قدرت زنان علیه هاروی واینستاین

ترجمه اختصاصی سلام سینما
اگر شما هم مثل من فکر میکنید فیلم "همه مردان رئیسجمهور" یکی از هیجانانگیزترین فیلمهایی است که تا به حال ساخته شده، جالب است بدانید که این فیلم در سال 1976 اکران شده است، تنها چهار سال پس از رسوایی واترگیت. ماجرای فساد و سقوط ریچارد نیکسون همه جا را پر کرده بود؛ ولی با این حال تمام لحظات همه مردان رئیسجمهور مملو از کشف موضوعات جدید بود. به همین دلیل است که این فیلم را میتوان بارها و بارها تماشا کرد. وقتی که از داستان و خبری به آن بزرگی یک درام خبرنگارانۀ سینمایی درست میشود، باید نسخهای از همان احساس را به شما منتقل کند. "اسپاتلایت (افشاگر)"، ساختۀ 2015 و برنده اسکار- با موضوع آشکارسازی کودکآزاری بوستون گلوب در کلیسای کاتولیک- به خوبیِ همه مردان رئیسجمهور نبود اما این فیلم هم همان حس اکتشافی را داشت؛ از این نظر که نه تنها رفتار وحشتناک کشیشهای سوءاستفادهگر، بلکه اومرتا (قانون سکوت) کلیسا را نیز به تصویر کشیده است.
با توجه به این موضوع، مسیر برای فیلم "او گفت" دشوار است؛ درامی حیرتانگیز از پردهبرداری نیویورکتایمز از رسوایی هاروی واینستاین در سال 2017. مانند واترگیت، فاش شدن جنایات واینستاین – نه تنها آشکارسازی هیولا بودن یک مغول سینمایی، بلکه تمام سیستم پنهانکاری و انکاری که در زمینه آزار و سوءاستفاده جسمی بر درون و بیرون از هالیوود حکمفرما بود – داستانی بود که تمام دنیا را تکان و تغییر داد. طنین این داستان همچنان توجهها را به خود جلب میکند؛ خود واینستاین که اکنون در حال گذراندن محکومیت 23 سال زندان است، حتی محاکمه خود را تمام نکرده است. بنابراین شاید تعجب کنید که او گفت دقیقاً چگونه میخواهد احساس این داستان را مانند زمانی که هنوز هیچ کجا پخش نشده بود به تصویر بکشد.
تیتر خبر واضح، مختصر و نفرتانگیز بود: "هاروی واینستاین دههها شاکیان آزار جسمی را خریده است." این ماجرا، نوشتۀ گزارشگران نیویورکتایمز مگان توهی و جودی کانتور، در پنجم اکتبر 2017 منتشر شده و شامل این جزئیات بود که چگونه تهیهکننده قدرتمند و یکی از بنیانگذاران میرامکس خود را چند دهه از شر اتهامات آزار و سوءاستفاده جسمی خلاص کرده است. این دو گزارشگر با دستیاران سابق واینستاین، بازیگران زن برجستهای که با او همکاری داشته و دیگر افرادی که در صنعت فیلمسازی مشغول بودند صحبت کرده و سعی در یافتن گروه وکلا، کارمندان و مشاورانی بودند که از این مغول هالیوودی محافظت کردهاند. گزارش توهی و کانتور نه تنها به قربانیان واینستاین برای جبران خسارت و فریادرسی کمک کرد، بلکه باعث شعلهور شدن جنبشی فراگیر نیز شد.
او گفت، به نویسندگی ربکا لنکوویچ و کارگردانی ماریا شرادر (بر اساس کتابی با همین نام و به قلم جودی کانتور و مگان توهی) موفقیت خود را با دست گذاشتن بر چیزی به دست میآورد که همیشه بخشی اساسی در ماجرای واینستاین به شمار میرفت، بخشی که من هیچگاه پیش از دیدن این فیلم آن را به این وضوح تجربه نکرده بودم: ترسی فراگیر و عمیق که بر قربانیان هاروی واینستاین غلبه کرده بود.
