دقیق فیشر غیرممکن است. کایلا با تمام احساس در فیلم در حال زندگی کردن است و این مسئله جایی برای تعجب ندارد زیرا بازیگر این نقش یعنی السی فیشر این نقش را در 14 سالگی بازی کرده است.نتیجه ی رضایت بخش «پایه هشتم» از رویکرد به دور از نوستالژی بازی «برنهام» و نقش آفرینی صادقانه و واقعی «فیشر» نشات می گیرد. فیشر سعی می کند تا کایلا را در کلیشه ها و شایعاتی که درباره ی این سن وسال وجود دارد دور نگه دارد تا از مسائل عمیق تری پرده برداری کند. مانند اکثر نوجوانان ، بازیگر نقش اول فیلم دارای جوش و کورک است که برای نقش او نیز ضروری است و نرمال بودن او را به مخاطب یاد آور می شود. برای اغلب نوجوانان ، ناملایمت های پوستی یکی از بزرگترین گرفتاری های زندگی است ، اما با این حال به این موضوع به ندرت در این فیلم پرداخته شده است. این اولین فیلم فیشر نیست او قبلا در «من نفرت انگیز» ، «دختر کثیف» و «مک فارلند» ایفای نقش کرده اما نقش آفرینی او در این فیلم بر همه ی کارهای قبلی اش سایه افکنده است.

در طول تمامی کلاس های درس پایه هشتم اش ، کایلا در حال ساختن ویدئو های یوتیوب اش بود که در آن ها او خوشحال و با اعتماد به نفس بنظر می رسد که این برعکس شخصیت واقعی اوست. برنهام از این موضوع به شکل راهبردی استفاده کرده ، او از صدای کایلا برای روایت جنبه های مختلف زندگی اش استفاده کرده و این در تضاد با چیزی است که او به دنبال آن است. این پیام روشن است که نوجوانان در عصر رسانه های اجتماعی چگونه دو شخصیتی می شوند : یک شخصیت مجازی و یک شخصیت حقیقی. این یک لایه ی جدید از پیچیدگی های زندگی است که نسل ما که در عصر متفاوتی بزرگ شدیم با آن آشنا نبوده ایم.

اگر بخواهیم یک ایراد از «پایه هشتم» بگیریم این است که این فیلم بیش از حد سعی می کند به حقیقت شبیه باشد این مسئله گاهی اوقات برای مخاطبان راحت نیست. مانند این است که یک دوره ی زمانی را دوباره زندگی کنیم ولی سعی کنیم تا وانمود کنیم هرگز چنین دوره ای در زندگیمان وجود نداشته است. کمی بی احساس ، کم زرق و برق و حفظ شده از استفاده ی بیش از اندازه از رنگ نوستالژیک رز قرمز ، این فیلم کمی خام اما یک اثر قابل تحسین است. من کسی هستم که امیدوارم در پایان سال که همه مشغول نوشتن لیست بهترین ها هستند ، حافظه ی برخی به اواسط تابستان نیز رجوع کند. تصور اینکه «پایه هشتم» بعنوان یک اثر شایسته در کنار سایر محصولات پر زرق و برق و معروف سینمایی دنیا در مراسم اسکار قرار نگیرد ، سخت است.

منبع : Reelviews

مترجم : وحید فیض خواه