آنها به خودشان شلیک می کنند

«آدمکش آمریکایی»، خیلی دلش می خواهد فیلمی جدی و اکشنی شبیه به سری جک ریچر و یا جیسون بورن باشد ولی متاسفانه از پس ساده ترین قوانین فیلم های اکشن هم بر نمی آید و مانند یک کتاب قصه کودک در تمام مدت زمان 100 دقیقه خود ظاهر میشود. موضوع ضد ایرانی فیلم که پیرامون توافق هسته ای می گردد، با وجود مطرح بودن در بین محافل خبری و رسانه ها، نتوانسته کمکی به وضعیت اکران آن کند و تبدیل به یکی از بزرگترین شکست های تجاری سال 2017 شده است. شکستی که نشان دهنده عدم همراهی تماشاگر آمریکایی با فیلم هایی مثلا سیاسی چون آدمکش آمریکایی است که بسيار غرض ورزانه و خصمانه بدون تفکر فیلمی را می سازند و روانه پرده سینما می کنند، غافل از اینکه مخاطب هوشمند سینما نه با داستان دروغین فیلم خوب تا می کند و نه بر فرض باورپذیر بودن روایت فیلم با نقاط ضعف بی شمار آن خود را سرگرم می کند.
رپ (با بازی دیلن برایان)، مرد جواني است که با نامزد خود به تعطیلات رفتهاند و قصد دارند به زودی ازدواج رسمی خود را تدارک ببینند. در بین سفر، تمامی مسافران لب ساحل دریا مورد حمله تروریسی یک عده قرار میگیرند و بيشتر آنها در این عملیات تروریسی که بعدها میفهمیم توسط داعش صورت گرفته، کشته میشوند. ماجرا در اینجا به چند سال بعد می رسد، زمانی که رپ جزو ماموران سیا شده و با نفوذ در سیستم داعش می تواند مرکز فرماندهی آنها را در لیبی نابود کند و سپس به فردی کارکشته و بازنشسته سیا سپرده می شود تا با تعلیمات نظامی سختگیرانه بتواند در پروژههای بعدی سازمان شرکت کند. پروژه هایی که با جلو رفتن فیلم، نام کشور ایران در آن چشم می خورد و وزیر دفاع و فرمانده ارتش ایران که مخالف توافق برجام هستند، سعی در انتقال پلوتونیوم برای ساخت بمب هستهای به منظور نابودی آمریکا دارند! بحث از کلمه ایراد داشتن در فیلمنامه گذشته و باید آن را فاجعه نامید. جدا از باور ناپذیر بودن و ضد ایرانی و خصمانه بودن فیلم، باگ های ریز و درشتی در آن وجود دارد که ذره ذره فیلم را به نابودی میکشاند. عدم اطلاع و آگاهی سازندگان از کشور ایران و ایرانیان منجر به وجود موضوعات خنده داري در نشان دادن اشخاص ایرانی در فیلم شده که مساله جدیدی در سینمای هالیوود نیست. با وجود بودن چند بازیگر ایرانی (از جمله شیوا نگار که در حقیقت یک مدل است تا بازیگر) در بین کادر بازیگری فیلم، معلوم نیست چرا هیچ کدام این مشکلات به سازندگان اطلاع داده نشده است. مشکلاتی مانند اينكه، کمتر پیش می آید فردی مذهبی، نام بهروز را یدک بکشد و یا اینکه فرمانده ارتش ایران، یک آدم فکل کراواتی و6 تیغ شده مثل زمان طاغوت نیست. لهجه بد بازیگرانی که فارسی حرف می زنند و بازی بدتر آنها، ضربه بزرگی به بدنه فیلم زده که برای ما ایرانی ها قابل چشم پوشی نیست، به ویژه اینکه تمام آنها در ماجرایی ضد ایرانی روایت میشود. بگذریم از اینکه خود سازندگان و نویسندگان آمریکایی اثر نيز در آخر دشمن اصلی را یک آمریکایی رانده شده از سوی سیا معرفی می کنند و ایرانیان را بازیچه وی نشان می دهند، مساله ای که باز هم نشان دهنده این است که دشمن نهايي این ملت خودشان هستند و بس؛ نه توهمات و ملتی دیگر.
