جستجو در سایت

1395/02/26 00:00

خوراک برای اندیشه ( نه برای عزاداران ) به سبک عجیب رومانیایی

خوراک برای اندیشه ( نه برای عزاداران ) به سبک عجیب رومانیایی

کارگردان فیلم " مرگ آقای لازارسکو " کریستی پویو بررسی ای بحث برانگیز درباره ی خانواده ای که برای مراسم تشییع جنازه ای در آپارتمانی دور هم جمع شده اند انجام داده .

کریستی پویو کارگردان رومانیایی ای که آثارش نظیر " مرگ آقای لازارسکو" و " آئورورا" فیلم هایی تلخ و گاها به صورت بی پرده ای مضحک و در بستر زادگاهش هستند از طریق سکانس های دیالوگ محور طولانی و بی احساس ، زندگی عادی را آنگونه که هست به نمایش میگذارند . دنیایی که مردمش هنوز از محرومیت ، دیوان سالاری و فسادی رنج میبرند که ظاهرا بعد از مرگ چائوشسکو در سال 1989 بر آنها تحمیل شده است . فیلم جدید او به صورت ابهام آمیزی سیرانوادا نام گذاری شده است . خود کارگردان در این باره میگوید : این یک مزخرف محض است ، جوکی درباره ی نام فیلم که با توجه به کشورهایی که در آن نمایش داده میشود تغییر میکند . شاید سیرانوادا اشاره به برزخی عاطفی دارد و شاید معادلیست بر اثر شکسپیر به نام " هرطور که شما دوست دارید " . در هرصورت هرچه میخواهید برداشت کنید

کنش ها نفس گیر ، شدید و آشنازدایی شده ، اغلب هوشمندانه و گاها زائد هستند. اساسا این فیلم درامیست درباره ی یک تشییع جنازه ی خانوادگی که به رسم معمول در آن احساسات و اسرار برملا و مورد کنکاش قرار میگیرند. من حتی میتوانم تصور کنم که سیرانوادا توسط آلن آیکبورن بازنویسی و در تئاتر به روی صحنه برود .

فیلم همچون تئاتری در یک آپارتمان محقر که خانواده ی بزرگی در آن به بهانه ی چیزی بین مراسم سالگرد و شب نشینی ای به یاد امیل که تازه مرده است دور هم جمع شده اند میگذرد. فیلم برروی پسر بزرگتر امیل یعنی لَری ( با بازی میمو برانسکو) تمرکز دارد که دکتریست مضطرب ، چاق و ریشو که زمانی در مراسم ظاهر میشود که در حال جر و بحثی شدید با زنش درباره ی این است که چرا به دخترش لباس دیزنی اشتباهی برای تئاتر مدرسه اش خریده است .

اقوام و بستگان به صورت تنش زایی دور هم جمع میشوند اما در طی سری وقایع عجیبی آنها از خوردن سر باز میزنند ! در ابتدا کشیش دیر می کند و آنها احساس میکنند نمیتوانند بدون دعاهای او لقمه بر دهان بگذارند . سپس پسری به اجرای این سنت قدیمی که در آن او باید لباس فرد فوت شده را بپوشد و در جای او بخوابد تا آن فرد مرده به آمرزش برسد اعتراض میکند. همچنین لباس بسیار بزرگ است و آنها باید آن را اندازه کنند و تا این پروسه تمام نشود آنها نمی توانند چیزی بخورند . سپس عموزاده ی منفور، کافر گردن کلفتی بدون دعوت از راه میرسد و تا او خارج نشود آنها نمیتوانند غذا خوردن را شروع کنند . آنها ضعف کرده اند ولی همچنان مینوشند تا تسکین یابند . آنها از مصیبتی غیر عادی همچون از جنس بلا های موجود در فیلم های بونوئل رنج میبرند . غذا در دسترسشان است ولی نمیتوانند به آن لب بزنند در نتیجه طبیعیست که از کوره در رفته و بحث و جدل آغاز شود .

یکی از برادران توهم توطئه دارد و مصرانه بر این عقیده ی خود پافشاری میکند که حادثه ی 11 سپتامبر یک عمل از پیش برنامه ریزی شده بوده است و با بمب گذاری های اوکلاهاما و کشتار شارلی ابدو مرتبط است . عمه ی بزرگشان یک کومونیست تمام عیار است و دختر برادرش را با گفتن اینکه رژیم چائوشسکو به مردم خانه و مدرسه میداد ناراحت می کند . کمی بعد دختر در حال گریه روی دیگر زشت خود را با محکوم کردن مارکس و لنین نشان میدهد . شهوت رانی های خانمان برانداز عمو تونی ( با بازی سورین مِدِلِنی) برملا میشود و همسر در عذاب او را از پای درآورده و از حال میرود . دوربین کارگردان فقط به آپارتمان محدود نمی شود ولی اغلب در راهروهای بین اتاق ها قرار میگیرد . وقتی تعداد زیادی از کاراکترها در یک جا جمع میشوند دوربین کاملا سیال به تکاپو میافتد و به روی شانه ها و سر همه میرود و سعی میکند نقطه نظری درباره ی اتفاق در جریان به دست بدهد ولی موفق عمل نمی کند . این یک روش جسورانه و چالش برانگیز است اما وقتی پویو مثلا در اتاق نقطه نظر دوربینش را تغییر میدهد از نقطه ی بهتری کنش را به روش معمول نشان میدهد و عمل قبلی خود را جبران میکند .

نوشیدن و نخوردن غذا ادامه میابد و لَری آنجا را ترک میکند و بعد از یک دعوای شدید با همسایه ها بر سر جای پارک ، اشکریزان افسوس خود از دروغ های پدرش را نشان میدهد . خاطره ای مهم از دوران کودکی اش پارادوکس عجیب ذهن پدرش را برملا میکند: " فریبکاری با ساده لوحی و خود فریبی همراه است"

این یک صحنه ی عجیب است. از بعضی جهات فضای فیلم باورکردنی نیست و از طرفی این هم باورکردنی نیست که لری و همسرش به راحتی آرام شوند و بعد از آن درگیری شکه کننده برسر جای پارک با همسایه ، با هم درباره ی خاطره ی کودکی لری بحث کنند .

سیرانوادا درامیست جذاب اما نمی‌تواند کاملا و در سرتاسر فیلم مکاشفه و کاتارسیس های ( آزاد شدن از تنش های عاطفی) خیلی خوبی ارائه دهد .

 

ترجمه از: عبدالرضا سلیمی