جستجو در سایت

1394/06/26 00:00

پرنقص و كامياب!

پرنقص و كامياب!

بي ترديد فيلم محمد (ص) ساخته مجيد مجيدي از نقايص و ايراد‌هاي فراواني به ويژه در فيلمنامه آسيب خورده است. اين فيلم در پيگيري روايت داستاني و شكل‌دهي درام باز ‌مانده و مغشوش بودن روايت در سراسر اين فيلم سه ساعته نمايان است. كمين و حمله‌‌ي گاه و بيگاه دشمناني نامشخص به محمد براي رسيدن به هدفي نامشخص‌تر، ورود و خروج نابهنگام شخصيت‌هايي تعريف نشده به داستان مثل كنيز آمنه در بازگشت از سفر يثرب، كشمكش‌هاي بي مايه‌ي ابولهب و همسرش با يكديگر، بگو مگوهاي مبلغان يهودي كه به دوري باطل مي‌ماند، سفر غيرموجه به شهر مسيحيان و گفت و شنود كم اهميت كشيش با ابوطالب و محمد؛ همه و همه مثال‌هايي است از تفنگ بدون شليك چخوف كه نه به پيش برد طولي داستان كمكي مي‌كنند و نه به پرداخت بهتر شخصيت‌ها. بلكه تنها روايت را از نفس انداخته است و بيننده را از آن جدا مي‌كند. ديالوگ‌نويسي سطحي و فاقد زيبايي ادبي، از ديگر نقيصه‌‌هاي فيلمنامه است كه به ويژه در مقايسه‌ي آن با ديگر آثار تاريخي شاخص سينماي ايران، ضعف آن مشخص مي‌گردد.

معايب فيلمنامه در شخصيت پردازي نيز به چشم مي‌خورد به شكلي كه مي‌توان گفت هيچ شخصيتي در داستان به طور كامل شكل نگرفته است و هيچ يك از آنها از حد تيپ فراتر نمي‌روند. آمنه و محمد به وضوح تداعي‌گر مريم و مسيحند و عبدالمطلب يادآور پير فرزانه كه در اسطوره‌هاي خضر و ابراهيم مي‌شناسيم. ابوطالب نيز همان جوان پاك، شجاع و زيباي بني هاشم است كه تصوير آن را در تمثال اسطوره‌هاي مذهب تشيع به خاطر داريم. در مورد شخصيت‌هاي منفي اما مشكل جدي‌تر است و با ابهامات و تناقض‌هاي فاحشي مواجه هستيم كه مشهودترين آنها در شخصيت متناقض ساموئل بروز مي‌كند. شخصيتي كه هرگز مشخص نمي‌شود در اين داستان به دنبال چيست؟! قتل محمد، ربودن محمد، شناخت حقيقت، كسب قدرت و ...

با توجه به نواقص اينچنيني، بسياري از منتقدان مشهور سينماي ايران، پس از تماشاي اين فيلم در اكران اختصاصي بهمن ماه 93، به تندي بر فيلم مجيدي تاختند و آن را يك اتلاف هزينه فاحش و فرصت سوزي بزرگ ناميدند و تلويحا" براي آن سرانجام آثاري چون "ملك سليمان" و "راه آبي ابريشم" را گمانه زدند. هر چند با استقبال بي‌سابقه تماشگران از اين فيلم در سينماهاي سراسر كشور، اين گمانه به مرور در حال رنگ باختن است و بازبيني و بازخواني اين اتفاق سينمايي را جدي‌تر كرده است.

