جستجو در سایت

1401/05/12 00:00

درام بی‌حاشیه‌ی ران هاوارد

درام بی‌حاشیه‌ی ران هاوارد

ترجمه اختصاصی سلام سینما

از زمانی که کارگردانان فیلم "انفرادی آزاد"، یعنی چای واشارهی و جیمی چین، فیلم "نجات" که مستندی برجسته در خصوص تلاش بین‌المللی برای بیرون کشیدن 12 پسر نوجوان و مربی فوتبالشان از عمق یک غاز سیل‌زده را کارگردانی کردند، کمتر از یک سال می‌گذرد. این فیلم که مملو از نقش‌آفرینی‌های بی‌نقص توسط غواصان واقعی است، فیلمی نفس‌گیر است که به نظر می‌رسید قرار است داستان کلی آن را بیان کند. همان‌طور که در نقد پیشین خود در وب‌سایت Time اشاره کردم، فیلم "نجات" به اندازه‌ی کافی پرحرارت و پرشور است که حتی مایکل بی و پیتر برگ بایستی اقرار کنند که هیچ فیلم درام و پرخرجی نمی‌تواند به گرد پای آن برسد.

از نظر ران هاوارد، دیگر زمان زیادی گذشته بود. فرد با تجربه و باسابقه‌ای که عشق و علاقه‌ی وافرش به خطر، همیشه روحیه‌ی همکارانش را در فیلم‌های هیجانی مثل "آپولو 13" افزایش می‌داد، احتمالاً از همان لحظه‌ای که حادثه‌ی غار رخ داد، خود را ملزم به نجات افراد گرفتار شده دید و زمانی که فیلم واشارهی و چین به نمایش گذاشته شد، قطعاً عملکرد خوبی را از خودش برجای گذاشت.

فیلم بی‌نقص "سیزده زندگی" ساخته‌ی ران هاوارد دارای داستانی بدون حاشیه از گیرافتادن 18 روزه (یا 147 دقیقه‌ای) افرادی در غار است که به شدت متفاوت از آن فیلم‌های نمایشی تولید شده توسط برخی از تولیدکنندگان هالیوودی است. با این حال، رویکرد بیان شفاف و بی‌نقص داستان، پس از تماشای این مستند به نظر می‌رسد که اشتباهاً مورد قضاوت قرار می‌گیرد و مملو از ویژگی‌های بزرگ و گره‌خورده با تعلیق و دلهره، در سایه‌ی حسی ماندگار از دوگانگی اخلاقی باشد.

جایی که فیلم "نجات" یک فیلم هیجان‌انگیز غیرتخیلی در خصوص  ارزش تعهد متقابل نسبت به یکدیگر و مشکلات تلاش برای مواجهه با آن در میانه‌ی بحران است، اما فیلم "سیزده زندگی" یک فیلم غم‌انگیز (و بسیار خطرناک) با نقش‌آفرینی ویگو مورتنسن است. این فیلم درام در مورد چند مرد سفید‌پوست جذاب است که سعی می‌کنند در یک کشور بیگانه، شبیه ستاره‌های سینما عمل نکنند و فقط از یک فاجعه جلوگیری کنند.

اگر ارزش این فیلم برای تماشاگرانی که فیلم "نجات" را دیده‌اند، ناچیز و تا حدودی بی‌ارزش باشد، فیلم ران هاوارد به وضوح مستحق این است که بر اساس شایستگی‌های خود مورد قضاوت قرار گیرد و حتی بینندگانی که با داستان غار تام لوآنگ آشنا نیستند، با تماشای این فیلم حداقل کمی مجذوب آن خواهند شد. داستانی که بیان می‌شود، به اندازه‌ی کافی باورنکردنی است که هرگونه کاستی و کمبود در روایت را پوشش می‌دهد، و ران هاوارد با توانایی خود این صلاحیت و شایستگی به عنوان یک فیلمساز را دارد که در داستان آن نیز دخالت کند.

