جستجو در سایت

1396/11/23 00:00

انفجار و دیگر هیچ

انفجار و دیگر هیچ

 بهرام توکلی گفته: «در ایران فیلم‌ساز مستقل نداریم» حتی اگر این گزاره را بی‌حرفِ پس و پیش، بپذیریم چه خوب است که کارگردانی چونان او، لااقل وقتی سفارشی‌ساز هم می‌شود، اعتبارِ خودش را به ثمن بخسی نفروشد. بر پیشانی فیلم نوشته شده که در روزهای آخر جنگ و چند روز قبل از پذیرشِ قطعنامه ۵۹۷، عراقی‌ها در تدارکِ حمله برمی‌آیند و در برابر مقاومت نیروهای ایرانی، ناچار به عقب‌نشینی می‌شوند؛ حال اگر بدون چنین پیش‌فرضی مخاطب به تماشای فیلم بنشیند، باید با کدام نشانه و نماد بفهمد که این ماجرای تاریخی چه بوده و چطور اتفاق افتاده؟ هیچ آدرسِ تاریخی برای فهمیدن این واقعه وجود ندارد و در عوض پر است از صحنه‌های انفجار و تیر و تفنگ؛ بدون آن‌که ارزش افزوده‌ای به سینمای جنگ اضافه کند: مگر در سینمای ایران کم فیلم داریم که در آن بیسیم‌چی، فریاد بزند: «حاجی کو نیروهای کمکی؟ بچه‌ها دارن تلف می‌شن» و رزمنده‌ها پشت خاکریز یکی یکی تیر بخورند و عده‌ای آرپی‌جی به دست، تانک‌های عراقی را که وارد خاکریز می‌شوند را بزنند و در نهایت، نیروهای کمکی هم برسند و عراقی‌ها هم مثل همیشه شکست‌خورده باشند و فرار را به قرار ترجیح دهند و حالا این وسط هم چند دیالوگی رد و بدل شود که ما مدافعیم و نه مهاجم! طبیعی‌ست وقتی کارگردان «پرسه در مه» و «اینجا بدون من» قرار است فیلمی جنگی بسازد انتظار این است که نگاهی متفاوت به جنگ داشته باشد و لابد به سیاقِ پیشنه‌اش، قصه نامتعارف بگوید یا دست‌کم قصه بگوید اما «تنگه ابوقریب» نه داستانی دارد، نه انجامی و نه فرجامی؛ اما «توکلی» خیلی خوب توانسته این انتظار را به یأس بدل کند. بعد از گذشتِ سه دهه از جنگ، هم‌چنان حقایقِ هشت سال از زندگی مردمانی که بطور مستقیم و غیرمستقیم درگیر این واقعه شدند، زیرِ خروارها تحریف و کلیشه پنهان شده: حوصله‌سر بر است تحملِ فیلمی که نتوان نام هیچ‌یک از شخصیت‌ها را بعد از نیم‌ساعت در خاطر نگه داشت و قهرمان‌هایش لابلای سر و صداهای اضافیِ انفجار گم شوند. البته، به قدری این صداها مزاحم هستند که قهرمانی هم شکل نمی‌گیرد و فقط از قهرمان بودن، تیر خوردن نصیب آنان می‌شود و به سبک سینمای بالیوود، حتی زمانی که تیر در قلب‌شان نشسته، می‌توانند باز به تاخت به سمت دشمن حمله‌ور شوند. نه! بعید است دیگر روایت‌های این‌چنینی از جنگ، نسلِ پر از سوالی که بعد از روزهای جنگ، زاده شد را اقناع کند.