در حسرت مخمصه بودن

در «دشمنان ملت» مایکل مان بار دیگر به سراغ پرداخت موقعیتی مشابه آنچه در «مخمصه» به تصویر کشیده بود میرود؛ رویارویی دزد و پلیس اسطورهای که هر دو به اصول کاری خود اعتقاد دارند و تا پای جان از آن دفاع میکنند. در «مخمصه» رابرت دنیرو به عنوان دزدی هوشمند، زیرک و البته پایبند به برخی اخلاقیات در یکسوی ماجرا قرار داشت و در سمت مقابل آل پاچینویی قرار میگرفت که به عنوان پلیسی خستگیناپذیر در لحظه لحظهی زندگیاش برای برپایی عدالت و به سزای عمل رساندن مجرمان فعالیت کرده بود. در این تقابل به یاد ماندنی هر یک از این دو بدون دیگری ناکامل جلوه میکرد و انگار وجودشان به وجود یکدیگر وابسته بود، همانطور که در بهترین آثار قهرمان محور در مدیومهای مختلف وجود پروتاگونیست به آنتاگونیست وابسته است و نه بتمنی بدون جوکر وجود دارد و نه هری پاتری بدون لرد ولدمورت.
«دشمنان ملت» قرار است در مسیر ترسیم چنین جنس از تقابلی حرکت کند، با این وجود موفق نمیشود به کیفیت «مخمصه» نزدیک شود و ضربهی اصلی را از سمت پلیسِ ماجرا میخورد. فیلم داستان زندگی جان دیلینجر، سارق مشهور بانک در دهه 30 را روایت میکند که با وجود تلاشهای رسانهی رسمی برای معرفی او به عنوان دشمن شماره یک مردم، در فرهنگ عامه جایگاهی اسطورهای پیدا کرده بود و پس از مرگش نیز این جایگاه را حفظ کرد. جانی دپ به عنوان یکی از غولهای بازیگری سینمای آمریکا و با توجه به ویژگیهای خاصی که در بازیهایش مشاهده میشود، به نظر انتخاب مناسبی برای "جان دیلینجر بودن" است. با این وجود در سمت مقابل فیلمساز کریستین بیل را در قامت پلیسی به نام ملوین پرویس معرفی میکند که از سوی رئیس اف بی آی به عنوان مسئول دستگیر کردن دیلینجر انتخاب میشود. نه جزئیات پرداخت به این نقش در فیلمنامه آنقدر کافی و ریزبینانه است و نه کریستین بیل آنچنان بازیگر بزرگیست که بتواند پرویس را از قهقرای تبدیل شدن به پلیسی کلیشهای نجات دهد. در واقع رابطهی تقابلی دزد/پلیس داستان که محوریت اصلی درام را شکل میدهد، نه مانند «مخمصه» رابطهای حرفهای و بر پایهی احترام است و نه به طور کلی تبدیل به کششی جذاب برای مخاطب فیلم میشود. فرمول کلی روایت هم به این شکل است که دیلینجر به روال سنت فیلمهای اینچنینی همواره یک قدم از پلیسها جلوتر است، مگر در پایان که محکوم به شکست خوردن است و توسط آنها شکار میشود.
با وجود اینکه به واسطهی بازی بینقص جانی دپ، شخصیت دیلینجر در وضعیت بهتری سنبت به همتای پلیسش قرار دارد، اما او نیز در حد و اندازههای یک گنگستر واقعی – مثلا در قیاس با تونی مونتانا در هر دو نسخه فیلم «صورت زخمی» هاوارد هاکس و برایان دیپالما – نشان نمیدهد. در این میان بخش اصلی درام اثر به رابطهی دیلینجر با دختری به نام بیلی (ماریون کوتیار) بر میگردد که ثابت میکند مایکل مان مرد ساختن لحظات رومانتیک و عاشقانههای عمیق نیست. عشق به ظاهر جاودانهی آنها با تعجیلی غیرضروری پرداخت میشود و هیچ نوع درنگ دراماتیک و فرصتی برای این عشق در فیلمنامه تعبیه نشده است.
با این وجود جذابیت «دشمنان ملت» نه به واسطهی پرداخت شخصیتها یا درام و پیرنگ که به دلیل تک موقعیتهاییست که مایکل مان در ساختن آنها استاد است. بررسی کارنامهی او نشان از تبحرش در ساخت آثار Heist Movie (فیلم سرقت) دارد. مان در ساخت صحنههای سرقت مسلحانه از بانک چیره دستانه عمل میکند. با اینکه در اینجا مسئلهی اصلی نه سرقت بلکه شخصیت دیلینجر و اکتها و رفتارهای اوست، اما در نهایت سرقتها جذابند و اکشنها سرگرمکننده. دیلینجر در حین سرقت پای اصول خود میماند و فقط اقدام به سرقت از بانک میکند و با پول مردم کاری ندارد. او که تلویحا در دوران رکود اقتصادی شدید آمریکا، بانکها را یکی از مقصرین اصلی میداند، با این کار خود وجههی خوبی بین مردم کسب کرده و خود را نوعی رابین هود مدرن معرفی میکند.
علاوه بر سرقتها که بد در نیامدهاند، سکانس کشته شدن دیلینجر نیز یکی از جذابترین لحظات فیلم است. سکانسی که هستهی اصلی آن مطابق با واقعیت شکل گرفته و به واقعهی کشته شدن دیلینجر به دست پلیس، پس از خروج از سینما میپردازد. او به تماشای فیلم «ملودرام منهتن» اثر دبلیو اس وان دیک میرود که فیلمی گنگستریست و کلارک گیبل به عنوان نقش اصلی در آن به ایفای نقش میپردازد. لحظاتی که جانی دپ به قامت کلارک گیبل – که از لحاظ ظاهری گریمی مشابه به او دارد – بر پردهی نقرهای چشم میدوزد و انگار به همسانسازی خود به عنوان سارقی مشهور با تصویر روی پرده فکر میکند، از دیدنیترین لحظات فیلم است.
با تمام اینها شخصیت اسطورهای دیلینجر و ماجرای سرقتها و در نهایت دستگیریاش پتانسیل سینمایی غریبی دارد که به نظر میرسد مایکل مان چندان که باید و شاید قدر آن را ندانسته است. «دشمنان ملت» در بهترین حالت فیلمیست که حال مخاطب را بد نمیکند و البته که پس از تماشایش نیز کمتر لحظاتی از آن در یادها میماند.