جستجو در سایت

1394/12/06 00:00

گودش کن، لنگش کن!

گودش کن، لنگش کن!

نقد فیلم بارکد (گودش کن، لنگش کن!)

مصطفی کیایی همیشه به همراه نامش جذابیت به همراه دارد و به دنبال این هستیم که فیلم جدیدش چیست و هرچه سریعتر آن را تماشا کنیم و از تراوشات جدید ذهن کیایی مطلع شویم. فبلم های او همواره برای خصوصا نسل جوان سینما و سینما دوستان همیشه تماشایی و دیدنی بوده و از جایگاه ویژه ای برایشان برخوردار است. کیایی به خوبی می داند که چه بکند و چگونه فیلم بسازد. نبض مخاطب را در دست دارد و نیاز امروز تماشاچی را به خوبی درک می کند. نماینده ی نسل جوان امروز سینمای ما به خوبی با فیلمسازی آشنا دارد و می توان گفت نماینده ی خوبی از نسل ما در کارگردانی و فیلمسازی است و به وجود او افتخار می کنیم. کیایی با خط ویژه توانست حرف هایش و عقایدش را در فیلمسازی به نمایش بگذارد و بار دیگر در عصر یخبندان توانایی هایش را در به کارگیری بازیگران و گرفتن نقش از آن ها و نوشتن یک فیلمنامه تمیز را نشان داد و حالا با بارکد خواست تا بار دیگر بگوید در همه ی زمینه ها آماده ی انجام فعالیت است و قابلیت های او انگشت شمار نیستند. مصطفی کیایی با بارکد نشان داد که در طنز هم حرفی برای گقتن دارد و به خوبی الفبای سینما را میشناسد و می داند که فیلم چطور باید ساخته و پرداخته شود حالا در هر ژانری که می خواهد باشد. استفاده از بهرام رادان و محسن کیایی و سحر دولتشاهی که در فیلم قبلیش هم حضور داشتند نشان از اعتماد عمیقی ست که او به بازیگرانش داشته و ترس از تکراری شدن نقش شان به خود راه نداده و انصافا هم آن ها به اعتماد کیایی جواب مثبت دادند و خوش درخشیدند. زوج رادان و کیایی در بارکد بینظیر بود و رادان که از او کار طنز خیلی کم دیده بودیم و به این شکل ظاهر نشده بود، اما به خوبی از پس نقشش برآمد و توانایی خود را در  این زمینه هم به اثبات رساند. همچنین همبازی شدن با محسن کیایی که تمرکز بیشتری در این زمینه داشت و بر نقشش کاملا سوار بود به او کمک می کرد تا از تمامی مراحل سخت و دشوار به راحتی عبور کند. بازیگر سوپراستار این روزهای سینما در تنها فیلم طنز امسال جشنواره ی فیلم فجر آن قدر خوش درخشید که حتی شایسته نامزد شدن در بخش بهترین بازیگر نقش اول مرد بود اما سلیقه ی هیئت داوران این گونه نبود و باید به سلیقه شان احترام گذاشت. بارکد در میان فیلم های امسال جشنواره تک افتاده بود و طنز دیگری در میان فیلم ها مشاهده نمی شد که رقیب این فیلم باشد اما رقیبان جدی بارکد فیلم های دیگری با ژانر های متفاوت بودند مثل ابد و یک روز بادیگارد و ایستاده در غبار که با آن ها در میان بهترین فیلم های جشنواره رقابت می کرد. استفاده از شوخی های جنسی و کلامی و حتی فیزیکی در فیلم باعث شد تا تماشاگران در سینما را به خنده های پیاپی وا دارد و بعضا به تشویق مجاب کند تا موفقیت فیلم بار دیگر رخی نشان داده باشد. بی شک اگر همین فیلم را در اکران سال آینده داشته باشیم این فیلم جزو پرفروشترین فیلم های تاریخ سینمای ایران خواهد شد. البته اگر دستخوش تغییراتی از سوی ممیزی نشود و سانسورکاری صورت نگیرد و مردمی که این فیلم را ندیده اند خوش شانس باشند قادر خواهند بود تا به تماشای فیلمی بنشینند تا آن ها را از قید و بند دنیا حداقل 2ساعتی رها کند و به فضای مفرح و شادی ما را ببرد.

