جستجو در سایت

1395/11/13 00:00

فرمودید چند ماهگی؟

فرمودید چند ماهگی؟
حوصله‌تان سر نرود. عذر می‌خواهم، فرمودید چند ماهگی؟ آهان، هفت ماهگی. «هفت ماهگی» فیلم خوبی نیست. ضرباهنگ کار یک‌دست و بدون فراز و نشیب است و اصولاً حوصله‌سربر. بالشخصه ندیدم کسی حین دیدن فیلم خمیازه بکشد. صدای چیپس، پفک و اعتراض، تنها یک جای فیلم درآمد که خدمت‌تان عرض می‌کنم. داستانِ نداشته فیلم به سادگی روایت می‌شود و شاید این سادگی روایت است که مخاطب را ساکت می‌نشاند و به مرور وقایع اتفاقیه دل می‌دهد.   داستان چیست؟  «هفت‌ماهگی» قصه‌گو نیست. نه ماجرای آن‌چنانی دارد و نه کشمکش شخصیت‌ها به چشم می‌آید. انگار بگیرید که مثل سالومه (هانیه توسلی) وارد یک جمع خانوادگی شده‌اید و روال عادی زندگی آنان را به تماشا نشسته‌اید؛ زندگی‌ای که یک زن باردار در آن است که صد در صد مراقبت‌های ویژه خود را می‌طلبد. رعنا (باران کوثری) زن بارداری است که رفتار نامتعادلی پیدا کرده و به همسرش مهرداد (حامد بهداد) شک دارد.  نویسنده و کارگردان اثر:  هاتف عليمردانی متولد سال 1355 در تهران، دارای مدرك كارشناسی نقاشی و فعاليت سينمايی خود را در مقام كارگردان، از سال 1388 با «راز دشت تاران» آغاز كرد. «کوچه‌بی‌نام»‌ش با استقبال مخاطب مواجه شد.  شرح ماوقع:  امروز، با هر ترفندی شده باید مخاطب را به سالن کشاند؛ چه با حضور بازیگران صاحب‌نام، چه با درونمایه‌ای مثل تجاوز، خیانت و... . هفت‌ماهگی اما نه تم تجاوز دارد و نه داستانی دارای کشش، اما موضوع دست‌مالی شده «خیانت» را دارد و ایضاً حضور حامد بهداد و باران کوثری؛ دومی برای جذب مؤثر است. قصه (به معنای عام) به سادگی روایت می‌شود و همین سادگی و بی‌شیله‌پیله بودنش، شاید یکی از نقاط قوت اثر باشد. آشپزی را تصور کنید که غذاهای نیم‌خورده را جمع کرده، با هم مخلوط می‌کند و کمی آب به آن می‌بندد و می‌شود غذایی تازه به زعم خود آشپز؛ حالا شده حکایت هفت‌ماهگی. کمی خیانت، روابط نامشروع، بزن و برقص، شک و شبهه در زندگی زناشویی به مقدار لازم و دست آخر یک قاشق غذاخوری از قضاوت‌های بی‌مورد چاشنی کار کرده و در ظرف فیلم، سرجمع هفت‌ماهگی به وجود آمده است. نوشته اثر دارای کشش نیست. خرده داستان دارد. این خرده داستان‌ها و قصه‌های فرعی ضربه می‌زند به اصل ماجرا. رعنا (باران کوثری) باردار است. مهرداد (حامد بهداد) شوهر اوست که فردی است بی‌خیال زندگی و حتی در یک سوم اول فیلم معلوم نمی‌شود شغلش چیست که شاید اگر از ابتدا معرفی می‌شد، کمک‌حال شخصیتش بود. حالا کافی‌ست در میان این زن و شوهر، کمی شک و شبهه بگنجانید تا داستان‌تان پیش برود؛ آن هم شک‌هایی که امتحان خود را پس داده‌اند. این‌که ابتدا جوری متبادر می‌شود که تمام آتش‌ها از گور مهرداد بلند می‌شود و بعد قضیه برعکس می‌شود و انگار تمام این ماجراها از خود رعنا نشأت ‌گرفته، از نقاط قوت اثر است. همین چرخش که کمی تا قسمتی به چشم می‌آید، به تنهایی نمی‌تواند بار کل اثر را به دوش بکشد. بازی نه‌چندان دل‌چسب بازیگران، علی‌الخصوص حامد بهداد -که با بهداد فیلم‌های قبلی فرقی نمی‌کند- و  هانیه توسلی در نقش سالومه، به شدت اثر را بی‌روح جلوه می‌دهد. سالومه در زندگی دوستش طناز (پگاه آهنگرانی) که خواهر مهرداد است، وارد می‌شود و از همان ابتدا مشخص است که موش می‌دواند. حرکات بعدش اصل داستان را دست مخاطب می‌دهد و داستان نداشته لو می‌رود.  عمده اشکال فیلم، آن‌جاست که هاتف علیمردانی می‌خواهد گره‌ای را باز کند که قبلاً سالومه (هانیه توسلی) در ذهن مخاطب باز کرده است؛ آن هم با یک گره‌گشایی آبکی و دست‌چندم که به داد فیلم نمی‌رسد. عدم واکنش مهرداد به خیانت سالومه که نورعلی‌نور است.  روابط نامشروع کاراکترها که دیگر جای بحث ندارد. «این» با «آن» رابطه دارد، «آن» با «این» در ارتباط است و خلاصه شیر تو شیری است که می‌خواهند غافلگیر کنند مخاطب را، چشم و گوش مخاطب اما از این حرف‌ها پر است. کم مانده بود مادر مهرداد (فرشته صدرعرفایی) هم با یک اجنبی رابطه داشته باشد که اگر وقوع زلزله -که خود جای بحث دارد- راهی بیمارستانش نمی‌کرد، یحتمل این اتفاق می‌افتاد. ارتباط امیرحسین (احمد مهران‌فر) و طناز (پگاه آهنگرانی) که دیگر اوج بدقلقی فیلم است و اوج غیرت مهرداد این است که فریاد بزند، کلید مغازه و منزل را طلب کند و تمام! الوعده وفاء، این‌جاست که صدای اعتراض و باز شدن چیپس و پفک از روی صندلی‌های سالن به گوش می‌رسد.  هفت‌ماهگی فیلم بدی‌ست. نه‌تنها نکته مثبتی به کارنامه هاتف علیمردانی اضافه نمی‌کند، بلکه کمی به عقب می‌راندش. از آن دست فیلم‌هایی که به محض خروج از سالن فراموش می‌شود. ملحق می‌شود به خیل عظیم فیلم‌هایی که به دست نسیان سپرده شدند، به طوری که اگر سال‌های بعد از کسی سؤال شود: «هفت‌ماهگی رو دیدی؟»، فرد مخاطب به‌جای این‌که در ذهنش سکانس‌های فیلم مرور شود، می‌گوید: «ببخشید، فرمودید چند ماهگی؟»