با این حال، فیلم "سیزده زندگی" جذاب به نظر می‌رسد. از لحظه‌ی آغاز، این فیلم در یک حالت بی‌علاقگی وجود دارد که سعی دارد از این حالت خارج شود. احساس می‌شود که سرنوشت این‌گونه رقم زده که ران هاوارد، تیم فوتبال وایلد بوارز را تا داخل غارها دنبال کند، همان‌طور که فیلمنامه‌ی ویلیام نیکولسون توجه ما را به کوچکترین فرد این گروه معطوف می‌کند تا بعدها از جایگاه عاطفی نیز برخوردار باشیم (جزئیات آن صادقانه نشان داده شده و بیشتر آنها همانند کیک تولد باب اسفنجی، ساده و غم‌انگیز هستند). زمانی که این کودکان به خانه‌ی خود باز نمی‌گردند، والدینشان نگران می‌شوند. فرماندار خونگرم منطقه‌ی چیانگ رای، با بازی ساهاجاک بونتاناکیت، در نقشی که به واسطه‌ی سردرگمی‌اش بین فرصت‌طلبی سیاسی و نگرانی ذاتی جذاب شده بود، یک مرکز بحران ایجاد می‌کند. در این فیلم، زمان نیز همانند میزان آبی که به داخل غارهای تام لوآنگ سرازیر می‌شود، تلف می‌شود.

طولی نمی‌کشد که زمان برای فیلم "سیزده زندگی" به اندازه‌ی افراد گرفتار در این فیلم، به یک مشکل بزرگ تبدیل می‌شود. روزها با حس تنش‌زدایی کمتری می‌گذرد و زیرپلات‌های موازی فیلم که مهمترین آنها توافق کشاورزان محلی به فداکردن محصولاتشان برای کمک به تیم نجات است، به ندرت احساس می‌شود که همزمان در حال رخ دادن هستند. حتی پیش از اینکه دو غواص بریتانیایی خسته و میانسال به صحنه برسند (ران هاوارد گذشته‌ی شخصی خودشان را به یک تماس پیش از سفر منحصر می‌کند)، داستان این فیلم فاقد حس ناامیدی است و عدم ارتباط آن هرگز با دقت کافی حل و فصل نمی‌شود تا به نظر برسد که شبیه به یک عایقی برای روحیه بخشیدن به افراد حاضر در صحنه باشد.

هر کدام از این موارد گفته شده، نشان نمی‌دهد که فیلم "سیزده زندگی" شجاعت آنهایی که نجات را ممکن ساختند را اغراق‌آمیز جلوه دهد، یا اینکه یک نوع نمایش هالیوودی معمول باشد که افراد نیکوکار غربی را فراتر از مردم خارجی نشان دهند که برای کمک کردند تلاش می‌کنند. این واقعیت که یک آتش‌نشان بازنشسته 60 ساله اهل اسکس (مورتنسن در نقش ریک استنتون) و مشاور آی‌تی اهل بریستول (کالین فارل در نقش جان ولانتن) به راهنمایی تیم عملیات نجات تام لوآنگ کمک می‌کنند، قطعاً این فیلم را برای دنیای انگلیسی زبان جذاب‌تر کرده است، اما فیلمنامه‌ی نیکولسون نیز برای برجسته کردن تلاش‌های افراد محلی چیانگ رای، نیروی دریایی سلطنتی تایلند و نیروی هوایی آمریکا تلاش می‌کند و تمامی طرف‌های درگیر در این بحران را به تصویر می‌کشد.

در هر صورت، هاوارد از گنجاندن این مسائل در داستان استانتون و ولانتن ترس دارد که تقریباً آنها را به شخصیت‌های سطحی فیلم تبدیل می‌کند تا مطمئن شود که بر دیگر بازیگران برتری ندارند. پس چگونه می‌توان تصمیم مورتنسن برای بازی در نقش ریک (در زندگی واقعی، یک فرد برونگرای اهل سینما با استعداد ماورای طبیعی برای غواصی در غار است و حس شوخ‌طبعی تلخی دارد که راحتی او در مکان‌های تاریک و بسته را نشان می‌دهد) به عنوان یک فرد عبوس و بدخلقی که به نظر نمی‌رسد به توانایی‌هایش ایمان داشته باشد را توضیح داد؟

کالین فارل در نقش ولانتنِ با شخصیت و خوش‌بین نیز بهتر عمل می‌کند (پسر بد و اصلاح شده‌ای که با همان وقارش عملکرد اخیرش در فیلم "پس از یانگ" را قدرتمندتر نشان داد)، اما هر کدام از این مردان، زیر بار این مسئولیت و مأموریت، خرد شده‌اند که فضای زیادی برای کارهای دیگر برایشان باقی نمی‌گذارد. اگرچه نشان داده می‌شود که جان پسری دارد که هم‌سن و سال بچه‌های تیم وایلد بوارز است، اما پذیرفتن آن تنها بینش ما در مورد چیزی است که ممکن است به ذهنش خطور کند را تأیید می‌کند. عملیات نجات واقعی مشخصاً یک ماجرای غم‌انگیز بود اما حتی فضانوردان گیر افتاده در آپولو 13 نیز فضای بیشتری برای نفس کشیدن داشتند.

