شما را میبلعد

ترجمه اختصاصی سلام سینما
هیچ اکرانی در ونیز امسال به اندازه فیلم بیوگرافی تجربی مرلین مونرو اثر اندرو دومینیک مورد گمانهزنیهای داغ و پرحاشیه قرار نگرفت. در ژانویه، موارد اقتباسی از این دهه از رمان جویس کارول اوتس در سال 2000 انجام شده است که توسط انجمن تصویر متحرک آمریکا گواهی NC-17 را هم دریافت کرده بود – که رتبهای از سیستم درجهبندی فیلمها میباشد که است که برای گرافیک جبرانناپذیر و غمانگیز در نظر گرفته شده است. (هیچ فرد دارای ۱۷ سال سن و کمتر پذیرفته نمیشود. فقط بزرگسالان. کودکان اجازه تماشا ندارند)
انتخاب بازیگر کوبایی - آمریکایی، آنا دی آرماس، تعجب برخیها را برانگیخت، به ویژه زمانی که پیش نمایش فیلم تأیید کرد که او از لهجه طبیعی خود استفاده خواهد کرد. صحبتهای تند دومینیک در مصاحبهها که گفت، «اگر تماشاگران آن را دوست ندارند، این مشکل مخاطبان است» که گویا به نظر میرسد که تماشاگران جشنواره فقط برای کوبیدن و انتقاد اثر آمدهاند؛ بنابراین وقتی در اوایل این ماه شایعاتی در لیدو، مبنی بر اینکه فیلم حاوی نه یک پلان، بلکه دو پلان است که در آن دوربین مستقیماً از کانال تولد مونرو بیرون را میبیند، منتشر شد، هیچکس غافلگیر نشد.
وقتی اندرو دومینیک، نویسنده و کارگردان ادعا کرد که فیلم بلوند، فیلم توهمآمیز زندگینامهای او از مرلین مونرو، در تالار آینهها، «همه را میرنجاند»، این یعنی دست کم گرفتن نیست. امسال هیچ فیلمی بیشتر از فیلم او مورد تجزیه و تحلیل قرار نگرفته و یا به عنوان یک فیلم تفرقهافکن ثابت نشده است. برخی بلوند را - که بر اساس رمان داستانی تاریخی جویس کارول اوتس در مورد این نماد ساخته شده است - به دلیل آزادی واقعیت یا کنار گذاشتن دستاوردهای مونرو به نفع معرفی او به عنوان نمادی برای تأثیرات ماندگار سوءاستفاده در دوران کودکی، سرزنش کردهاند. برخی دیگر اشاره کردهاند که مونرو در طول هجوم بیامان بدبختی در فیلم هیچ استقلالی ندارد و از او صرفاً به عنوان ظرفی برای فتیش استفاده میکند و این سوال را مطرح کردهاند که آیا فردی که به ظاهر در زندگی او چنین استثماری از او شده است، آیا بیش از 60 سال پس از مرگش همچنان مورد توجه قرار میگیرد.
چقدر بیدریغ است؟ خوب، صحبت کانال تولد (birth) درست معلوم شد. اما دومینیک، کارگردان استرالیایی فیلمهای Killing them Softly و The Assassination of Jesse James، میگوید که هیچ تحریککنندهای بیکار نیست و پلانهای مورد بحث - در طی دو صحنه طاقتفرسای سقط جنین - به ایده اصلی فیلم مونرو بهعنوان کاری که باید انجام میشد، پی بردند. اما همانطور که مخاطبانش خواستند حذف شد.
بلوند یک الویس یا حتی یک اسپنسر نیست - درام پرافتخار دیانا اثر پابلو لارین است که سال گذشته سروصدای مشابهی در لیدو ایجاد کرد. شاید از نظر فرم به فیلم I’m Not There، فیلم باب دیلن در سال 2007 اثر تاد هاینز نزدیک باشد که شش دیدگاه متضاد را در مورد موضوع معروف خود ارائه داد. بلوند رویکردی مشابه دارد و داستان زندگی مونرو را به تکههایی خرد میکند که هر کدام سرد و درخشان هستند و به اندازهای ناهموار هستند که خون به پا میکنند.
اگر منتظر یک بیوگرافی دقیق و چندوجهی از مونرو هستید، به شدت از فیلم بلوند ناامید خواهید شد، چرا که به جز تفسیر سطحی فرویدی [مثلا] «مسائل بابا» چیز زیادی برای گفتن در مورد این ستاره ندارد. با این حال، این فیلم بهعنوان یک ترس روانشناختی یا تب یا رویا در مورد اینکه کسی در حال باز کردن است، و اینکه شهرت مثل ماسکی است که چهره را میخورد، به طور سرگیجهآوری جسورانه است.
