جستجو در سایت

1396/09/28 00:00

پرسشی از "بادیگارد"

پرسشی از

 


پرسشی از "بادیگارد"
"بادیگارد" جدید ترین ساخته حاتمی کیا است که در جشنواره سی و چهارم به نمایش درآمد و از نوروز ۹۵ نیز در حال اکران می باشد. این فیلم راوی داستان زندگی یک محافظ و رزمنده قدیمی حاج حیدر (پرویز پرستویی) است که از اوایل انقلاب وظیفه محافظت از شخصیت های سیاسی داخلی و خارجی را بر عهده داشته. طی یک ماموریت –محافظت از معاون رییس جمهور وقت- با یک حمله تروریستی انتحاری، آقای معاون به شدت مجروح شده و حاج حیدر نیز دچار بحران روحی می شود و از طرفی نیز مورد بازخواست مقامات امنیتی قرار می گیرد بعد از این گره، داستان ادامه پیدا می کند.
"بادیگارد" طبق معمول فیلم های دیگر ابراهیم حاتمی کیا فیلمی خوش ساخت است و به تمامی، همه نشانه های فیلمسازی او را از لحاظ ساختاری، معنی و مضمون دارد "بادیگارد" شاید نشان از حال و روز اکنون سازنده اش دارد. "بادیگارد"یک سرگردان است که نمی داند چه می خواهد شعار می دهد، اما راه حلی ندارد حتی در صورت مسئله نیز حیران است.
حاتمی کیا نام فیلم خود را "بادیگارد" می گذارد اما ساخته و پرداخته ی خودش (حاج حیدر) جوابش را می دهد که "من بادیگارد نیستم محافظم" !! این دوگانگی از شخصیت فیلمساز آغاز و به درون فیلم جاری می شود اما در همین حال وی در آن چه می خواهد بگوید ماهرانه و استادانه عمل می کند برای مثال این سه نما را در نظر بگیرید در سکانسی (فلش بک) حاج حیدر را در کنار شهید رجایی در ماشین (بنز) می بینیم بعد بنز قدیمی متعلق به شهید رجایی پس از سال ها برای قدر دانی به حاج حیدر هدیه می شود و در آخر حاج حیدر و همسرش به وسیله همان بنز جان یک دانشمند هسته ای را نجات می دهد.
اکنون دو نما که بار معنایی دیگری دارد را مرور می کنیم نمای اول رئیس حاج حیدر (امیر آقایی) یک قاب عکس از شهید بهشتی را به او نشان می دهد و با تاکید می گوید: "ما دیگر در این زمان زندگی نمی کنیم" و قاب تصویر دست چپ را نشان می دهد در حالی که قاب عکس آقای روحانی را بالا گرفته و باز هم با تاکید می گوید:" ما در این زمان زندگی می کنیم." در مقایسه ی این رشته نماها تاویل ها و تفسیرهای متعددی می توان نمود که نگارنده از آن عبور می کند و بر نکته اصلی آن یعنی این که این رویدادها در دولت یازدهم روی می دهد انگشت می گذارد. تا اینجا به نظر می رسد فیلمساز قصد روایت تم اصلی بسیاری از فیلم های خود یعنی مظلومیت و عدم درک قهرمان تکراری خود از طرف جامعه و مسئولین اجرایی کشور را دارد اما به جای این تم یک نوع سرگردانی در فیلم وجود دارد که ناشی از سرگردانی ذهنی خود حاتمی کیا است و آن را به قهرمانش تزریق می نماید. شاهد آن هم دروغ و فریب بزرگی است که در این فیلم جاری می باشد. آیا به راستی فیلمساز باهوش و اهل فکری همچون او زمان را گم کرده است؟ آیا ترورهای هسته ای در زمان رییس جمهور روحانی روی داده است؟ رییس دولت دهم و قاب عکس او کجاست؟ آیا گفتار وکردار رئیس دولت قبل در این رویدادها جایی ندارد؟ چرا فیلمساز به این روشنی چشمان خود را می بندد و از آن دوران پرش می کند؟
مسئولیت مستقیم آنچه در قاب تصویرمی آید و آنچه نمی آید با فیلمساز است. وی باید درباره ی آنچه ساخته پاسخگو باشد. در ابراز نظراتش صراحت داشته باشد و رعایت انصاف و صداقت را بنماید که به نظر می رسد "بادیگارد" هیچ کدام از این ها را ندارد.
زهره نبی زاده – کارشناس ارشد سینما

چاپ شده در روزنامه آفتاب یزد - 7 اردیبهشت 1395