کیایی از موفق ترین فیلمسازان سینمای ایران است چراکه می داند چه باید بکند و هدفش روشن است. کیایی تکلیفش با خودش روشن است و به همین دلیل توانسته فیلمساز محبوب و خوش ذوق این سال های سینمای ایران از سوی نسل جوان نام بگیرد و هربار در انتظار خلاقیتی تازه از او در فیلم هایش نیز هستند. آثار او شاید جهان منحصر به فرد خودش را داشته باشد اما به گونه ای آن را مهندسی می کند که شخصیت هایش پذیرفتنی باشند و و از عهده ی درآوردن این فضاها به خوبی برمی آید. به همین دلیل است که فضا و اتمسفر درون فیلم هایش خاص و یافت نشدنی ست و باعث واقعی جلوه کردن و منطقی دیده شدن آثارش می شود. در گذشته این جهان کیایی را بیشتر در اجتماع و مردم می دیدیم و فیلم هایش رنگ بوی اجتماعی به خود گرفته بودند اما این بار در بارکد فضایی سرگرم کننده و شاد را داریم که بسیار خوش ساخت و موفق است.

فیلم با محوریت دو رفیق مسیر خاص تبدیل شدن آن ها از دو آدم ساده و معمولی به دو آدم خلافکار را نشان می دهد که جامعه امروز در این مسیر به نوعی نقش مهمی را ایفا می کند. فیلم در زمان حال و در یک شرکت روایت می شود اما به تدریج با فلاش بک هایی به عقب می رود و گذشته ی دوجوان را نشان می دهد که با زمان حال متفاوت است و در نهایت روایت زمان حال را در راستای فلاش بک ها و ادامه منطقی آن ها قرار می دهد که به کلیت فیلم کمک شایانی می کند و همین امر اهمییت فلاش بک ها را نشان می دهد تا با خبر از گذشته ی آن ها شویم و سپس در جریان زمان حالشان قرار گیریم. پژمان بازغی هم در نقش یک پلیس مخفی عجیب و غریب حضوری جالب در فیلم دارد و متفاوت ظاهر شده است و برای عده ای این نقش، نقش جذابی برای او بوده است و حتی می تواند این روند را به همین شکل نیز ادامه دهد و در آن نیز موفق باشد. در قسمت هایی از فیلم شاهد جلو انداختن یک نفر برای راه انداختن کار هستیم و همین راضی کردن ها برای انجام دادن کار فرصتی ایجاد می کند تا شوخی و تیکه های مناسب را در آن جای داد و از آن به خوبی استفاده کرد. محسن کیایی هم به خوبی در این مواقع از جملات و عباراتی استفاده می کرد و چنان در نقشش فرو رفته بود که حتی به روی خودش هم نمی آورد. در یکی از صحنه ها سحر دولتشاهی که به اجبار باید کاری را انجام می داد به این وضعیت اعتراض می کند و می گوید شما اینجا نشسته اید و همه اش تصمیم می گیرید و می گویید فلان کار بکن و منظورش به این است که اینجا هستید و نمی دانید که عمل کردن به آن کار چقدر سخت است و از عبارتی استفاده می کند که محسن کیایی آن را ادامه می دهد: گودش کن، لنگش کن!

اما با همه ی این ها این فیلم نتوانست در جشنواره ی فیلم فجر موفقیتی کسب کند  و سیمرغی بر شانه هایش بنشیند. البته همانطور که خود کیایی هم قبلا به آن اشاره کرده بود فیلم هایش به درد جشنواره نمی خورد و به نوعی برای مردم و ویترین است که این اثر را به جشنواره آورده و شاید برای اینکه فرصت طلایی اکران در زمان مناسب را از دست ندهد. به هر حال شاهد پیشرفت کیایی در این سال های اخیر هستمی که به شدت سیر صعودی را در حال پیمایش است و امید که این مسیر به درستی ادامه دهد و عقب گردی نداشته باشد. در بارکد حتی می توان رگه هایی از فیلم خط ویژه چند سال پیش او را نیز دریابیم و ناخودآگاه متوجه نزدیکی فیلمنامه و فیلمنامه نویس به هم می شویم. امید که شما سینما دوست عزیز بتوانید این فیلم را در سینما بدون هیچ سانسور و حذف صحنه هایی از فیلم تماشا کنید و از آن لذت ببرید و از طرفداران و دوستداران آثار مصطفی کیایی پدیده ی این سال های سینما نیز شوید. چرا که فیلمسازان جوان کشور نیاز به حمایت هرچه بیشتر ما دارند تا  پیشرفتشان  بیش از پیش سرعت پیدا کند و آثارشان به بهترین نزدیک و نزدیک تر شود.

نویسنده: عرفان امیرسلیمانی

25/2/2016 Thursday