عاشقانه ای در میان طلسم و جادو

تنوع در سینمای ایران سالهاست که معطوف به دو ژانر اجتماعی و کمدی مانده است و از پرداخت به سبک¬های مختلف به دلیل مسائل متعدد خودداری می¬گردد. چنین رویکردی اما، در سینمای کوتاه به نحو دیگری است. جایی که فیلم¬سازان جوان در آن دست به تجربه زده و به دنبال جستجو برای یافتن سبک و فضاسازی دنیای هنری خود هستند. «برادران ارک» نیز در همین سینما رشد پیدا کردند. آنها متأثر از دنیای پر زرق و برق سینمای کمدی و اجتماعی نشدند و سبک شخصی خودشان را در این مسیر پیدا نمودند. سبکی که برخاسته از بوم و جغرافیایی است که در آن رشد پیدا کرده¬اند. سبکی متفاوت که دنیایی فانتزی دارد و آمیخته با ترس، تعلیق و هیجان است. فیلم کوتاه «حیوان»، اثر موفق آنها که مورد تحسین جشنواره¬های داخلی و خارجی قرار گرفت، دارای چنین ویژگی¬هایی بود. فیلمی که نویدبخش دنیایی تازه و نوع پرداختی متفاوت در سینمای ایران بود. پس از یکسال، این زمزمه به واقعیت پیوست و برادران ارک، «پوست» را نوشته و آن را کارگردانی کردند. فیلمی که نشان از جهشی بزرگ و پیشرفتی عظیم برای این دو برادر فیلم¬ساز داشت.
«پوست» پیش از آنکه موفقیتش را مدیون کارگردانی و فیلم¬نامه¬اش باشد، وامدار زیست و تجربه خالقانش است. زیستی که پرورش¬یافته جغرافیایی بومی است و پیوند ویژه¬ای با افسانه-های جذاب آن منطقه دارد. افسانه¬هایی که پتانسیل بالایی برای ورود به دنیای سینما و دراماتیزه شدن را در خود دارند. فیلم¬نامه «پوست» نیز با نگاهی آزاد بر یکی از همین افسانه¬ها به نگارش درآمده است. شروع داستان، با پلان¬هایی از برگزاری مراسم مذهبی و سنتی که با فضاسازی رعب¬آمیز عجین گردیده است. درواقع مخاطب را به دنیایی از جنس ترس، خرافات، سحر و جادو دعوت می¬کند. با ادامه یافتن داستان، معرفی شخصیت¬ها نیز آغاز می¬گردد. شخصیت¬هایی که هر کدام داستان¬هایی به همراه خود دارند و درگیری¬هایی از لحاظ دراماتیک در آنها احساس می¬شود. آن چیز که در شخصیت¬پردازی موفق این فیلم قابل توجه می¬باشد، خلق تقابل میان افراد داستان است. تقابلی که منجر به تحریک شخصیت اصلی، یعنی «آراز»، برای رسیدن به عشق قدیمی و از دست رفته خود، «مارال». شخصیت¬ها در «پوست» به درستی، هر یک برای پیشبرد کنشی در فیلم درنظر گرفته شده¬اند و این عمل آنهاست که باعث شکل¬گیری موقعیت-های دراماتیک لازم برای ادامه یافتن روایت فیلم می¬گردد. مرگ مشکوک «سیّد»، رقیب آراز، آتش عشق قدیمی را در دل او مجدد برمی¬افروزد و همین برای شخصیت اصلی کافیست تا به دنبال معشوق خود باشد و قدم در راهی بگذارد که طلسم و جادو بر آن سایه سنگینی افکنده است. در این میان، لحن شاعرانه و عاشقانه فیلم نیز نباید نادیده گرفته شود. روایت «پوست» با مولفه¬های سینمای عاشقانه نیز پیوند شیرینی دارد. داستان¬های رمانتیکی از جنس عشق¬های سنتی و پایدار. با توجه به این نوع لحن داستان¬گویی، فیلم¬ساز شخصیت متضادی را برای «آراز» درنظر می¬گیرد تا به¬وسیله آن تفاوت عشقی بی¬آلایش و پاک با عشقی آلوده به شر و بدی، را بازگو سازد. شخصیت متضاد، برادر آراز، «ابراهیم» است. او برای رسیدن به معشوقه¬اش از جان خود مایه گذاشته و سرآخر به نتیجه مطلوبش نیز می¬رسد. اما کار برای آراز به نحو دیگری پیش می¬رود.
