زبان تصویر

یکم. هنگامی که نام یاسوجیرو اوزو شنیده میشود، یک خروار اسم و مفهوم و تصویر دیگر به ذهن هجوم میآورد. مینیمالیسم، تاتامیشات، سنت زندگی ژاپنی، ترکیببندی افقی، دوربین ثابت و طبیعت بیجان از جمله ویژگیهایی هستند که در سینمای اوزو مدام تکرار میشوند. فیلمهای اوزو از لحاظ بصری شباهت فوقالعادهای به یکدیگر دارند و البته از نظرگاه تماتیک نیز با یکدیگر ارتباط پیدا میکنند. آثار او تجلی نگرشهای بدبینانهاش نسبت به روابط انسانی در جهان مدرن ژاپنی هستند و به همین علت است که تقابل ژاپن مدرن/ژاپن سنتی در اکثر آثارش دیده میشوند. در اکثر نظرسنجیهایی که منتقدان در آنها نظر میدهند، «داستان توکیو» به عنوان یکی از بهترین فیلمهای تاریخ سینما شناخته میشود. این جاودانگی افسانهای «داستان توکیو» محصول تمام آن ویژگیهای ذکر شده در سینمای اوزوست، به علاوهی اینکه فیلم از کیفیتی توصیفناپذیر بهره میبرد که سبب میشود تا تبدیل به یادماندنیترین فیلم اوزو شود.
دوم. روایت فرزندان بیوفا و والدین پیر مربوط به امروز و دیروز نیست. از نسلی به نسل دیگر منتقل میشود و احتمالا تا دنیا دنیاست، به شکل حلقهای تکرارشونده مدام در حال رخ دادن باشد. این لوپِ بینهایت دستمایهی آثار هنری بسیاری شده، با این حال «داستان توکیو» با تسلط باورنکردنی اوزو بر دوربینش، موفق میشود تا به جای اشکانگیز بودنِ مرسوم در ملودرامهای اینچنینی، حس بیوفایی خلق کند. حس تنهایی پیرمرد و پیرزن و حس جهان مدرنی که در آن احساسات انسانی جای خود را به ساختمانهای بلند و معماریهای نوین دادهاند. در چنین جهانیست که فرزندان فراموشکار، آن چنان اسیر این زرق و برقها میشوند که حاضرند ریشههای خود را به بهای هیچ بفروشند.
سوم. اوزو استاد حرف زدن با تصویر است. او بجای اینکه از طریق دیالوگِ صرف روایت خود را پیش ببرد، قادر است تا با خلق میزانسنهایی تماشایی، حس خود را از طریق تصویر انتقال دهد. صحنهی درخشانی را به یاد بیاورید که فرزندان برای خلاصی از دست پیرمرد و پیرزن آنها را به آب گرم میفرستند. شبهنگام میبینیم که جوانان در هتل مشغول پایکوبی و رقص هستند. دوربین اوزو با متانت همیشگی شلوغی و بینظمی تمام آنها را رصد میکند تا به در اتاق پیرمرد و پیرزن میرسد. در مقابل تمام آن بینظمیها، به ما دو جفت دمپایی که به شکل منظم کنار یکدیگر قرار گرفتهاند، نشان میدهد. با این دو جفت دمپایی، تمام معنای صحنه ساخته میشود و تضاد صاحبان دمپایی با محیط اطرافشان عیان میگردد. این همان زبان بصری غریب اوزو است که در تمام فیلمهای دیگرش نیز تکرار میگردد. برای مثال اوزو در تمام فیلمهایش از جمله همین «داستان توکیو» از قابهای خالی استفاده میکند که شخصیتها از آن خارج شدهاند و یا هنوز به آن وارد نشدهاند. این سکوت و تنهایی غریبانهی محیط، همان دغدغهایست که اوزو همواره دنبال میکند و جهان مدرن را مسبب آن میداند. قصهگویی تصویری اوزو فقط به همین مسائل محدود نمیشود. نمونهی درخشان دیگرش در این فیلم همان قرینهسازی صحنهی ابتدایی و انتهایی فیلم است. جایی که همسایه در عمق تصویر و از پشت پنجره با اعضای داخل خانه صحبت میکند. بار نخست با پیرمرد و پیرزن و بار آخر تنها با پیرمرد. این قرینهسازی خصوصا هنگامی که در پایان بر جای خالی پیرزن تاکید میشود، لحظهای غریب خلق میکند. لحظهای که تنهایی چنان بر آن چیره میشود که هر چیز دیگر را در خود حل میکند.
چهارم. نگرش تلخ اوزو نسبت به ارتباط انسانی در جهان مدرن یک سویهی امیدوارانه هم دارد. عروس خانواده بر خلاف فرزندان پیرزن و پیرمرد به آنها عشق میورزد. او برای آنها زمان میگذارد و آنها را به گردش میبرد و در خلوت خود راه میدهد. و جالب آنکه تمام این اعمال در حالی انجام میشوند که همسر او – پسر پیرمرد و پیرزن – چند سالیست که فوت شده است. ستسوکو هارا که شاید بتوان از او به عنوان اسرارآمیزترین بازیگر تاریخ سینمای ژاپن نام برد، به شکلی استادانه نقش عروس را ایفا کرده است. او با لبخندهای تلخ خود که انگار پشت آنها یک خروار غم خوابیده است، موفق میشود تا نوری هرچند کمرمق بر چهرهی ناامید توکیوی اوزو بتاباند. ستسوکو هارا خود اوزوست، نمایندهی او در جهان «داستان توکیو» و در هر جهان داستانی دیگری که اوزو خلق کرده است. اوزو خواستار جهانیست که در آن ستسوکو هاراها بیشتر باشند.
پنجم. «داستان توکیو» شرف و آبروی سینماست. یکی از بهترین فیلمهایی که تا بحال خلق شده و از مهمترین آثار هنری قرن بیستم. اوزو در مقام هنرمند و البته معلمی بزرگ، با دوربین ساکن و طمانینهی ذاتی خود، چنان آرام آرام ساختار شاهکار خود را خلق میکند که بیننده بدون اینکه متوجه شود، به ناگاه خود را در میانهی آن مییابد. سینمای ژاپن پر از کارگردانان بزرگ و خلاق است. از کوروساوا و میزوگوچی گرفته تا فیلمسازان مدرنتری همچون کوبایاشی و ناگیسا اوشیما و تشیگاهارا. با این حال اوزو به مانند تافتهی جدابافتهای از همهی آنها، به شایستگی لقب ژاپنیترین فیلمساز تاریخ سینما را یدک میکشد. فیلمسازی که اگر یک پلان از فیلمی که از او ندیدهاید را به شما نشان دهند، بیدرنگ خواهید دانست که در دستان هنرمند یاسوجیرو اوزو ساخته شده است.