فیلمی خلاقانه و تراژیک از جعفر پناهی

ترجمه اختصاصی سلام سینما
وقتی کتاب آموزش فیلمسازی در مخالف با سیاستهای رسمی نوشته شود، قطعاْ چند فصل آن کتاب و بخش زیادی از فهرست منابع آن دربارهی جعفر پناهی خواهد بود. او از وقتی که توسط مقامات رسمی در سال 2010 به مدت 20 سال از فیلمسازی منع شد، حداقل پنج فیلم الهامبخش تحسین برانگیز را جلوی دوربین برده است. با تمام سختیها، شاید بزرگترین سورپرایز کارنامهی کاری او همین موضوع است که چگونه توانسته چنین فیلمهایی را به طور غیرقانونی در ایران بسازد.
«خرس نیست» که اولین اکرانش را در جشنواره فیلم ونیز تجربه میکند، با یک یا دو اتفاق تکاندهنده آغاز میشود و در ادامه با لحنی مرکب از جدی و کمدی، نگاهی طعنهآمیز به مصائب زندگی روستایی در ایران میاندازد. از آنجایی که اخیراْ شرایط پناهی با محکوم شدن به پنج سال حبس بدتر شده است، پایانبندی فیلم نیز بسیار تلخ و تاریک است و به نظر میرسد فیلمساز تمام احساسات و عواطف شخصی خود را در آن دخیل کرده است. اگر فیلمهای ضدحکومتی پناهی تا به امروز سفری برای اکتشاف قدرت سینما برای مطالبهی آزادی بوده باشد، «خرس نیست» جایی است که پا روی ترمز میگذارد.
زهرا خدمتکار با نقشآفرینی مینا کاوانی، خدمتکار یک کافه در خیابانی شلوغ و کثیف است. او یواشکی از محل کارش بیرون میآید تا خبر خوبی را از بختیار با بازی بختیار پنجهای بشنود. بختیار پس از سالها توانسته است تا یک پاسپورت دزدی برای او جور کند تا بتواند به اروپا سفر کند. او نتوانسته بود برای خودش پاسپورتی جور کند اما قرار میشود که زهرا زودتر برود و بختیار بعداْ به او بپیوندد. زهرا سردرگم و ناراحت است و دلش نمیخواهد که بختیار را ترک کند اما با توجه به طبیعتگرایی پناهی در فیلمهایش میدانیم که قرار است اتفاقی بیافتد. کمی صحنهسازی و ساختگی بودن در فیلم وجود دارد مثل عبور مردی که بار سنگینی از کالاها را روی سرش حمل میکند و در حال سوت زدن است.
کمی بعد صدایی میشنویم که فریاد میزند: ″کات″. این فیلمی نیست که کارگردان «این یک فیلم نیست» در حال ساختن آن باشد. برعکس، این یک پروژه درون پروژهای دیگر است که در آن جعفر پناهی مثل همیشه نقش خودش را در آن بازی میکند و در حال نظارت بر فیلمبرداری از راه دور است. این فیلم در ترکیه به نام ساخته شده است در حالی که پناهی در ایران ممنوعالخروج است. این پروژه توسط دستیار پناهی یعنی «رضا حیدری» جلوی دوربین میرود و پناهی در روستایی مرزی در ایران به نام جبار، با استفاده از وای فای و اینترنتی غیر قابل اتکاء پروژه را کارگردانی میکند. میزبان او قنبر با نقشآفرینی وحید مبصری را میبینیم که او را روی پشت بام میبرد تا بتواند ارتباط اینترنتی بهتری پیدا کند.
قنبر اصرار زیادی دارد که خودش هم بالای پشت بام برود. همسایهها که دارای همان حس مهماننوازی افسانهای ایرانیها هستند، کمی به حضور پناهی در روستای کوچک مرزیشان مشکوک میشوند و با لحنی عذرخواهانه به قنبر میگوید که به نظر میرسد مهمان او از روی پشت بام زندگی آن ها را دید میزند. پناهی به طور اتفاقی صدای میکروفون قنبر را که در حال فیلمبرداری از یک عروسی محلی است، میشنود که ساکنان روستا دربارهی نیت او چه حرفهایی با هم میزنند. معمولاْ از فال گوش ایستادن چیزهای خوبی دربارهی خوذمان نمیشنویم اما پناهی از شنیدن حرفهای آنها، به جای اینکه نگران شود، حسابی سرگرم میشود. او در همین اثنا گشتی در روستا میزند و از کودکان عکسبرداری میکند و سعی میکند تا با فرهنگ محلی به شدت وطنپرستانهی روستا از طریق مادر قنبر با بازی نرجس دلارام آشنا شود.