ماجرای فیلم در سال 2016 شروع میشود، زمانی که توهی (کری مولیگان)، یکی از گزارشگران تایمز، سعی دارد چندین زن را متقاعد کند که با او درباره دونالد ترامپ (که در آن زمان کاندید ریاست جمهوری بود) مصاحبه کرده و او را به آزار جسمی متهم کنند. تا به اینجا نیز ترس، نافذ و فراگیرنده است. ترامپ برای انکار این اتهامات به توهی تلفن کرده و خونش از عصبانیت به جوش آمده است و زمانی که داستان منتشر میشود، برای یکی از آن زنان در بستهای پستی مدفوع ارسال میشود.
او گفت پروسۀ تحقیقی توهی و کانتور را روایت کرده و به خصوص با حساسیت دقیق نهایت تلاشی که این دو گزارشگر در پردهبرداری از دلخراشترین موارد آزار و سوءاستفاده، اعمال قدرت و تحمیل در محل کار میکنند را به تصویر میکشد. (خود من در آن زمان در تایمز مشغول به کار بودم؛ اما هیچ ارتباطی با این دو یا هیچکدام از آنهایی که در فیلم نشان داده میشوند نداشتم.) این فیلم – که بر اساس کتاب توهی و کانتور با همین عنوان ساخته شده است – معقول، پر از حس مسئولیت و به لطف بازیگران اصلیاش جذابتر از پروسههای معمولی اتاق خبر دفتر روزنامه است.
رسیدن از ترامپ به واینستاین جهش بزرگی نیست. زمانی که کانتور (زویی کازان) شروع به گرفتن گزارشهایی در مورد رفتار آزارگرانه (و بدتر) او میکند، با رز مکگووان، اولین شاکی عمومی واینستاین، تماس تلفنی برقرار کرده و حتی مکگووان عصبانی هم از قبول شرکت کردن در داستان واهمه دارد. او میگوید که قبلاً هم گول خورده است – توسط تایمز، و دیگر خبرگزاریهایی که دنبال رسوایی واینستاین بوده و بعد بیخیال شدهاند.
توهی و کانتور شروع به کار با یکدیگر کرده و آنچه از طریق صحبت با کارمندان سابق میرامکس کشف میکنند این است که زنان در آنجا به شکلی سیستماتیک از نظر روانی مورد آزار و آسیب قرار گرفتهاند – ابتدا توسط هاروی، با لیست بلندبالای تشریفات سوءاستفادهگرانهاش (ماساژها و جکوزیهای زوری، برهنگی و خودارضایی و در برخی موارد خاص، تجاوز) و همچنین توسط آنچه بعد از آن اتفاق میافتد. اگر صحبتی در این مورد بکنند، از صنعت سینما و تلویزیون به کلی کنار گذاشته میشوند؛ هاروی میتواند با یک تماس این کار را انجام دهد و بسیاری هم مجبور به امضای توافقنامه عدم افشاء شدهاند، به این معنی که اگر صحبت کنند از آنها شکایت میشود. فرهنگ توافقنامههای عدم افشاء به بخشی از سیستم سرکوب تبدیل میشود، راهی برای خرید سکوت از طریق درخواست از این زنان برای امضای از دست دادن صدایشان.
فرای این موضوع، احساسی که واینستاین از داشتن حق قانونی به بحث آزار جسمی وارد کرده است نشان میدهد او مردی است که خارج از قانون زندگی میکند و اینکه در نتیجه چیزی جلودارش نخواهد بود. در او گفت، ما هرگز صورت واینستاین را نمیبینیم؛ اما صدایش را میشنویم – از پشت تلفن، و در فایلهای صوتی ترسناک و واقعی از او که توسط آمبرا باتیلانا گوتیرز در رویاروییهایش با هاروی و تاکتیکهای تهدیدی او در سالن هتل پنینسولا ساخته شدهاند و او را از پشت سر میبینیم، مردی که حرکاتش مثل دیو است. ترس، و مبارزه در برابر آن، مضمون کلیدی او گفت است. فیلم این ترس را - ترس از تجاوز، از بیکاری، از خجالت، از ویرانی، از ماشینهای سیاهی که شبانه دنبالت میکنند – در مرکزیترین بخش بحث آزار و اذیت جسمی قرار میدهد.