در این میان مادر آراز، نقش مهمی برای برهم¬زدن عشق میان آن دو و جلوگیری از نزدیک شدن مارال به پسرش می¬شود. مادر آراز در واقع همان شخصیتی است که به سوی شر می¬رود تا نتیجه¬ای که در انتظار اوست ما را به دیدگاه فیلم¬ساز نزدیک سازد. «جن» در این فیلم، تمثیلی از تباهی و شر است. شری که گریبان¬گیر زندگی آراز شده است؛ کسب و کارش بی-رونق و دست¬یابی به مارال برایش سخت شده است. تمامی این نتایج شوم، عاقبت روی آوردن مادر آراز به بدی است. او می¬خواهد با جادو و طلسمی که در حق مارال انجام می¬دهد، به نوعی کار را به نفع خودش رقم بزند تا پسرش را از دست ندهد. اما غافل از آن است که چنین کاری، عاقبت خوشی برایش نخواهد داشت. در همین نقطه از روایت است که دیدگاه فیلم¬ساز در قبال چنین موضوعی مشخص می¬گردد. «برادران ارک» وجود جادو و طلسم و نتایجی که این کار در بر دارد را نفی نمی¬کنند بلکه روی آوردن به چنین عملی را مورد نکوهش قرار می¬دهند. هنگامی که ریشه جادو توسط مارال خشکانده می¬شود، در شب برفی زمستانی، سمبل شر از ریشه درخت جدا شده و آراز و مادرش را رها می¬کند. اما مونولوگی که او تکرار می¬کند، در واقع نتیجه¬گیری برای اتمام داستان فیلم است. او می¬گوید:«اگر خیر کنی، خیر می¬بینی و اگر شر کنی، شر می¬بینی» با توجه به چنین بیانی، موضع و دیدگاه فیلم¬ساز نسبت به چنین اعمالی مشخص شده و عاقبتی ناخوشایند که در بطن این کارها پنهان می¬باشد به وضوح برای مخاطب شکل می¬گیرد. در ضمن تقابل خیر و شر نیز برای مخاطب در ذیل داستان فیلم، پدیدار می¬گردد.
پایان¬بندی فیلم، از دیگر نکات قابل تأمل است. دل¬مشغولی آراز برای اینکه مارال آینه¬ها را خاک می¬کند یا خیر، میان او و مخاطبان مشترک است. اما نکته¬ای که باعث تقویت پایان¬بندی می¬شود، عدم توانایی پیش¬بینی کردن تماشاگران برای نحوه به اتمام رسیدن آن است. همین موضوع ما و آراز را در تعلیقی قرار می¬دهد که میان معشوقه قدیمی و مادر بدحال و ضعیف آراز کدام یک برگزیده خواهند شد؟
زاویه دید فیلم¬ساز با نظر بر نوع روایت آن و نریشن¬های راوی فیلم، «عاشیق ولی»، لحن را شاعرانه کرده و باعث تلطیف فضای سرد و وحشت¬آلود فیلم می¬گردد. نوع بازی شیرین و دلنشین عاشیق و ساز و آوازی که او در فضای گرم قهوه¬خانه می¬خواند این انتخاب را هوشمندانه¬تر می¬سازد. گویی او در میان این¬همه سیاهی، نقطه روشنی است که قرار است نجات¬دهنده شخصیت اصلی برای رهایی از چنگال شر گردد.
موفقیت در پرداخت به داستان، جای تحسین فراوان برای «برادران ارک» دارد. آنها در مقایسه با کارگردانی و فضاسازی «حیوان»، پخته¬تر و منسجم¬تر شده¬اند و سبک سینمای شخصی¬شان تا حد زیادی شکل لازم ¬خود را گرفته است. دوربین بر خلاف قاب¬های لرزان در فیلم¬های ژانر وحشت و تریلر که برای ایجاد ترسی قلاّبی، تکان¬های فروانی می¬خورند و سر مخاطب را به درد می¬آورند، اما در «پوست» شاهد قاب¬های ثابتی هستیم که بر زیبایی بصری می¬افزاید. در محیط¬های خارجی نیز از تکنیک دوربین روی دست برای تعقیب شخصیت¬ها استفاده شده است اما این لرزه¬ها از سوی دوربین، از حد و اندازه خود بیرون نمی¬زنند و چشم بیننده را آزار نمی¬دهند. نکته قوت «پوست» اما، در تدوین بی¬نظیر آن نهفته است. تدوینی که ریتم داستان را حفظ نموده و حس تنش را به تماشاگران القاء می¬کند. برای نمونه در سکانس عروسی ابراهیم، تدوین نقش بسزایی در کنترل ریتم داستان و گذار این ریتم از یکنواختی به تشویش را دارد. کات¬هایی که از پاهای رقصان آراز به پاهای رقصان «جن» زده می¬شوند، نمونه¬ای از تدوین قوی در این سکانس می¬باشد. استفاده از موسیقی سنتی و آوازهای ترکی نیز به فضاسازی فیلم تا حد زیادی کمک می¬کند. در این میان، افکت¬های صوتی در برخی از سکانس¬ها و صحنه¬ها حس ترس را افزایش می¬دهند. برای نمونه افکت¬هایی که هنگام دفع طلسم توسط «عطّار» در اتاق خانه برای صدای «جن» در نظر گرفته شده است، و فراز و فرودهایی که با خود به همراه دارد برای ایجاد چنین احساسی کاملاً منطبق با ساختار فیلم است.
به عنوان کلام پایانی، «پوست» با موفقیتی که از منظر داستانی و کارگردانی دارد، دست به تعریف جدید، بکر و درستی در سینمای وحشت زده است. سینمایی که سالهاست با ترس¬های پوشالی، نتیجه¬ای جز تأثیرات آنی ندارد. اما این فیلم، با ساختار و سبک روایتی که به همراه خود دارد و آمیختگی¬اش با مولفه¬های سینمای رمانتیک و فانتزی، بنیان تازه¬ای را برایمان رقم زده است. بنیانی که نتیجه آن تا مدت¬ها باقی خواهد ماند.