اما دو اتفاق فضای داستان را تغییر میدهند. اولی هنگامی است که رضا از طریق یک قاچاقچی، پناهی را در مرز ایران و ترکیه روی تپهای میبرد تا بتواند لوکیشن پروژه را از بالا ببیند. دومی هنگامی است که دختری پریشان به نام گوزل با نقشآفرینی دریا عالی از پناهی درخواست کمک میکند تا عکسی که او معتقد است از او و پسری که دوستش دارد به نام سولدوز با بازی امیر داوری گرفته است را منتشر نکند زیرا اگر نامزدش که یک لات کله خراب به نام یعقوب (جواد سیاحی) است؛ آن عکس را ببیند، خون به پا خواهد شد.
پناهی تأکید میکند که او هرگز چنین عکسی نگرفته است اما به مرور کلانتر روستا با نقشآفرینی ناصر هاشمی هم وارد جریان میشود. همزمان در صحنهی فیلمبرداری همه چی از هم میپاشد. فیلمی که پناهی مشغول ساختن آن است در واقع فیلمبرداری از شرایط واقعی زهرا و بختیار است. هنگام فیلمبرداری سکانس نهایی که در واقع ساختگی است تا پناهی به نتیجهی مطلوب خود برسد، زهرا از نظر روانی فرو میپاشد و میگوید: ″ما در حال دست و پا زدن در این لجنزار هستیم ولی تو میتوانی پایان شاد خودت را بسازی″ سپس موی مصنوعیاش را از سر میآورد و میگوید: ″ولی همهی اینها غیرواقعی است″.
سرنوشت او باعث میشود که پناهی با حس ناامیدی او کنار بیاید. از طرفی دیگر شرایط روستا کار را برای ادامهی فیلمبرداری با مشکل جدی مواجه کرده است. وجود دوربین حقیقتی را که قرار بود ضبط کند، تغییر داده است. پناهی نمیتواند بدون اینکه خود را متهم کند، زهرا را متهم کند. گاهی عامدانه یا غیر عمد و حتی با بهترین نیتها، ما حقیقت سخت و تلخ زندگی را تبدیل به چیزی شیرین میکنیم تا خواستهی قصهگویی خودمان را برآورده کنیم اما هزینهی آن برای آدمهایی که داستانشان به اشتباه ارائه داده شده است، چیست؟
پیوستن دوبارهی فیلمبردار امین جعفری که در فیلم «سه رخ» و همچنین فیلم پسر پناهی یعنی «جاده خاکی» حضور داشته است، باعث شده تا شاهد لحظات غنی بصری در «خرس نیست» باشیم. حضور شخص پناهی جلوی دوربین حس دوستانه و به طور همزمان عجیب و عمیقی به فیلم داده است و پناهی توانسته است تا خشم خود را کارگردانی کرده و آن را به سمت یک تراژدی حرکت دهد. خرسی در «خرس نیست» وجود ندارد و تنها خطرهای موجود در فیلم شرایط امنیتی مرز و سنتهای کهن است که باعث شده است ساکنان روستا به تنهای نتوانند از آن دور شوند؛ و اصلا مهم نیست که این خطرات و مرزبندیها به صورت فیزیکی وجود دارند. اگر ترس و اضطراب جنسیتیزدهای که میبینیم واقعی باشد، میتواند مرگبار واقع شود.
منبع: ورایتی
مترجم: وحید فیض خواه
خرس نیست No Bears (2022)
تاریخ اکران: 9 سپتامبر 2022 (جشنواره فیلم ونیز)
کارگردان: جعفر پناهی
نویسنده: جعفر پناهی
توزیعکننده: سلولوید دریمز
بازیگران: جعفر پناهی، ناصر هاشمی، وحید مبصری، بختیار پنجهای، مینا کاوانی، رضا حیدری
فیلمبردار: امین جعفری
تدوین: امیر اطمینان
خلاصه داستان: «خرس نیست» داستان یک کارگردان سینماست که میخواهد از اتفاقی مستند در ترکیه، فیلمی عاشقانه بسازد. غافل از اینکه خودش ناخواسته در ایران، درگیر ماجرای عاشقانه دیگری میشود و ...