او گفت با پیروی از سنتهای آثار پیشین ژانرش (جدیدترین اثر، فیلم اسپاتلایت به کارگردانی تام مککارتی و برنده جایزه اسکار) عجله و اشتیاق تلاش برای داستانها و ماجراهای تازه را در قالب زندگی نازیبای روزمره ارائه میدهد. همچنین به سراغ فرضیه شومی هم میرود اما نمیتواند به طور کامل آن را باز کند: اینکه چقدر خیلی از ماها در سیستمهایی که مردان آزارگر را سر قدرت نگه میدارند شریک و دخیلیم. (برد پیت که اخیراً اظهاراتی بر علیهاش صورت گرفته است، تهیهکنندۀ اجرایی فیلم است.) اجرای عدالت به تمرکزی بنیادی و شروعی دوباره نیازمند است.
توهی (کری مولیگان) و کانتور (زویی کازان) مرکز فیلم هستند. اما داستان آنها توسط بخشهای کوچکی از زندگی زنانی که منبع اطلاعاتشان میشوند گفته میشود. فیلم در ایرلند سال 1992 و با سکانسی از لورا مدن (جنیفر ایهل) شروع میشود. لورا یکی از اولین زنانی است که درباره واینستاین مصاحبه میکند. در این سکانس او را سر فیلمبرداری یکی از فیلمهای میرامکس میبینیم. چیزی نمیگذرد که او به این کمپانی تولید فیلم ملحق شده و در سکانس بعد میبینیم که در خیابان در حال دویدن است – با چشمانی گریان و چهرهای نگران. این لحظه، گذشته را به حال متصل کرده و یکی از تأثیرگذارترین مضمونهای فیلم را به وجود میآورد: نسلی از زنانی که مجبور به ترک رویاها و تنها زندگی کردن با کابوسهایشان میشوند.
او گفت هم با دنبال کردن قالب فیلمهای همه مردان رئیسجمهور و اسپاتلایت به فیلمی غمانگیز، پراضطراب و جذاب تبدیل شده است، فیلمی بسیار شبیه به پایه و اساس کاری که خبرنگاران انجام میدهند. وقتی سر و کله توهی و کانتور، معمولاً بدون اطلاع قبلی، درِ خانۀ دستیاران سابق میرامکس پیدا میشود، وحشتی که در چهرههای این زنان پدیدار است بیشتر از کلماتشان حرف میزند. دو خبرنگار را میبینیم که مشغول رسیدن به کار و بچه و شوهرشان هستند و همبستگی عمیق آنها با زنانی که سعی در متقاعد کردنشان برای حرف زدن دارند را احساس میکنیم. گزارش آنها بین دستیاران سابق، ستارههای سینما (مکگووان، گوئینت پالترو و اشلی جاد، در نقش خودش) و همچنین مدیران مالی که پرداختن حق سکوتهای هاروی به قربانیانش را نادیده گرفتند، ارتباط برقرار میکند. ما شاهد مشقتهایی از سمت این دو خواهیم بود که مجبورند برای ایجاد احساس قدرت جمعی در این زنان تحمل کنند. (همچنین زمانی که متوجه میشوند رونان فارو هم در نیویورکر سر همین داستان کار میکند، فشار دیگری بر دوششان قرار میگیرد.) توهی و کانتور تار به تار داستان یک شبکه شرکتی شوم را میبافند که هاروی به عنوان عنکبوتی سمی در مرکز آن قرار دارد.
در قلب او گفت که با سرعتی آرام میتپد و گاهی مدتزمان بیش از دو ساعت فیلم را کشدارتر میکند، شهادت این زنان قرار دارد. به جای به تصویر کشیدن تجاوزها، شرادر با همکاری فیلمبردار ناتاشا برایر مونتاژهای صوتی تصویری میسازد: قطعهای از هاروی (که کمی هم از پشت دیده میشود؛ اما بیشتر معلوم نیست) در حال به زور بردن یک زن به داخل اتاقش نشان داده میشود و دوربین در آن حال به راهروی پرزرق و برق و آراسته هتل خیره شده است؛ از طرفی لورا داستان تجاوز را تعریف میکند و فیلم از جایی که او روی نیمکتی کنار جودی نشسته کات میشود و صحنه بعد، اتاق هتل را نشان میدهد که لباس زیر زنانه روی زمینش افتاده و صدای دوش حمام به گوش میرسد.
