خاص و یخ

فریدون جیرانی از جثور ترین کارگردانان ایران است کسی که با انبوهی از بازیگران ایران همکاری داشته و سبک های مختلفی از فیلمسازی رو تجربه کرده از خواب زده ها که اخرین کار وی به شمار میرود تا من مادر هستم و ....او هربار دنبال تجربه جدیدی است برای سبک های متفاوت و شاید بتوان تنها وجه شباهت انها رو فامیل مشرقی دانست!!! از این رو اینبار جیرانی با صحرا مشرقی گام در خفگی میگذارد...فلیمی متمایز در سینمای ایران...فیلم در فضایی سرد و سیاه وسفید اغاز میشود و این سرمای فیلم تا پایان همراه ماست...تا دقایق زیادی از فیلم هم نمیدانیم داستان در چه زمانی است فضای خاص تیمارستان و استفاده از برق ژنراتوری مخاطب را به این فکر میبرد که شاید داستان فیلم در گذشته است ولی در نهایت درسکانسی با دیدن موبایل پی میبرد زمان حال است...فضا سازی فیلم بسیار زیبا ودرگیر کننده است کما این که بارش برف در این حد کمی غیر قابل باور است همچون فضای تیمارستان که باور بودن این فضا در زمان حال کمی سخت است..فیلم بسیار ارام پیش میرود و قصه ارام روایت میشود و هیچ فراز و فرودی ندارد...صحرا پس از اشنایی با نسیم تصمیم به کمک به او میگیرد ولی در نهایت دلباخته مسعود میشود این دلباختگی بعد از دیدار او با پیرمردی است که در داستان میبینیم اما نمیفهیم چرا صحرا تاکنون ازدواج نکرده؟؟همانگونه که واقعیت رو در مورد دلیل ارتباط بد مسعود و نسیم ندیدیم همانگونه که شخصیت منصور با بازی پولاد کیمیایی هیچ تاثیری در روند کار نداشت همان گونه که بسیاری از مسایل باز نشد وسر بسته ماند...فیلم درنگاه کلی خوب است جدید است بازی های خوبی دارد ولی کاش کمی از این گنگی خارج شده بود...