اثری موشکافِ منحط و اعجاب انگیز؛ اثری تراژیک لایِ نُت های جنگ.

هیروشیما عشق من است اولین اثر بلند و ایضا فاخر سینمای موج نوی فرانسه است.
اثری عاشقانه میان تاریخِ دهشتناک آلمان.
اگر یک نگاه بسیط و زیبایی شناسی را در مواجهه با اثر آلن رنه در پیش گیریم او صراحتا روابط عاشقانه ی زن و مرد ژاپنی را با صلابت و مصائب فاجعه ی هیروشیما و شاید تاریخ آلمان نازی به هنرمندانه ترین شکل ممکنش در آمیخته است.
نگاهِ رنه به دو کاراکتر اصلی اثرش نگاهی اگزیستانس؛ نگاهی زیبایی شناسانه و ایضا نگاهی که او با بهره گیری از قواعد ساختاری و فرمیک روایتِ موج نویی اش که منجر به پدیداری مکتب خود بسنده ای چون موجِ نویِ فرانسه شده است توانسته است بخوبی با استفاده از تدوین موازی؛ کات های پی در پی؛ تلاطم و شلختگی سردِ میزانسن و صحنه و همچنین لانگ شات هایی که از اثرات جنگ گرفته به طرز قدرتمندی با صدای سوبژکتیویته راوی؛ که نطقی شاعرانه و فلسفی را درون روایتش دارد نتیجتا بدل به سمپات و تم اصلی اثرش می شود.اثری که ما می توانیم در آن زیستِ خودِ رِنه را مشاهده و تجربه کنیم.
هیچ سینمایی همچون موجِ فرانسه از منظر ریخت شناسی؛ ساختاری؛ داستانی؛ همواره جریان و مکتب خود بسنده و والا نبوده است جریانی که تم اصلی و فرم اصلی اش مطلقا جریانِ استیصال آورِ اگزیستانس است. شخصیت هایی که در موج نوی فرانسه بدست غول هایی چون رِنه؛ تروفو؛ و سرآخر گدار پیر بالیده و ساخته می شوند غالبا اشخاصِ سیاه و قربانی فلسفه ی تارّگ و تنگِ اگزیستانسیالیسم اند که تمامیت قوایِ آنان معطوف برعشق اروسِ افلاطونی با توسل بر آبشخور های فلسفه ی اصیلِ سارتر؛ کامو؛ هایدگر و سورن کی یرکگورد است که در حال روایت است بطوری که مشخصا تجربه ی تماشای آن برای سلیقه ی توده ای که عقلانیت شان در زیر یوغِ سینمای انتلکت زده ی پست مدرنِ پورنوگرافیک به نیستی گراییده است تجربه ای مضحک بنظر خواهد رسید.
در زمانه ای که موئلفه های سینمای پست مدرن هالیوود در زیستِ عزیزانِ به اصطلاح سینما دوست ریشه دوانده است بایستی جریانی چون موج نو فعلیت نیابند چراکه وقتی صحبت از اثر رنه می شود حتی به عنوان مخاطب عام؛ توده نمی تواند و نخواهد توانست در مورد آن حتی یک جمله ی یک خطی بنویسند.
هیروشیما عشق من است اثری که « اختگی عشق » را از پس سرکوبِ غرایز؛ اثری که مصائب جنگ را با دیدی مطلقا زیبایی شناسی تبیین می کند؛ اثری که شخصیت هایش از پس عدم تاب آوری بارِ موقعیت اگزیستانس به عشق ورزی روی می آورند تا که توانند آن را به فراموشخانه خویش احاله دهند.
اما اثر از تِمی سخن می گوید که مسئله ی انسان معاصر است؛ اثر از چیزی سخن می گوید که خط بطلان مدرنیسم در آن با زیستِ مدرنیسم می ستیزد و سرآخر چونان قهارانه آن را مغلوب می گرداند.
این اثر انزوای خود با خویشتن درهستی ست.
این اثر براستی یر آن است که راه برون رفت مصائب جنگ و اگزیستانس را همواره در میل به عشق ورزی شاعرانه پی بگیرد اما پرده ی نهایی فیلم مشخصا آنتی تزی بر آرمان شهر مذکور است.
پرده ای که زن در آن چونان بی حد و حصر گرفتار وابستگی شده است که مرد را ملزم می دارد که او را ببلعد؛ واپس راند و او را به ستوه آورد زیراکه خویش را لایق الطاف مرد نمی پندارد این پرده مطلقا تِم فرویدیسم و اگزیستانسیالیسم را بخوبی درهم می آمیزد؛ تِمی که طبق نظر فروید غرایز عاشقانه او در جنگ نسبت به سرباز آلمانی معطوف بود بنیان خانواده این عشق او را به کل دچار به اخته سازی می کند که این حادثه با زمان فرا رسیدن جنگِ هیروشیما پیوند خورده است.
که سرآخر گویا زن شدیدا گرفتار اختلال ( PTSD ) یا اختلال پس از سانحه جنگِ محض می شود که به قطع راه برون رفت از آن؛ در پذیرش موقعیت انزوای خویش قابل رویت است.