شهر بازی نفرین شده

وودی آلن کارگردان مهمی در سینما به شمار میرود، او سه بار هم اسکار فیلمنامه اورجینال را از آن خود کرده و رکوردی برای خودش در این زمینه دارد. کارگردان و نویسندهای که حالا ۶۳مین فیلم خود با نام واندرویل ( چرخ و فلک ) را ساخته و آن را روانه اکران سینماها کرده است. وودی آلن جدا از کار سینما در صحنه تئاتر هم یدی طولانی دارد و نمایشنامهنویسی و اجراهایی را روی صحنه برده است، از همین روی بسیاری از آثار سینمایی وی حال و هوایی تئاتری دارند و توگویی از دل یک نمایشنامه بیرون آمدهاند و به تصویر کشیدهاند. وودی آلن مرد پرکاریست و حواشی زیادی هم تاکنون در دوران زندگی خود داشته، از شایعات پیرامون تجاوز به دخترخوانده زیر ۱۸ سالهاش تا موارد دیگر، اما هیچیک از این موارد نتوانسته ماشین فیلمسازی او را متوقف کند و او عموما سالی یک فیلم را ساخته است. سرعت او در این امر به حدیست که هنوز واندرویل ( چرخ و فلک ) اکران نشده، خبر از ساخت فیلم بعدی خود با نام «یک روز بارانی در نیویورک» با بازی سلنا گومز و جودلاو داده است. استفاده از بازیگران متنوع یکی دیگر از امتیازات برنده اوست و لیست بلندبالایی از هنرپیشگان هالیوودی با او تا به امروز همکاری داشتهاند.
واندرویل ( چرخ و فلک ) روایتگر زن و شوهریست که در یک شهربازی زندگی میکنند، زن به اسم جینی (با بازی کیت وینسلت) متصدی کافه رستوران این شهربازیست و مرد که هامپتی نام دارد ( با بازی جیم بلوشی، شخصی که احتمالا او را از سریال به یاد ماندنی sopranos به یاد خواهید آورد) نقش متصدی دستگاه چرخوفلک شهربازی واندرویل را دارد. جینی پسری ۱۰ ساله از ازدواج ناموفق قبلیاش دارد که علاقه زیادی هم به آتشافروزی دارد. داستان اصلی دقایقی بعد از آغاز تیتراژ به سبک وودی آلن، ساده و کلاسیک و نگاشتن نام بازیگران به ترتیب حروف الفبا، شروع میشود. جایی که زنی بیست و چند ساله به اسم کارولینا(با بازی جونو تمپل) پا به خانه این دو تن میگذارد و مشخص میشود که دختر هامپتی از ازدواج قبلیاش است که چندی پیش با یک کلهگنده گنگستر ازدواج کرده بود و حالا از دست او گریخته است و به پدر پناه آورده است. هامپتی با اکراه او را میپذیرد، از آنسو جینی وارد روابط نامشروعی با نگهبان ساحل میشود، شخصی به نام جیمی (با بازی جاستین تیمبرلیک) که از او چند سالی جوانتر است و دوست دارد نویسنده بزرگترین درام جهان باشد.
فیلم جدید وودی آلن برپایه قصه و قدرت درام خود استوار است، این کارگردان با ذهن خلاقی که دارد قصههای زیادی را خلق کرده که واندرویل ( چرخ و فلک ) یکی دیگر از آنهاست و گرچه جزو بهترینهایش قرار نمیگیرد اما کماکان سرشار از درام است. فراز و نشیبها و ریتم داستان در فیلم بدون ایراد است و حکایت از قدرت نویسندگی وودی آلن دارد، فردی که سالهاست دیگر خودش در فیلمهایش به عنوان بازیگر ظاهر نمیشود ولی قدرت هنرش را از پشت صندلی کارگردانیاش به آثارش تزریق میکند. تمامی ۴ بازیگر اصلی نقشهای خود را به خوبی ایفا میکنند و در این بین کیت وینسلت، به علت محوریت داستان بر کاراکتر او، باید بیشتر بدرخشد اما متاسفانه چنین نیست. وینسلت از سایرین بازی بدتری از خود نشان میدهد و نمیتواند ستاره درخشان فیلم باشد و کیت بلانشتی که در «یاسمن غمگین» وودی آلن درخشید را به یادمان آورد.
فیلمبرداری فیلم به شدت بیننده قهار را یاد آثار برتولوچی میاندازد و از ترکیب و استفاده رنگها در قاب بندی تصاویر، مدهوش میشود. فیلمبردار بیشتر از آنکه حواسش به بازیگرانش باشد، آنها را حتی در صحنههای عاشقانه و اروتیک که معمولا در مرکزیت تصویر قرار میگیرند، به حاشیه کشانده و ترکیب زیبایی از نورپردازی و تصویر را به چشمان بیننده ارایه میکند. از آنسو طراحی صحنه را داریم که به کوچکترین مسایل هم دقت کافی داشته و همانطور که پیشتر گفته شد، لوکیشنها ناخودآگاه شبیه به صحنه تئاتر از آب در آمده است. میزانسن تمامی سکانسها دقیق و حساب شده صورت گرفته و این حجم از توجه وودی آلن به کار تیم خودش در سن ۸۲ سالگی جای تحسین دارد.

حواشی اکران فیلم به سبب انگها و اتهامات جنسی که به تهیه کننده کار زده شد، بسیار زیاد بود و باعث شد که فیلم در محافل سینمایی چندان تحویل گرفته نشود. این مساله با اینکه به ضرر فیلم تمام شده اما دلیل نمیشود تا بیننده عاشق قصه و داستان را از دیدن یک اثر با رعایت تمام قوانین و اصول درام و درامنویسی را محروم نماید. فیلم Wonder Wheel اگر در دستان کارگردانان ایرانی میافتاد، با توجه به علاقه و استفاده اشتباه بیشتر کارگردانان امروزی از پدیده پایان باز، تبدیل به یک قصه ناتمام میشد. خوشبختانه وودی آلن تا انتهای ماجرا را برای بیننده توضیح میدهد و قصهاش را تا جایی که باید تعریف میکند و موارد اندک دیگر را با تصویر و نشانهشناسی (مسالهای که در این فیلم وودی آلن بیشتر از سایر آثارش به چشم میآید و به مذاق برخی طرفدارانش هم چندان خوش نیامده) تعریف میکند.