در قلب فیلم یک اجرای لرزاننده و خام از آنا د آرماس در نقش مونرو دیده میشود که نه تنها شباهت وحشتناکی به او دارد، بلکه به خصوص در فیلمهای قدیمی که با دقت بازسازی شدهاند، شکاف بین نورما جین تسخیر شده و شکار شده و پراکسید زندان بت او میشود. در طول یک صحنه در مقابل آینه، او از نظر عاطفی پریشان است و دعا میکند تا خودِ دیگر او، او را به دست بگیرد، زیرا تبدیل به ستارهای میشود که همه میشناسیم. لبخند مگاواتی آشنای او که برای دوربین آماده است، ناگهان شیطانی و دیوانه به نظر میرسد.
نقش نورما جین جوان را لیلی فیشر 12 ساله بازی میکند که دومینیک مانند یک ستاره کودک دوران صامت او را کارگردانی میکند. او با صراحت دلخراش جکی کوگان در فیلم بچه چارلی چاپلین گریه میکند. مادر ناپایدار نورما (یک جولیان نیکلسون تند و تیز) یک فانتزی از شاهزاده خوشتیپ را درباره پدر غایب دختر مینویسد: او ادعا میکند که مرد یک بت ماتینی بود و عکس مردی متین و سایهدار را بالای تخت اسپارتان دخترش آویزان میکند.
اولین ازدواج قبل از شهرت مونرو کاملاً نادیده گرفته میشود: وقتی فیلم دی آرماس را معرفی میکند، او در حال تبدیل شدن به یک مدل پین آپ موفق است که توسط هالیوود شکار شده است. مصاحبه با رئیس استودیو به یک تجاوز عجولانه و بدون کلام ختم میشود. ناظران در یک استماع، با عکسبرداری اعصاب خردکن، کلوزآپ برگمانی (کارگردان سینما - سوئدی)، زمزمه میکنند که اجرای اشکآور او مانند «تماشای یک بیمار روانی» بود.
برخی مطمئناً با نمایش فیلم از مونرو به خاطر اینکه یک فیلم بی قدرت و یک استثمار بیامان است، مخالفت خواهند کرد. مرلین، در اینجا، کمتر شخصیتی است که با دقت ساخته شده است و بیشتر یک تغییر منفصل است. در یک لحظه ناامیدکننده، او اساساً برای انعکاس خود برای رسیدن به قدرت دعا میکند، در حالی که یک میکاپ آرتیست که مشغول کامل کردن چهره خود است، میگوید: «او میآید ... او تقریباً اینجاست.» اما د آرماس تنش بین سطح بیعیب و نقص مونرو و خود درونی تکه تکه شده را با دقت روانشناختی خارقالعاده و عمق واقعی احساسات به تصویر میکشد. او نه تنها به آن قسمت نگاه میکند، بلکه میفهمد که آن قسمت توجهها را از بین میبرد. (همچنین، در عرض چند دقیقه، تأکید در فیلم حذف میشود.)
در سرتاسر فیلم، دومینیک فیلم را برش میدهد تا با وضعیت روانی مونرو مطابقت داشته باشد، بین رنگهای، تک رنگ و رنگی تغییر میکند و نسبتهای تصویر را برای نشان دادن زندگی درونیاش تغییر میدهد. نتیجه این احساس را به ما میافزاید که هرگز مطمئن نیستیم به چه چیزی اعتماد کنیم، یا چیزی که میبینیم واقعی است یا خیر، و تضمین میکند که علیرغم زمان اجرای 166 دقیقهای آزمایش مثانه، ما احساس ناامیدی میکنیم، و ظلم ظالمانه، به همراه یک موسیقی مسحورکننده از نیک کیو و وارن الیس همراه میشود.
فیلم با نورما جین جوان شروع میشود که با مادر بیمار روانی خود (جولیان نیکلسون) زندگی میکند و او را در حالی که در آتش میسوزد به هالیوود میراند - استعارهای سنگین از Tinseltown - در تلاش برای ماندن با پدر غریبهاش، قبل از اینکه تلاش کند او را در یک حمام سوزان غرق کند، با تبدیل شدن به مرلین مونرو، او بیشتر مورد آزار قرار میگیرد، از مدیرانی که او را چهرهای زیبا میدانند تا یک بازیگر جدی، از عاشقانه (با چارلی چاپلین جونیور و ادوارد جی رابینسون جونیور)، تا شوهران (یک جو دی ماجیو خشونتآمیز) به مأموریتهای دارویی با یک رئیس جمهور (JFK). به عنوان اولین فیلم نتفلیکس با رتبه NC-17 که یک فیلم تزلزلناپذیر است، از جمله یک صحنه خوب گزارش شده از دیدگاه کانال تولد که او در طول یک سقط ناخواسته، صحنه پر است از صحبت کردن او جنین.