جدا از مشکلات اینچنینی، خود شخصیت رپ یک کلیشه تمام عیار هالیوودی است. شخصیت رپ به هیچ وجه اصالت ندارد و چكيدهاي از کاراکترها و قهرمانان سینمای اکشن دست دو هالیوود است. بازیگر آن برعکس شخصیت رپ در نسخه کتابی فیلم، بسیار جوان بوده و نتوانسته بیشتر از نقش قبلی خود در فیلم «دونده هزارتو» پا را فراتر بگذارد و همان کاراکتر را در این فیلم نيز دوباره بازی کرده است. نحوه تبدیل شدن او از یک جوانک عاشق پیشه به یک مامور کارکشته سيا نیز به هیچ وجه با عقل سلیم جور در نمی آید و در فیلم هم اشارهاي به آن نشده است. در تمام فیلمنامه سعی نشده به این شخصیت که نقش اصلی را بر عهده دارد، ذره ای بیشتر پرداخته شود و به یکباره او را قهرمان بی چون و چرای دنیای فیلم کرده است؛ قهرمانی که شبیه به یک سوپرقهرمان است چرا که هر کاری که فکرش را بکنید از دست او بر می آید. همین امر شخصیت پردازی وي را احمقانه تر از رپ داخل کتاب ها کرده است. یا نقش مربی او که مایکل کیتون آن را بازی میکند، شبیه تمام استادان فیلم های اینچنینی ساخته شده و کیتون که به تازگی توانسته بود خودش را دوباره به اوج دنیای بازیگری اش برساند، با سر به زمین خورده است. به بازی اغراق شده وی در زمانی که در بند اسارت در آمده است بنگرید تا متوجه این قضیه بشوید. صحنه های نبرد و تعقیب گریز در فیلم با بدسلیقگی هرچه تمام تر فیلمبرداری شده اند و تدوین آشفته آن به جای بهتر ساختن فیلم، آن را بسیار مشوش وحوصله سر بر کرده است. فیلم، اولی ترین و اصولی ترین فرمول آثار اکشن را در برندارد و سکانس ها بسیار شبیه به هم ساخته شدهاند. گویی که کارگردان هیچ هنری در چنته ندارد تا بتواند چرخه فیلم را بچرخاند و آن را به جلو ببرد. شاید تنها نکته مثبتی که بتوان از این اکشن دست سوم هالیوودی گرفت، ساخت جلوه های ویژه در چند دقیقه پایانی فیلم باشد. آنجا که بمب اتمی در اعماق اقیانوس منفجر میشود و فاجعه اتمی این بمب به زیبایی نشان داده میشود و بیننده را در جای خود میخکوب می کند. این انفجار مهیب که منجر به نابودی ناوهاي آمریکایی میشود، توسط نقش منفی اصلی فیلم که خود یک جوان آمریکاییاست صورت میگیرد و به نوبه ای نشان دهنده خرابی ها و فجایع بار آورده دولت آمریکا بر سر ژاپن در زمان جنگ جهانی است. فیلم آدمکش آمریکایی همان طور که از اسمش بر می آید، داستان و روایت جنگ ملت آمریکا با خودشان است و این وسط از اسم ایران و نام ایرانیان در فیلم به خاطر صحبت ها و اتفاقات اخیر سوءاستفاده شده است. سوء استفاده ای که متاسفانه برعکس جواب داده و تبدیل به یک تیر خلاص شده است.
به جرات میتوان گفت که این فیلم باعث نابودی ساخته شدن آثار دیگری از روی سری کتاب رپ (که 15 جلد است) شده و پرونده این سری را برای همیشه میبندد زيرا همانطور که گفته شد، نه در گیشه موفق بود و نه در بین نظر منتقدان. این بازی دو سر باخت، تبدیل به فیلم خسته کننده و ملال آوري شده که نوعي خودکشی آمریکایی را در سینمای هالیوود رقم زده است.