جستجو در سایت

1396/08/13 00:00

"زرد کم رنگ"

  

"زرد کم رنگ"

فیلم سینمایی زرد اولین کار جدی سینمایی این کارگردان (مصطفی تقی زاده) محسوب می شود تا قبل از آن دستیار کارگردان برای فیلم چند متر مکعب عشق و چند کار دیگر بوده اما اکنون دست به کار شده و یک کار سینمایی را ساخته و ارائه داده است فیلمی که از بازیگران توانایی همچون ساره بیات و بهرام رادان استفاده کرده است اما از آنها نتوانسته خوب بازی بگیرد.

زرد در ابتدا این را از یک کارگردان میطلبد که بتواند از جزئیات خوبی استفاده کند یا در میزانسن و دکوپاژ این تونالیته رگ را رعایت کند و از آن بهره بگیرد اما کمتر به این کار دست زده و یا اصلاً به سراغ آن نرفته است. (زرد کم رنگ) ما تنها زمانی رنگ زرد را در این فیلم شاهد هستیم آن هم در سکانسی که ساره بیات (نهال) برای اولین بار نام بهادر روی گوشی همسرش مواجه می شود روی میز گل های زرد وجود دارد و برخی از آن ها پلاسیده شده است که یک کار خوب و سنجیده ای بود و سرنخ موضوعی را به ما می داد و بهتر بود این حرکات بازی با اشیاء و رنگ ها در کار خود استفاده می کرد، یکی دیگر از صحنه هایی که مورد تحسین واقع می شود آنجایی است که جرثقیل در حال خاکبرداری است و پس از متوجه شدن موضوع خیانت در بک گراند بازی ساره بیات قرار گرفته، همانند آواری است که بر روی سر او ریخته شده، از نقاط قوت دیگری که می توان به آن اشاره کرد استفاده از کوچ پرستوها است که به صورت اجباری و به علت بارش تگرگ بود نام برد و یا لحظه ی انتظار در بیمارستان در لحظات پایانی مرگ حامد کار به خوبی صورت گرفت(اما می توان نمونه این چنین را در کار سینمایی "گذشته" از آقای اصغر فرهادی را مشاهده کرده ایم) اشاره به صحنه آرایش کردن ساره بیات و خداحافظی او با حامد (شهرام حقیقت دوست). 

در اشاره دیگر به جزئیات علاوه بر رنگ زرد می توانست فلش بک هایی به گذشته رابطه ی زناشویی آنها داشته باشد و از لحاظ عاطفی ارتباط بیشتری با مخاطب داشته باشد یا اینکه از جزئیات بیشتری نظیر آن ویلون و یا آن عطر استفاده کند که توجهی به این موضوعات و جزئیات صورت نگرفته است. در کل از جزئیات و حرکات بهتر و بیشتری در کارش بهره ببرد.(که در قبل به آن اشاره شد.) 

ورای این جزئیات می پردازیم به کل فیلمنامه که این کارگردان از هر جایی وارد یک موضوع شده و یا گره های داستانی ضعیفی به کار برده و جسته و گریخته به آن ها پرداخته بود و مخاطب را سر در گم کرده که دنبال چه موضوعی است؟

و بحث و هدف داستان، پیرامون چه هدفی شکل گرفته است، موضوع مهاجرت یا افرادی که ادای نخبگان را در می آوردند و به راحتی سر آن ها کلاه رفته(موضوع و بحثی که این کارکترها را زیر سوال می برد که آیا یک نخبه به این صورت رفتار می کند و خیلی آسان توسط یک دلال فریب می خورد) یا بحث انسان دوستی و بخشش و پیوند اعضا در میان است یا روابط زناشویی و یا اینکه امتحان ردن دوستان و امتحان پس دادن آنها در شرایط سخت است، تمامی این موضوعات را مورد بررسی قرار داده بودند ولی هیچکدام را به درستی نشکافته و سطحی از آنها عبور کرده بودند تا بتوانند زمان بیشتری از داستان خود را به نمایش در بیاورد...

موضوع فراهم کردن پول توسط چند دوست برای یک مشکل و مسئله تن فروشی که در فیلم "انتهای خیابان هشتم" با آن مواجه بوده ایم به صورت تکراری و شاید کپی برداری در این فیلم آورده شده و یک موضوع تکراری دیگر در این روزهای سینمای ایران سوار شدن چند جوان در یک ماشین مدل بالا و ادامه و روایت یک داستان، کم و بیش با چنین صحنه هایی در فیلم های ایرانی همچون "رخ دیوانه" و "مادر قلب اتمی" و... مواجه بوده ایم که باز هم یک تکرار دیگر صورت گرفته است...

یک حرکت نسنجیده دعوا و درگیری در بیمارستان و استفاده از الفاظ رکیک و ناپسند(درگیری که در بیمارستان صورت گرفت ضربه بدی به فیلم زده است) و هیچ چیز داستان را هیجان انگیز یا این توده مشکلات را نتوانست بهتر نمایش دهد.

حال یک فیلم اولی با این همه ضعف و کار بیهوده و دست و پا زدن و روشن نشدن تکلیف خودش با فیلمنامه و فیلم چگونه توانسته فیلم خود را به نمایش بگذارد؟ و سوال دیگر وظیفه ی اکران های هنروتجربه در مقابل فیلم اولی ها و چنین فیلم هایی چیست و چرا این کار ابتدایی آقای تقی زاده در هنروتجربه به اکران در نیامده و اجباراً باید به اکران سایر گروه های سینمایی در بیاید؟آیا انگیزه ای به غیر از فروش در گیشه ها پشت این ماجرا است؟ امیدواریم کارهای بعدی آقای تقی زاده متفاوت تر،بهتر و سنجیده تر از این کار باشد.