درامی مهيج

امتیاز منتقد:3.5/4
اين درام مهيج براساس رماني با همين نام از نويسنده كانادايي-ايرلندي اما داناهیو است كه درسال 2010 موفق به دريافت جوايز متعدد شده است.در اين رمان از جنايات مشابهي كه در زندگي واقعي نيز رخ داده است الهام گرفته شده است.اين رمان تنها يك داستان ساده از وحشت هاي نجات يافتگان نيست بلكه تمام المان هاي يك سناريو را نيز دارا مي باشد.اتاق مانند جشني براي روح سوزان يك رابطه درك ناشدني و نفوذ ناپذير است كه حتي در طاقت فرسا ترين شرايط بين مادر و فرزند تحمل مي شود.
اتاق قدرت عجيبي در برقراري ارتباط با تماشاچی دارد.اين فيلم امسال توانست جايزه بهترين فيلم از ديدگاه تماشاچيان را از جشنواره بين المللي فيلم تورنتو به دست آورد.دروغ ها در اين فيلم به صورت ظريف ارائه مي شوند و هسته روابط به صورت عالي بازگو مي شوند.همين باعث شده است كه اين فيلم كه با بودجه كمي نيز ساخته شده است بتواند قلب مردم را به دست آورد و سزاوار دريافت جايزه در فصل جوايز شود.
دو سوم اول اين فيلم بستگي بسيار زيادي به توانايي ساخت يك رابطه قابل باور و بسيار قديمي بين دو شخصيت اصلي فيلم يعني مادر و جك دارد. لنی آبراهامسون به عنوان كارگرداني كه اين فيلم را بر پايه يك فيلم نامه اقتباسي ساخته است بي شك نمي توانسته زوجي بهتر از بری لارسون (كه همچنان در پي يافتن راه هاي تازه براي درخشش مي باشد)و جیکوب ترمبلي(به عنوان يك اعجوبه كوچك كه بزرگترين استعداد او توانايي مافوق طبيعي اوست كه هرگز به نظر نمي رسد كه دارد بازي مي كند)را براي بازي در اين فيلم انتخاب كند.
فضاي زندگي آنها كه مانند يك جعبه 11در 11 مي باشد حداقل يك پنجره سقفي كوچكي دارد كه اجازه مي دهد برخي از ظواهر طبيعت وارد اين اتاق بشود.اما خورشيد و ماه و ستاره هاي اين اتاق جك است. جكي كه هيج شناختي نسبت به محيط اطراف خود ندارد.به واسطه تلاش هاي بي دريغ مادر جك پسري باهوش,پر انرژي ومجموعه سالمي از شادي است.او حتي اطلاعات خوبي از ادبيات هم دارد تا حدي كه جك قاتل غول پيكر و سامسون را نيز مي شناسد.قهرمان هايي كه او با آنها تا زماني كه موهايش از شانه هايش آويزان شود در ارتباط بوده است. او بيننده پروپاقرص انيميشن دورا جستجوگر و ماجراجويي هاي او مي باشد. براي جک اتاق نماينده واقعيت است درحالي كه تلويزيون تنها يك افسانه است.
اما تمام تمركز مادر بر تندرستي و خوشبختي جک و تا حدودي نيز خودش مي باشد.او دردهاي دنداني كه از ريشه خراب است را تحمل مي كند تا زماني كه بالاخره آن دندان مي افتد و تبديل به يكي از با ارزش ترين اموال پسرش مي شود.او بسيار كاردان و مدبر است تا جايي كه مي بينيم مقواي لوله هاي دستمال توالت و پوسته هاي به رشته درآمده تخم مرغ را تبديل به اسباب بازي مي كند. براي او جک حكم لنگر گاه برای كشتی را دارد و تنها دليل ادامه دادن و تاب آوردن است.چگونه او مي تواند ملاقات هاي مكرر زندانبان خود را(شخصي كه مادر، او را نیک پیر)با بازي شان بریدجرز) صدا مي كند( كه بسيار محتمل است را تحمل كند چرا كه او هر شب مي آيد و گاهي اوقات هم آذوقه هاي بسيار ضروري را با خود مي آورد؟درعوض نيک پير مادر را مرتبا مجبور به كاری می كند كه او دوست ندارد و اين در حالي است كه جک در قفسه لباس ها مخفی شده است و ظاهرا خواب است اما او معمولا بيدار است.
در حالی كه به نظر می رسد جک كاملا 5 ساله شده است مادر متوجه می شود كه او خيلی كنجكاو تر و عجيب تر شده است.نيک پير هم خطرناک تر شده است.و چيزي كه برای هردوی آنها بهتر است اين است كه برای فرار نقشه ای بكشد قبل از آنكه خيلی دير شود.آنچه كه در ادامه ديده می شود به صورت فوق العاده ای به تصوير كشيده شده است و نتيجه آن نيزبسيارعالی وموفق است.
عواقب بعدی اين فرارامتحان سختی براي مادر (كه نام اصلي او جوی نیوسام است) می باشد.آزاد بودن يك مسئله است و احساس آزادی كردن مسئله ای ديگر.در حالی كه او برای تحمل كردن فشار های روانی و جنگ برای دوباره وفق پيدا كردن با زندگی گذشته خود مشكل دارد،جک تمام هجوم اين دنيای بسيط را به آسانی می پذيرد.او همانطور كه تجربياتش گسترده تر می شود شكوفا می شود در حالی كه مادر در نقش يک بچه نيازمند و حتی زودرنج به قهقرا می رود.
جک به ويژه با همكاری مادربزرگ خود ((با بازی جوآن آلن)(كسی كه در يک سوم پاياني تنها لبخند او كمک زيادي به پيشرفت فيلم می كند) شكوفا می شود.او در پی ناپديد شدن دخترش از همسرش طلاق گرفته و با مرد جديدی به نام لئو كه بسيار مهربان و خوش طينت می باشد(با بازی تام مک كاموس)و با صبر زياد جک را راهنمايی و تشويق می كند زندگی می كند.اما اگر يک پيوند ضعيف در اتاق وجود داشته باشد آن ویلیام اچ میسي (كه نقش پدر جوی را بازي می كند )است كه خبر دوباره پيدا شدن دخترش را به شكل بسيار بدی می تواند مديريت كند چه برسد به اينكه بخواهد خبر داشتن نوه خود را مديريت كند.
يک نكته فوق العاده درمورد اتاق اين است كه چگونه يک فيلم صميمی پرسش های پر عظمتی از اين دست كه : چه چيزی ما را به عنوان انسان تعريف می كند،ما واقعا به چه چيزهايی برای زندگی كردن نيازمنديم،چرا كودكان زير فشارها به صورت شگفت انگيزی انعطاف پذيرند،چه اتفاقی می افتد زمانی كه تمام مشكلات ازبين بروند اما احساس خرسندی فقط يک خيال باطل بماند و والدين چه كاری بايد انجام بدهند زمانی كه نيازهای بچه ها بزرگ تر می شود را مطرح می كند؟
در پايان ما يكبار ديگر با مادر و فرزند تنها می مانيم.اين دو با همديگر مي توانند در را به روی گذشته ببندند و به آينده ای كه در حال طلوع كردن است نگاه كنند.
مترجم: مهسا احمدی