جستجو در سایت

1393/09/21 00:00

یک صد و سی دقیقه وهم

یک صد و سی دقیقه وهم
برنده جایزه افق های نو در جشنواره فیلم ونیز ایتالیا با یک دستاورد بی نظیر در کارگردانی سینمای ایران در جشنواره فیلم فجر سی و دوم در بخش مهجور نوعی تجربه و در سالن های کوچک کاخ جشنواره اکران شده بود ، ماهی و گربه متفاوت ترین اثر جشنواره فیلم فجر ساخته شهرام مکری در یک پلان – سکانس در ژانری تقریبا نزدیک به وحشت با فضایی اسلشر گونه روایت می شود (اما نه اسلشری روی می دهد و نه وحشت ناگهانی بلکه مخاط را روی ترس و استرسی نرمال کنترل می کند تا به اخرین گردش خود برسد)، فیلم روایت گروهی از دانشجویان است که در یک کمپ دانشجویی در شمال کشور خود را آماده مراسم پرواز بادبادک هایشان می کنند و چند مرد ناشناس را در اطراف خود مشاهده می کنند فیلم تمام جزئیات قواعد ژانر وحشت را در لوکیشنش رعایت می کند ، فضای مرده و سرد جنگلی ، یک جابجایی (مسافرت و تغییر مکان) ، آسمان ابری ، درختان بی برگ ، کیسه خونی که پس از متن اغازین فیلم به چشم می خورد و موسیقی مناسب کریستف رضاعی همراه با سکوت و یک تعلیق سراسری در فیلم که از ابتدا تا انتها همراه با فیلم است و مخاطب را به دنبال خود می کشاند. شروع فیلم و نریشن ابتدایی عالی است و مخاطب را آماده تماشای یک اثر هیچکاکی – طناب -تمام عیار با چاشنی ژانر اسلشر و فیلم های تارانتینو و جیمز وان می کند ، اما فیلم وارد فضایی که مناسب سینمای ایرانی و مخاطبینش نیست ، نمی شود و مسیر داستان را به گونه ای حرفه ای و هنرمندانه وارد بخش اصلی داستانش و اتفاقات دانشجویان و گفتگوهایشان می کند ، ماهی گربه یک تجربه استادانه و حرفه ای در فیلمنامه ، دکوپاژ و به خصوص میزانسن است ، تمام چینش ها برای ایجاد یک حلقه کامل از رفت و آمد ها و گفتگو ها توسط کارگردان و فیلمبردار به درستی رعایت شده که اگر این امر به درستی رخ نمی داد فیلم با کات های متعدد همراه می شد و از آنچه که کارگردان مد نظر داشت دور می شد ، در حقیقت همین تک سکانس بودن از شاخصه های اصلی ماهی و گربه است. فیلم برداری در چنین آثاری نقشی محوری بر عهده دارد ، مدیریت صحنه ها بدلیل تک سکانسی بودن و همچنین رعایت خط داستانی در ژانر وحشت و ایجاد تعلیق ، کاری بس دشوار است که محمود و کوهیار کلاری اینکار را بوسیله دوربین روی دست به خوبی انجام داده اند ، صداگذاری و ترکیب صدا هم در چنین اثاری – ژانر وحشت - امری ضروری است که در ماهی و گربه عالی و دقیق است. بازی های فیلم همگی عالی هستند ، از دانشجویان تا بابک « بابک کریمی » و دوستش که ترس و وهم فیلم بر پایه حضور و چرخش انها در ماجرا روایت می شود ، همانطور که گفته شد ماهی و گربه جزئیات ژانرش را به خوبی رعایت می کند و گریم و دیالوگ ها با شخصیت هایشان که خوب پرداخت شده اند سازگار و متناسب است. قسمت پایانی فیلم و حضور حمید در مقابل دوربین فوق العاده است ، او قرار است تمام داستان و روایت فیلم و گفتگو ها و حوادث پیشامده برای دانشجویان را به نریشن اغازین و همان داستان معروف پختن گوشت انسان ربط دهد ، مردی با جملات شاعرانه و علاقمند به موسیقی و ادبیات ، داستان را در کنار دختر « مارال » تمام می کند ، یک پایان ترسناک و اسلشری که باز هم کارگردان را به دام کپی و تقلید از مجموعه اره و ... نمی برد و موسیقی تیتراژ پایانی که در فیلم به صورت یک اجرای زنده روایت می شود آبی است بر روی آتش ترس و توهم اضطراب 130 دقیقه فیلم .