خواب گران!

فیلم خواب بزرگ یا به قول قاسم هاشمی نژاد خواب گران ،اقتباسی است نا موفق از اولین رمان مهم ریموند چندلر .فیلمی در ژانر نوآر به کارگردانی هاوارد هاکس .ابتدا توضیحی درباره ی ژانر نوآر (noir در زبان فرانسوی به معنی سیاه ):ژانر نوآر ابتدا در داستان های نشریه های آمریکایی دوره ی 1920-1930 شکل گرفت .از موفق ترین نویسندگان آن زمان می شود به دشیل همت و ریموند چندلر اشاره کرد . همچنین از محبوب ترین کاراکتر های کارآگاهی میتوان به کارآگاه فیلیپ مارلو ، کارآگاه درست پردازش شده ی ریموند چندلر اشاره کرد. کارآگاه های ژانر نوآر تفاوت های اساسی با کارآگاه های ماقبل خود مثل خانم مارپل یا شرلوک هلمز داشتند . در فیلم هایی با ژانر نوآر علی الخصوص کارآگاهی آن دوره روال بر این بود که این کارآگاه ها (مثل سم اسپید شخصیت اصلی رمان های دشیل همت یا همین فیلیپ مارلو ریموند چندلر ) جذاب تر ،عبوس تر، خشک تر، ، تنها تر و درون گرا تر باشند ؛ولی در عین حال رئال تر باشند. رئال از این بابت که گر چه خشک و عبوس بودند اما برای مثال وقتی پای یک زن به میان می آمد همان قدر زبان باز و لوده بودند که ممکن بود هر آدم دیگری باشد . همین ویژگی ها باعث شد تا فیلیپ مارلو متفاوت تر از هر قهرمان یا کارآگاهی (حتی سم اسپید )جلوه کند .
سینما که کارش به تصویر کشیدن یک داستان یا رمان است ،باید تاثیرش بر بیننده سریع تر از یک رمان باشد .که اگر در این کار زیاده روی شود خطر آن است که فیلم حاصل لوس و مبتذل شود .و اما برعکس این موضوع ،زیادی وفادار ماندن کارگران به رمان است .در این فیلم هاوارد هاکس با بیش از حد وفادار ماندن به رمان باعث کسل کننده شدن فیلم و بالا رفتن تعداد سکانس ها و کات ها شده است .گرچه فیلم کشش خاصی دارد که احتمالا آن هم به علت کشش داستانی رمان است .کششی که موجب پیگیری بیننده برای ادامه داستان می شود.
یکی دیگر از مواردی که می توان بهش پرداخت شخصیت یکنواخت بوگارت در فیلم هایش است .یک مرد به ظاهر جذاب ،جنتلمن، حاضر جواب و بی تفاوت نسبت به مسائلی که شخصیت های فیلم برایشان مهم است. که البته یکی از دلایل بارز آن ویژگی شخصیتی کارآگاه های نوآر است .اما من فکر میکنم علت موفقیت همفری بوگارت در دوره ی خودش جذاب بودن خود او بوده و چون در بیشتر کارهایش مقدار زیادی خودش است باعث می شود آن شخصیت هم جذاب جلوه کند. در رمان شخصیت مارلو به شدت درون گرا است که این درون گرایی در تبدیل ادبیات داستانی به سینما از بین رفته است .
از نقاط مثبت فیلم می شود به چند مورد اشاره کرد 1- متفاوت بودن ظاهر کاراکتر ها، طوری که با وجود شخصیت های زیاد داستان ، هر اسم با یک چهره خاص در ذهن بیننده میماند 2- قاب بندی های مناسب و زاویه دوربین مناسب3- وجود تک و توک دیالوگ های خوب مثل زمانی که باکال به بوگارت میگه چرا پیگیری پرونده رو ول نکردی و بعد بوگارت میگه چون همه اصرار داشتند ول کنم 4-شوخی و طنز بجا در سکانسی که باکال در دفتر بوگارت با پلیس تماس می گیرد.
همانطور که اشاره کردم نکات مثبت فیلم نکاتی ریز هستند و همین امر نشانگر این است که این فیلم اقتباسی ضعیف از رمانی قوی در کارنامه هاوارد هاکس بزرگ است.