جنبه‌ی مثبت چنین مشخصه‌های پنهان این است که توجه بیشتری را به بار مسئولیتی معطوف می‌کند که ریک و جان صرفاً باید آن را از خود نشان دهند، تعهدی که احساس می‌کنند به آن پرداخته نشده است (به آسانی نمی‌توان متوجه آن شد که شما یکی از معدود افرادی در جهان هستید که مهارت‌های لازم برای نجات تعدادی را در جای دیگری از جهان دارید)، اما فیلم "سیزده زندگی" راه حلی برای معیارهای موفقیت عملیات در حال انجام ارائه می‌کند. زمانی که ریک و جان وارد غار می‌شوند، به نظر می‌رسد که آنها قهرمانانی برای نجات تنها یک پسر باشند. زمانی که کل تیم فوتبال را به صورت زنده نجات می‌دهند (گرچه در قسمتی از غار حضور دارند که دسترسی به آنها دشوار است و مرگشان حتمی است)، ناگهان مشخص می‌شود که ریک و جان مسئولیت این مأموریت نجات را حتی در صورت عدم موفقیت در آن، برعهده دارند.

اگرچه فیلم هاوارد بیشترین میزان تنش خود را از برنامه‌ریزی‌ها و راهکارهای مختلف غواصی‌ها نشأت می‌گیرد، و همه آنها زمانی پیچیده‌تر می‌شوند که ریک تصمیم می‌گیرد یک پزشک متخصص بیهوشی به نام ریچارد هریس (جوئل اجرتون) را استخدام کند، اما فیلم "سیزده زندگی" در نمایش شکاف باریک بین معجزه و شکست و همچنین نجات و مرگ، بهترین کیفیت را از خود نشان می‌دهد. جنبه‌های عملی و کاربردی‌تر نیز در این فیلم به خوبی بیان نشده‌اند. در حالی که عملیات نجات با شدت و فشار مستقیمی تصویربرداری شده و بر ریسک موجود تأکید می‌کند، و طراحی صدای گیرایی که دشمنی محیط زیست را به نمایش می‌گذارد، اما هاوارد گاهی بی‌میل است تا ترس از تنگاهراسی را به تماشاگران نشان دهد که کار بیرون آوردن بچه‌ها از غار را سخت می‌کند.

شاید انتظار از رویکرد فرهنگ‌شناسی احساسی هاروارد زیاد بوده باشد، اما فیلم "سیزده زندگی" باید به طور کامل با آن جهنمی که غواصان باید در غار تام لوآنگ پشت سر بگذارند، بپردازد تا اینکه فیلم به عنوان یک یادآور تکان‌دهنده تلقی شود که دنیای ما ممکن است آنقدرها هم که رام نشدنی به نظر می‌رسد، نباشد. به همین دلیل است که فیلم "نجات" از اولویت دادن به نگرش گسترده‌تر سود می‌برد. به همین دلیل است که فیلم‌های کم‌ادعایی از این دست، با هیبت خاصی این معجزه‌ها را به معرض نمایش می‌گذارند، در حالی که فیلم‌های بزرگ هالیوودی باید به احساس تولید یک فیلم خوب قانع باشند.

منبع: ایندی وایر

مترجم: وحید فیض خواه


سیزده زندگی Thirteen Lives (2022)

تاریخ اکران: 29 جولای 2022

کارگردان: ران هاوارد

نویسنده: ویلیام نیکولسون

توزیع‌کننده: آمازون

بازیگران: ویگو مورتنسن، کالین فارل، جوئل اجرتون، تام بیتمن، جاش هلمن، زهرا نیومن، جین کارلین، پل گلیسون، ویتایا پانسریگام، لوئیس فیتزجرالد

فیلمبرداری: سایومبو ماکدیپرام

تدوین: جیمز دی. ویلکاکس

موسیقی: بنجامین والفیش

خلاصه داستان: گروهی از پسران نوجوان فوتبالیست و مربی‌شان در تایلند در یک غار زیرزمینی که در خطر سیل است، گرفتار شده‌اند. یک عملیات ویژه برای نجات آن‌ها ترتیب داده می‌شود.