با اين حال ساخته‌ي پرهزينه و پر طمطراق مجيدي را مي‌توان اثري موفق دانست، مشروط بر آنكه معيار سنجش موفقيت را رسيدن فيلمساز به اهداف و خواسته‌هاي "خود" در ساخت اثر بدانيم. در اين صورت مي‌توان گفت مجيد مجيدي به اكثر اهداف و خواسته‌هاي خود در ساخت اين فيلم رسيده و به خوبي از پس اين پروژه عظيم و خطير برآمده است. بي‌شك بزرگترين هدف فيلمساز در ساخت اين فيلم تبليغي، برقراري ارتباط با طيف گسترده‌اي از تماشاگران و تااثير بر ذهن آنان بوده است. خواسته‌اي كه از هم‌اكنون و با استقبال چشمگير تماشاگران، كم و بيش محقق شده است و تخمين‌ها از شكسته شدن ركوردهاي فروش در سينماي ايران با فاصله‌اي زياد خبر مي‌دهند. در عرصه‌ي بين المللي نيز با وجود سنگ‌اندازي‌ متحجران، استقبال تماشاگران از اكران اين فيلم در جشنواره مونترال ميتواند نويدبخش اقبال عمومي و سودآوري اين فيلم در بيرون از مرزها باشد.

 اما آنچه بيش ازهر عاملي به موفقيت اين فيلم ياري رسانده و البته از ديد بسياري از منتقدان به دور مانده است، قدرت "مسحور كنندگي" اين اثر سينمايي است. از تولد سينما تا كنون مهمترين عامل محبوبيت و شكوفايي اين رسانه، قدرت منحصر به فردش در مسحور كردن تماشاگر بوده است. از زماني كه قطار بر روي پرده سينما وارد ايستگاه ‌شد و برخي تماشاگران، هراسان از صندلي خود گريختند، تا به امروز كه هر ساله شاهد ده‌ها اثر خيال انگيز و خلاقانه با جلوه‌هاي بصري و صوتي پيشرفته‌تر ازقبل هستيم، اين عامل هچنان نقش خود را در جذب تماشاگر به سالن‌هاي سينما حفظ كرده است. قدرت مسحور كنندگي تماشاگر مشخصه اي است كه به دلايل گوناگون همواره در سينماي ايران مغفول مانده است. اما مجيدي با اين اثر خود طلسم را شكسته و به خوبي، چشم، گوش و ذهن تماشاگر داخل سالن را به تسخير خود در آورده و او را از روي صندلي به دنيايي شگفت انگيز و بديع  مي‌برد. اين مهم ميسر نمي‌شد مگر با استعداد خارق العاده مجيدي در خلق تصاوير شاعرانه، فضاسازي باورپذير و تاثيرگذار و استفاده ازحرفه‌اي‌ترين‌ عوامل فني سينماي جهان. در واقع با آنكه در اين فيلم سه ساعته روايت بارها از ريتم مي‌افتد، اما خلق اين تصاوير مسحور كننده بر پرده، دوباره تماشاگر را به وجد ‌آورده و به دنياي فيلم باز مي‌گرداند.    

موفقيت ديگر اين اثر را مي‌توان رسيدن فيلمساز به هدفي دانست كه خود از ابتدا آن را عامل انگيزش براي خلق اثر عنوان كرده است. مجيدي كه به عنوان يك معتقد مذهبي، از تصوير ارائه شده از محمد در رسانه‌هاي جهان آزرده شده بود، به دنبال ارائه تصويري جايگزين و مطلوب بر‌آمد. او در اين فيلم به خوبي موفق مي‌شود محمد را به عنوان شمايلي قديس، رباني، صلح طلب و انسان دوست به تصوير بكشد. تصويري كه دست‌كم در مورد عيسي مسيح بارها از نقاشي‌هاي قرون وسطا، تا ده‌ها فيلم سينمايي ساليان اخير تكرار شده است. تصويري كه به جرات مي‌توان گفت در مورد محمد بي سابقه است و حتي در فيلم نسبتا" خوب مصطفي عقاد ‌اثري از آن يافت نمي‌شود.  چرا كه فيلم مصطفي عقاد، محمد (ص) را صرفا" رهبري كاريزماتيك در دل تاريخ مي‌داند.

فيلم محمد (ص) مجيدي با نگاه به وضعيت آشفته فعلي و تنازعات ديني و فرهنگي امروز، آگاهانه از پيروان و باورمندان ديگر اديان جهان دعوت مي‌كند كه از منظري ديگر به  پيامبر اسلام بنگرند و به جاي نزاع بر سر اختلاف‌ها، با تكيه براشتراكات با پيروان دين محمد (ص) از در صلح و  دوستي بر آيند. صلحي مبارك و هميشگي!