جستجو در سایت

1397/07/23 00:00

تجربه ژانر گنگ در سینمای ایران

تجربه ژانر گنگ در سینمای ایران

  

هومن سیدی در فیلم مغزهای کوچک زنگ زده دست به کار بسیار بزرگ و جاه طلبانه ای زده است، او در مقام کارگردان اجزای تشکیل دهنده یک ژانر را به نحوی هیجان انگیزی در کنار هم نظم داده تا تماشاگران و علاقه مندان به سینما برای اولین بار (تاکید میکنم برای اولین بار) به شکل دلپذیر و غافلگیر کننده ای شاهد ژانری با مضمون گانگستری در تاریخ سینمای ایران باشند.

فیلم مغزها... فیلم بسیار خوبی است، نه تنها یک سکوی پرش بسیار عالی برای هومن سیدی بلکه می تواند برای سینمای ایران که در فقر و تکرار ژانر به سر می برد باشد. از لوکیشن تا موسیقی و دکوپاژ، از دیالوگ های ناب، معین و مختص هر کاراکتر تا بازی بی نظیر تمامی بازیگران از کوچک تا بزرگ از ستاره ها تا تازه کارها و در نهایت کارگردانی هومن سیدی، همه و همه عالی و در خدمت فرم و ژانر گنگ آن است.

البته که سیدی در فیلم مغزها... به گفته بسیاری از کارشناسان الهام، تاثیر و ایده را از فیلم هایی چون ((دار و دسته نیویورکی ها)) و ((شهر خدا)) وام گرفته است اما به شکل صحیح، محتوا و فضا را ایرانیزه کرده و در دل گروهی از مردم حاشیه نشین شهر تهران به تصویر کشیده است. در واقع کشف رابطه بین این دو فیلم با فیلم مغزها... نه تنها هنر نبوده بلکه کاملا مشهود است؛ اما مسئله مهم و هنر واقعی، نحوه ارائه تاثیر این دو فیلم در شکل ایرانی فیلم سیدی است که همچون یک معمار در تبدیل فضای آمریکایی و یا برزیلی آن دو اثر به فضای ایرانی کاملا موفق عمل کرده است، در نتیجه واژه تقلید و یا کپی برچسبی نیست که بتوان به فیلم سیدی نسبت داد.

نکته قابل توجه دیگر در فیلم مغزها... این است که شاید در لحظاتی فضای خشن، زمخت، خونبار و گاهی بی عاطفه فیلم، تماشاگر را آزار دهد (مثلا در صحنه قتل شهره توسط شهروز) ولی باید به این مساله توجه داشت که دقیقا طبیعت و خصیصه  ژانر گنگ چنین بوده و بدون این تصاویر، فضاسازی درستی در این گونه از ژانر نخواهیم داشت. البته فیلم مغزها... بی ایراد و اشکال هم نیست و انتقادهایی هم به درستی به آن وارد است که در ادامه به آنها پرداخت خواهد شد اما در نهایت، فیلم چهارچوب درست خود را حفظ کرده و حاصل آن نه تنها فیلمی قابل دفاع است بلکه اثر بسیار خوبی است.

در فیلم مغزها... دنیای مردها به تصویر کشیده شده است در نتیجه هومن سیدی در ارائه تصویری درست از زن در یک جامعه و یا در ابعاد کوچکتر یعنی یک محله متاسفانه موفق نبوده است بطوری که زن های بتصویر کشیده شده فیلم همگی مهجور، آسیب دیده و گاهی بی دست و پا هستند. در حالی که این قطعا واقعیت کل جامعه نبوده و شاید قسمتی از جامعه باشد ولی نمی توان کلیت آن نسبت داد، مقایسه کنید با نقش سمیه (پریناز ایزدیار) در فیلم ((ابد و یک روز)) در همان فضای نکبت و فقیر خانواده با تمام مشکلات پیرامون اعتیاد و بی کاری.

برخلاف کل فیلم که دیالوگ ها بسیار سنجیده و بر پایه منطق بین بازیگران رد و بدل می شود اما در فضای زندان و ملاقات بین شکور و شاهین، دیالوگ ها خیلی منطق درستی ندارند. بطور مثال شکور بخوبی می داند که بزودی اعدام خواهد شد در نتیجه انتظار میرفت صحبت های او با شاهین برای واگذاری مقام قدرت، سنجیده تر نوشته شود و بهتر بود بر پایه نصیحت پدرانه (بعنوان برادر بزرگتر) و تذکر به شاهین برای مراقبت از بچه های محله و سرپرستی آنها و اینکه این همان ماموریت بزرگی است که شاهین سال های سال انتظار آن را میکشید، اما برخلاف آن، دیالوگ های شکور تماما برپایه سرکوفت، سرزنش، طعنه و عدم اعتماد او به شاهین نوشته شده است و در عین بی منطقی در پایان صحبت هایش جای مخفی پول های پس انداز شده را به او میگوید.

حرف آخر: فیلم مغزهای کوچک زنگ زده فیلم بسیار خوب از یک ژانر کمیاب در سینمای ایران است که قطعا تماشای آن را به تمام سینما دوستان و علاقه مندان پیشنهاد میکنم.

بهترین سکانس: لحظه قتل شهره توسط شهروز، سکوت قالب بر آن، ری اکشن های نوید محمد زاده و بازی بسیار عالی و زیر پوستی فرهاد اصلانی.