دومینیک از ذخیره عظیم عکسهای ژست و صریح مونرو به عنوان موضوع الهامبخش صحنههای فردی استفاده میکند: با زنده کردن آنها، گویی آن تصاویر فتیش شده را دوباره به طبیعت رها میکند. (آدرین برودی – که فوقالعاده در نقش آرتور میلر ظاهر شد - به نظر میرسد که میتوانست از اینها بیرون برود.)
این ساعت آسانی نیست و یک حس ماندگار از فیلم وجود دارد که سعی میکند اثر خود را داشته باشد. این نکته بر این نکته تأکید میکند که مهارت بازیگری مونرو بدون تمرکز بر هنر او نادیده گرفته شده است. بهجای اینکه تواناییهایی را که در فیلم Some Like It Hot نشان بدهد، روی رفتار دشوار او در صحنه فیلمبرداری متمرکز میشود. از او شکایت میکند که بیخبر با او به عنوان «یک تکه گوشت» رفتار میشود، در حالی که دوربین اغلب روی بدن برهنه دی آرماس درنگ میکند و شما را متعجب میکند: آیا ما شاهد اثرات زنستیزی هستیم یا لااقل با این تفکر در این فیلم همراهی شده است؟ برخی از مصاحبههای به ظاهر مشکلساز که توسط دومینیک صورت گرفته است به این امر کمکی نکرده است. اما در اجرای دی آرماس انسانیتی وجود دارد که استثمار را از بین میبرد و با غوطهور کردن ما در مرکز روانی که به آرامی در حال از هم گسیختگی اوست، تجاوزی جاهطلبانه در برابر سلیقه خوب وجود دارد. مانند هر اثر ترسناک موثر دیگری، فیلم بلوند مدتها پس از پخش تیتراژ شما را ناآرام میکند.
بازسازی لحظات فیلم کلاسیک نیز در این فیلم وجود دارد، اما هرگز برای لذت نوستالژیک نیست. در طول سکانس Diamonds Are a Girl's Best Friend از Gentlemen Prefer Blondes، ما مرلین را میبینیم که روی صفحه نمایش انگار یک غریبه است، در حالی که فیلمبرداری صحنهای از Some Like It Hot – de Armas از فیلم اصلی بریده شده است. در کنار تونی کورتیس - لحظهای برای او میشود که به تلخی در مورد از دست دادن جنین و بارداری اخیر فکر کند. به طور طبیعی لحظه بالا رفتن دامن، در مجموعه فیلم The Seven Year Itch نیز ظاهر میشود، اما دومینیک لباس را به آرامی و با یک حالت شوم نشان میدهد که مثل یک کلیپ حلقهای از آزمایش اتمی، بارها و بارها به سمت بالا و بیرون حرکت میکند.
فیلم بلوند بسیار جدی و جدی است و تقریباً به خطا میرود: شما ترجیح میدهید تعجب کنید که پس از اکران محدود آن در نتفلیکس، چند بیننده در خانه آن را تا آخر نخواهند دید. با این حال، در سینما، مثل یک رویای ناآرام، یکباره خیلی آشنا و به شدت غیرواقعی، شما را میبلعد.
منبع: تلگراف
مترجم: وحید فیض خواه
بلوند Blonde (2022)
تاریخ اکران: 16 سپتامبر 2022
کارگردان: اندرو دامینیک
نویسنده: اندرو دامینیک
توزیعکننده: نتفلیکس
بازیگران: آنا دی آرماس، آدرین برودی، بابی کاناوله، جولیان نیکلسون، توبی هاس، سارا پکستون، دیوید وارشوفسکی، خاویر ساموئل، گرت دیلاهانت، اسکوت مکنری، لوسی دویتو
فیلمبردار: چیز اروین
تدوین: آدام رابینسون
موسیقی: نیک کیو، وارن الیس
خلاصه داستان: این فیلم برداشتی از زندگی مرلین مونرو، ستارهی فقید هالیوود در دههی 70 است که بر اساس کتابی از «جویس کارول اوتس» ساخته شده است.