این لحظات برای زنانی که داستانشان تا دههها ناشنیده باقی میماند، نوعی بهبودی و جبران خسارت است. پنج سال پس از جنبش #MeToo که توسط فعال اجتماعی تارانا بورک ایجاد شد، دهها داستان مانند داستانهای توهی و کانتور منتشر شد و به تغییر نحوه صحبتمان درباره آزار و اذیت جسمی در محل کار و فرای آن کمک کرد. علیرغم اینکه جنبش توسط یک زن قربانی سیاهپوست رقم خورد، تعریفها و همدردیها حول زنان سفیدپوست انجام گرفت. انتظار نمیرود او گفت به این حقیقت نگرانکننده بپردازد؛ اما با ورود ناگزیر فیلم به اصول فیلمسازی تاریخی و زندگینامهای، امید است که این بحث دوباره زنده شده و انگیزهبخش مکالماتی باشد درباره اینکه چرا – چندین سال بعد – برخی شهادتها ظاهراً اهمیت بیشتری از باقی دارند.
تدوینگران فیلم به اتاقهای روشن دفتر تایمز کمی هم چاشنی تنش دراماتیک اضافه کردهاند – پاتریشا کلارکسون در نقش ربکا کوربت که هیچوقت رو نمیکند چقدر از ته دل میخواهد این داستان برای او باشد (گرچه این موضوع را از حرکات چشمهای کلارکسون میفهمیم)، و آندره بروگر در نقش دین باکت که مادرزادی مذاکرهکننده خوبی است و میداند چطور باید با تروریستهایی مثل واینستاین سر و کار داشت. مولیگان گاهی مکار و گاهی خشن است و کازان در نقش کانتور به خوبی تصویری از مغز یک خبرنگار را در اختیارمان میگذارد و با یکدیگر یک تیم خبرنگاری درجه یک، پویا و گاهی هم تأثیرگذار را تشکیل میدهند.
علیرغم تمام نقاط مثبت او گفت، پس از یک ساعت اول فوقالعادهاش دیگر آنطور که میخواهیم بازدهی و انرژی ندارد. اینکه میدانیم قدم بعدی چیست چیز زیادی نیست چرا که فیلم از جایی به بعد بیخیال پیچیدگی میشود. آیا توهی و کانتور میتوانند یک یا چند قربانی دیگر از واینستاین را متقاعد به حرف زدن کنند؟ بدون این، داستانی ندارند. با این حال به نوعی در طول انتظار برای آن لحظه موفقیت، فیلم شروع به هدفمندتر شدن میکند؛ اما هیجانش از هیجانی که ماجرای واینستاین پیدا کرده، کمتر شده است: پیشگویی از چگونگی تغییر ناگزیر جهان. او گفت رضایتبخش باقی میماند اما در پایان، داستان بیش از اینکه آشکارکننده باشد تکراری است.
منبع: ورایتی
مترجم: وحید فیض خواه
او گفت She Said (2022)
تاریخ اکران: 13 اکتبر 2022 (جشنواره فیلم نیویورک)
کارگردان: ماریا شریدر
نویسنده: ربکا لنکیویچ
توزیعکننده: یونیورسال پیکچرز
بازیگران: تام پلفری، کری مولیگان، جنیفر ایلی، سامانتا مورتون، زوئی کازان، پاتریشیا کلارکسون، آندره بروگر، وزلی هالووی
فیلمبرداری: ناتاشا برایر
تدوین: هانسیورگ واینبریج
موسیقی: نیکولاس بریتل
خلاصه داستان: دو خبرنگار نشریه نیویورک تایمز، «مگان توهی»(کری مولیگان) و «جودی کانتور»(زویی کازان) از مهمترین داستانها و اتفاقات زنان پرده برمیدارند و به راهاندازی جنبش MeToo# در سراسر جهان کمک میکنند.