اژدهایی که وارد نشده می میرد

شروع فیلم قدرتمند و طو فانی است.
یک سکانس فوق العاده سینمایی. با لانگ شات بسیار بکر و زیبا در جنوب ایران و فیلمبرداری شاهکار بهمنش و موسیقی رعب آور با فضایی آکنده از دلهره و کشتی متروکه با طراحی صحنه فوق العاده
همه و همه یک فیلم سینمایی عالی را پیش چشمانت می آورد زیبا و سحر آلود و عنوان بندی اژدها وارد می شود. کات . چهره نادخ مانی حقیقی با لنز واید و چند کله سخنگوی دیگر از جمله صادق زیبا کلام و سعید حجاریان وسط یک فیلم سینمایی.!!! با یک سری حرف های نامربوط راجع به چگونگی رسیدن به ایده ساخت فیلم!! و واقعی بودن سوژه فیلم و اطلاعات بی خود دیگر پیرامون مرد ساواکی.
کارگردان در مسخره ترین شکل خود مخاطب را سرخورده می کند. و فیلم با همین ساختار عجیب غریب مستند داستانی تئاتری جلو می رود.
کارگردان می توانست با یک تدوین خوب و منتقل کردن حرفهای گل درشت خود و دیگر اپوزیسیون ها به ویدئو پشت صحنه، فیلمی با اینهمه ظرافت فضاسازی را تبدیل به یک تریلر سیاسی دلهره آور کند فیلمی که تا مدتها در ذهن مخاطبش می ماند اما افسوس که پز روشنفکری کارگردان نمی گذارد که فیلم اژدها وارد می شود فیلم باشد و آنرا به یک مستند داستانی عقب مانده ، درهم و برهم و نماد زده تبدیل می کند.
مهمترین ضربه این ساختار عمدا بهم ریخته؛ فاصله گذاری شدید مخاطب با اثر است. مرتب او را از فیلم جدا می کنند و بزرو به او می فهمانند که این یک داستان واقعی است و داستانی که نصفه نیمه است پس ادامه داستان من درآوردی و تخیل است و تو باور مکن. اینجاست که مخاطب اساسا از فیلم جدا شده و با هیچکدام از اتفاقات فیلم ارتباط برقرار نمی کند. بماند که خود داستان هم در وهم و خرافات باور ناپذیر غوطه ور است.