اقتصاد بیمار، سینمای نیمهجان | کاهش تولید و فرار تماشاگران

رکود اقتصادی، تورم، کاهش ارزش پول ملی، ناپایداری سیاستهای حمایتی، پوششهای ناعادلانه تبلیغاتی، توزیع رانت و نگاه سلیقهای مدیران سینمایی در تزریق بودجه به پروژههای سینمایی از جمله عواملی بودهاند که بر میزان تولید آثار، کیفیت فنی و هنری فیلمها، تغییرات محتوایی، روند پخش و وضعیت مخاطبان سینما تأثیر گذاشتهاند.
افت تولید و کاهش کیفیت فنی سینما
با وجود دهها هزار فارغالتحصیل رشتههای مختلف سینمایی و پتانسیل بالا برای تولید، یکی از نخستین تبعات بحران اقتصادی بر سینمای ایران، پایین بودن چشمگیر تعداد تولیدات سالانه است. هزینههای تجهیزات، دستمزد عوامل، اجاره لوکیشن و حتی خدمات پستولید مانند تدوین، موسیقی و جلوههای ویژه به سطوح غیرقابل پیشبینیای رسیده است.
در نتیجه، بسیاری از فیلمسازان به ناچار از ایدههای بلندپروازانه فاصله گرفته و به ساخت آثاری کمهزینهتر روی آوردهاند که اغلب با استانداردهای فنی و هنری پایینتری تولید میشوند. در شرایطی که سرمایهگذاری در سینما با ریسک بالایی همراه است، بسیاری از تهیهکنندگان ناچار به کاهش هزینههای فنی شدهاند. استفاده از تجهیزات قدیمی، کاهش روزهای فیلمبرداری، جایگزینی بازیگران حرفهای با چهرههای ارزانتر و کاهش بودجههای مربوط به طراحی صحنه و جلوههای ویژه، به افول استانداردهای کیفی منجر شده است.
علاوه بر این، وابستگی سینما به اسپانسرهای خاص و سرمایههای ناپایدار، موجب شده که بخش اعظمی از تولیدات از کیفیت مطلوب فاصله بگیرند و آثاری با ضعف در فیلمنامه، کارگردانی و اجرا به پرده نقرهای راه یابند.
تغییر در مضامین و افزایش فیلمهای عامهپسند
یکی از جنبههای مهم تأثیر بحران اقتصادی بر سینما، تغییر در مضامین و محتوای آثار است. در شرایطی که تأمین مالی فیلمها دشوارتر شده، بسیاری از فیلمسازان ناچار به تولید آثاری شدهاند که بتوانند از طریق گیشه، سرمایه اولیه خود را بازگردانند.
این مسأله موجب افزایش تولید فیلمهای عامهپسند، کمدیهای سطحی و آثار تجاریای شده است که بیش از آنکه دغدغه هنری داشته باشند، معطوف به تأمین منافع اقتصادی هستند. از سوی دیگر، بخشی از سینمای ایران به بازتاب مستقیم بحرانهای اقتصادی در بطن روایتهای اجتماعی پرداخته است.
افزایش فیلمهای با درونمایه فقر، اختلاف طبقاتی، مهاجرت، بیکاری و فروپاشی خانوادگی، نشان از آن دارد که سینماگران مستقل، بهرغم مشکلات مالی، تلاش کردهاند بازتابدهنده دردهای جامعه باشند. این روند را میتوان نوعی واکنش اجتماعی سینما به شرایط بحرانی دانست که در سالهای اخیر به ویژه در جشنوارههای بینالمللی نیز مورد توجه قرار گرفته است.
رکود اقتصادی و چالشهای اکران
رکود اقتصادی، نه تنها فرآیند تولید، بلکه نظام پخش فیلم را نیز دستخوش تغییرات اساسی کرده است. افزایش هزینههای تبلیغات و کاهش قدرت خرید مردم، موجب شده است که بسیاری از فیلمها از فروش مطلوبی برخوردار نباشند.
علاوه بر این، شرایط اقتصادی موجب شده است که فرصت اکران برای بسیاری از فیلمها محدودتر شود. سالنهای سینما ترجیح میدهند به نمایش فیلمهای تضمینشده با مخاطب عام بپردازند و آثار مستقل و هنری، فرصت چندانی برای نمایش گسترده پیدا نمیکنند.
این وضعیت باعث شده است که جریان اصلی سینمای ایران به سمت فیلمهای تجاری سوق پیدا کند، در حالی که فیلمهای جدی و اندیشهمحور، بیش از پیش به حاشیه رانده شدهاند.
تغییر رفتار مخاطبان و تهدید استریمینگ
افزایش هزینههای زندگی و کاهش درآمد سرانه، موجب شده است که سینما رفتن از سبد تفریحات بسیاری از خانوارها حذف شود. این کاهش تقاضا، بهویژه برای فیلمهای غیرتجاری، ضربهای جدی به اقتصاد سینما وارد کرده و بسیاری از سینماگران را در تأمین هزینههای تولید با مشکل مواجه ساخته است.
همچنین، در این شرایط، گسترش شبکههای نمایش خانگی و افزایش محبوبیت پلتفرمهای استریمینگ، نقش سینما به عنوان یک رسانه جمعی را تا حدی تضعیف کرده است. بسیاری از مخاطبان ترجیح میدهند بهجای هزینه کردن برای بلیت سینما، فیلمها را در خانه تماشا کنند.
این تغییر رفتار، ساختار اقتصادی سینما را بیش از پیش شکننده کرده و باعث شده است که سرمایهگذاران، تمایل کمتری به ورود به این حوزه داشته باشند.
راهکارهای برونرفت از بحران
سینمای ایران در وضعیت شکنندهای قرار دارد که بقای آن، مستلزم اتخاذ سیاستهای حمایتی و اصلاحات ساختاری است. اگرچه سینمای ایران نشان داده است که در برابر مشکلات اقتصادی تابآوری دارد و همچنان به تولید ادامه میدهد، اما بدون ایجاد یک نظام پایدار اقتصادی، تضمین آینده این صنعت دشوار خواهد بود.
برای برونرفت از این بحران، حمایت دولت از تولیدات مستقل، تسهیل سرمایهگذاری در سینما و بازنگری در سیاستهای اکران ضروری به نظر میرسد. در غیر این صورت، سینمای ایران ممکن است به سمت یک انحصار اقتصادی حرکت کند که در آن تنها فیلمهای تجاری و پرمخاطب مجال بقا داشته باشند و فیلمهای هنری و اجتماعی، بیش از پیش در حاشیه قرار بگیرند.
سینمای ایران، با وجود تمام مشکلات، همچنان یکی از مهمترین بسترهای فرهنگی و اجتماعی کشور است. آنچه که میتواند این هنر-صنعت را از بحران نجات بدهد، نهتنها اصلاحات اقتصادی، بلکه بازگشت به رویکردهای هنری و محتوایی اصیل و توجه به سینمای مستقل و اندیشهمحور در ابعاد جهانی است.
نویسنده: سعید هنرمند | روزنامه اعتماد